فتح کون محسن

سلام حامد هستم و اینم داستان ایام نوروز. بعد از آخرین سکس من با کیمیا و سمیرا حدود یک هفته میگذشت و منم دوباره حشری شده بودم برای یه سکس حسابی. نا گفته نَمونه ، من از یه طرف عاشق کون کردن هستم و هیچ گونه علاقه ای نسبت به کون دادن ندارم.(فاعلم) *** یه

فتح کون محسن بیشتر بخوانید »

ماه عسل

سلام دوستان. داستانی که مینوسم مربوطه به شب اول ازدواجم… *** ماتوی جنوب زندگی میکنیم. واسه ماه عسل رفتیم شیراز اولای عیدنوروز95 بود عصربود که رسیدیم خیلی خسته بودیم یه هتل پیداکردیم ووسایل ریختیم داخل وافتادیم روتخت خوابیدم غروب بود که بیدارشدیم رفتیم شاه چراغ وبیرون بعدم شام خوردیم وامدیم هتل یهویی یه بارون شدید

ماه عسل بیشتر بخوانید »

تو یه روز کس و کونم فتح شد

سلام دوستان من یه دختر 20 سالم که تو تهران زندگی میکنم و خانواده تقریبا آزادی دارم تو دوران دبیرستان زیاد دوست پسر داشتم اما رابطه هام انقدری دوام نداشت که به سکس بکشه داستان من از 2 سال پیش شروع شد چند وقتی بود که با پسری آشنا شده حسابی بهش علاقه مند شده

تو یه روز کس و کونم فتح شد بیشتر بخوانید »

فکر نمیکردم کردن مادرزن اینقدر حال بده

سلام خدمت همه دوستان.اسم من پوریا است و ۳۳ سالمه.۶ ساله که ازدواج کردم و یه پسر کوچولو شیطون دارم.مهندس برق هستم و خانمم پرستاره و پدرزنم سال اول عروسی ما فوت کرد.این قضیه واقعیت محضه و چون اتفاق جالبی برام بود دوست داشتم بنویسم.حالا یه سری هستن که فکر میکنن باید به هر داستانی

فکر نمیکردم کردن مادرزن اینقدر حال بده بیشتر بخوانید »

کیر درمانی

در مطب دکتر رو باز کردم رفتم داخل… *** یه آقای حدود پنجاه سال،بسیار موقر ونسبتا ساده و سبزه رو متخصص اورولوژی بود ‌ از من خواست بشینم و مشکلمو بگم شروع کردم از اول ، از حدود پانزده سالگی و سن بلوغ، گفتم بهش که به نظرم غده های بدنم به هم ریخته !!

کیر درمانی بیشتر بخوانید »

بی تاک

سلام اسمم ر… هست الان ۲۵سالمه قدم ۱۸۰ وزنم ۸۰ تقریبا سبزه قیافمم خوبه این داستان واسه ۳سال پیشه که بی تاک و لاین بازارش داغ بود… *** داشتم تو بی تاک دور میزدم به همه دخترا درخواست میدادم که یکی خورد به تورم درخواست دادم یک ساعت بعدش قبول کرد رفتم پی وی اسمش پرسیدم مشخصات چون

بی تاک بیشتر بخوانید »

سکس ضرب در چهار

این همه شوخی و خنده رو دیگه نمیتونم تحمل کنم، اگه یک سال قبل بود عمرا اگه سر شوخی و کل کل کم میاوردم و اینجوری عصبی میشدم،‌اما الان من اون آدم قبل نیستم. اصلا دوست نداشتم شب چله مثل پارسال با دوستا باشیم و قرار بود امسال خونه ما شب چله رو بگذرونیم، اما

سکس ضرب در چهار بیشتر بخوانید »

حال دادن به کون خودم

سلام ..خوبید ، این داستان گی هستش ، در مورد خودمه … *** من ۲۱ سالمه ، قدم ۱۷۴ وزنم ۷۵ ، بدنم سفید و کم مو ، قیافم معمولیه ، این کارو همین دو ساعت پیش انجام دادم ، راستش شیشه کشیدم و بد جور فاز سکس گرفتم و داشتم داستان میخوندم ، چند تا

حال دادن به کون خودم بیشتر بخوانید »

مامان و بابام چه کردن

باسلام به همه دوستان من رضام ۲۰ساله.این داستان مال وقتی بود که من سرباز بودم… *** تو یه شهر دیگه خدمت میکردم واصولا دیر به دیر میومدم خونه چون راهم دور بود. تو یکی از مرخصی هام که اومده بودم شب سوم یا چهارم به دعوت دوستام رفتم تو یه مکانی وبزم مشروب جور بود.

مامان و بابام چه کردن بیشتر بخوانید »

کسم قسمت جناب سرگرد بود

انقدر خندیده بودم گلوم درد گرفته بود امیرعلی ام حسابی قرمز شده بودو داشت سعی میکرد چون پشت فرمونه خندشو قورت بده اما من همچنان میخندیدم صاف نشست و گفت:انگار خوشت اومدا دختر من فقط ی جک گفتم …با خنده بهش نگاه کردمو گفتم:آخه جکت خیلی باحال بود امیر… و باز زدم زیر خنده .دستشو

کسم قسمت جناب سرگرد بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا