جنده کوچولوی من

من هیچ وقت خودم رو به یک معلم عادی بودن اونهم به شکل سنتیش محدود نکردم؛ توی کلاس روبروی دانش آموزا نشستن و تلاش برای متعهد کردنشون به درس خوندن چیزی نبود که من رو اقناع بکنه. همین باعث میشد که به تمامی جوانب تخصصم مسلط باشم. گرامر، ادبیات انگلیسی و سبک های اون از […]

جنده کوچولوی من Read More »

کردن زندایی

سلام دوستان عزیز اسم من بهزاده اهل یکی از شهرستان های اذری هستم… *** من پسری هستم 25 ساله قدم ۱۸۲وزنم ۷۴ خیلی خوشکل خوش هیکلم اما زن دایی من یه زن ۳۸ ساله هست اما خوب مونده باسینه و کون گنده خیلیم سکسیه ما همسایه هستیم دیوار به دیوار موقعی که زن دایم تو

کردن زندایی Read More »

صیغه شدن مامانم

سلام هر زن بیوه ای نیازهایی داره که باید تامین بشه ما باید با این موضوع کنار بیاییمو درکش کنیم… *** این موضوع مربوط میشه به یک سال پیش من 25 سالم بود و اون موقه 3 سال بود که بدنسازی کار میکردم تازه هیکلم خطی شده بود و حسابی تو باشگاه واسه خودم کیابیا

صیغه شدن مامانم Read More »

معمای عاشقانه

امروز،صبح بازم دیر از،خواب بیدار شدم فکر کنم تو این ماه ،این چهارمین صبحی بود که خواب میموندم احتمالا امروز خانوم شبان ازاد تلافی اون سه باری که گذشت کرده بود رو هم درمیاره واسه همین باید انتظار،هر برخوردی رو داشته باشم واضح بود تو اون ساعت نمیتونستم به جابجایی با اتوبوس فکر کنم آخه

معمای عاشقانه Read More »

سکس فوق العاده

سلام  دوستان. بایدبدونین که سکس بایه زن دیگه بخصوص زن شوهرداربه این راحتیان یست من خاطره ای که میخوام بنویسم نزدیک دوسال طول کشیدبعدازارتباط دونفره بایه اشنابه سکس انجامید… *** ابتداازتون عذرخواهی میکنم شایدداستانم طولانی بشه چون میخوام باجزئیات بنویسم. من اسمم امیره و تو یکی از روستاهای شهری در استان فارس زندگی میکردم بعدازگرفتن

سکس فوق العاده Read More »

کشف کیر

هفته ی پیش 16 ساله شده بودم ولی چندان حس جالبی نداشتم؛ چراکه همه ی دوستای دخترم باکرگیشون رو از دست داده بودن و من نه! اونا موقع ناهار یا صبحانه دور هم جمع میشدن و با شوق و ذوق از تجربیات سکسیشون حرف میزدن در حالیکه من فقط باید یه گوشه ساکت میشستم و

کشف کیر Read More »

کون صد تومنی

سلام من مهراب هستم ۳۵ ساله از شیراز من بعد از جدا شدن از زنم مجردم وتنها زندگی میکنم این داستان حدود ۳ماه قبل یعنی شهریور ۹۵اتفاق افتاد… ***   حدود ساعت۱۱بود رفتم بانک ملت که خیلی هم شلوغ بود حدود۶۰نفر جلوی من منتظر بودن.منم روی صندلی نشسته بودم که کنار صندلی من میزی بود

کون صد تومنی Read More »

تصمیم سوفیا

سرم سنگين بود… لب هام رو روى لب هاى بى حركتش گذاشتم. لب بالاش رو مكيدم و زبونم رو توى دهنش هل دادم. قدرى طول كشيد تا لب هاش حركت كنه و منو ببوسه. چشمام رو باز كردم و ازش فاصله گرفتم. بهت و تعجب از صورتش ميباريد. مستانه خنديدم و باز بوسيدمش! لب هاش

تصمیم سوفیا Read More »

فرار از خونه

سلام این داستان برمیگرده به ۳ سال پیش وقتی من تازه وارد ۲۰ سالگیم شده بودم… *** اسم من موناس از خودم بگم براتون قد ۱۶۰ وزن ۵۶ و سینه هام ۷۰ داستانه من از اونجایی شروع شد که خودارضایی میکردم و خودم پرده خودمو زده بودم تو خونه پدریم با زن بابام و دخترش

فرار از خونه Read More »

کون دادن به چوپون

سلام . من سپهر هستم و الان 22 سالمه این اتفاق مال هفت یا هشت سال پیشه… *** اسمش مرتضی بود و خیلی هیکل بزرگی داشت .خودش و پسرش از گرمسیر با گله اومده بودن و قرار بود که یک ماهی اینجا بمونن .یه باغ داشتیم که کنار مزرعه ای بود که چادر زده بودن

کون دادن به چوپون Read More »

Scroll to Top