لز بازی با دوستم

سلام . شهلا هستم جریانی که میگم مال زمان اول دبیرستانمه… *** الان 24سالمه دختر هاتی بودم ولی شیطونی نمیکردم جریان از اونجا شروع شد که مینو دوستم قرار بود بیاد خونمون بدنمو برام تمیز کنه همون اپلاسیون خلاصه مادرم و پدرم و داداشم رفتن خونه خالم چون دعوت بودن منم یه چی حاضری خوردم خونه جمع […]

لز بازی با دوستم بیشتر بخوانید »

مژگان من

کاش میشد برگردم اوایل انقلاب، وقتی که ماجرای این خاطره اتفاق افتاد. خب نمیشه، ولی خاطره اش رو که میتونم برا خودم زنده کنم… *** ساعت از 9 شب گذشته بود که تلفن زنگ زد. هنوز نه موبایل بود نه تلفن بی سیم. بابام که پای تلویزیون چرت میزد گفت گوشی رو بردار، اگه اونی

مژگان من بیشتر بخوانید »

اولین تجربه عسل با کیر تیمور

سلام . من عسلم 19 سالمه چند ماهی میشه که چشمم به داستان سکسی ها میخوره یه جا دیدم که همه راحت اتفاقات بچگی و اولین سکسشونو مینویسن تصمیم گرفتم منم با تغییر اسم اون شخص و نگفتن شهر و نشونی،چیزیو که فقط بهترین دوستم میدونه و بگم مثل همه نمیدونم این نوشته های من

اولین تجربه عسل با کیر تیمور بیشتر بخوانید »

مینا کونی

سلام به همه.  من یه پسرم مثل پسرای دیگه نزدیک 18سالمه هی اندازه ی سالارمونم بدک نیست اما مثل خرم نیست داستان من از اونجایی شروع میشه که مینا خانم که فک کنم دوسال از من بزرگتره و از فامیلای دورمونم هست که خودم به شخصه تا همین چن وقت پیش نمیشناختمشون چون نسبت دوری

مینا کونی بیشتر بخوانید »

بهترین درد دنیا

سلام . این خاطره اولین لذت جنسی منه  …   حدود پانزده سالم بود یه شب مهمون خونه خاله م بوده چند خانواده با هم بودیم حدود بیست نفر یه پسر خاله دارم 5 سال از من بزرگتر شب موقع خواب من توی رختخواب با اون بودم خانم ها توی یه اطاق مردها هم توی

بهترین درد دنیا بیشتر بخوانید »

کون دادن زیر آسمون آبی‌

سلام من آرشم. میخوام داستان کون دادنم رو بعد از ۱۲ سال رو تعریف کنم… *** از خودم بگم که خیلی سفید و کونی بزرگ دارم جوری که وقتی میخوام سوراخم رو ببینم باید از هم بازش کنم یکم تپل و کاملا سکسی. من قبلا وقتی ۱۷ سالم بود با پسر داییم سکس داشتم البته

کون دادن زیر آسمون آبی‌ بیشتر بخوانید »

ماه عسل با خاله

سلام خدمت دوستان. اسمم سیامک هست و خواستم یه اتفاق جالب رو براتون تعریف کنم.من توی یه خانواده مذهبی زندگی میکنم و البته خودم در قید و بند این چیزا نیستم.قضیه مربوط به پارساله.من یه خاله ۳۸ ساله دارم که شوهرش دوسال پیش توی تصادف جاده شمال فوت کرد…چند وقتی درگیر دادگاه و مسایل دیه

ماه عسل با خاله بیشتر بخوانید »

سکس با عشق قدیمی

سلام من بار دوم یا سومه که مینویسم.این هم مثل قبلیا داستان نیست خاطره ی سکسیمه ازخودم براتون بگم که 29سالمه قدوهیکلمم متوسطه.یه دوست دخترداشتم خیلی دوستش داشتم وهمه جوره تیریپ لاو بودیم طوری که عالم و آدم منتظر ازدواج ما بودن.منم خیلی خودمو زدم به این در و اون در که باهاش ازدواج کنم

سکس با عشق قدیمی بیشتر بخوانید »

مادرزن کون طاقچه ای

با سلام.اسم من کامران و ۳۲ سالمه.دوتا دختر دوقلو دارم که پنج سالشونه.متاسفانه زنم سه سال پیش بر اثر تصادف بعد یکماه که توی کما بود از دنیا رفت.تازه از داغ پدرزنم پراکنده بودیم که این اتفاق افتاد… *** پدرزنم یه آپارتمان سه طبقه داشت که یه واحدش رو خریدم و بعد اینکه سکته کرد،بخاطر

مادرزن کون طاقچه ای بیشتر بخوانید »

حشر با درجه ی صد و بیست

سلام من کامران (مستعار) هستم سی و چند ساله از تهران ، خاطره ای که میخوام باهاتون در میان بگذارم مال حدودا 2 ماه پیشه… *** اون زمان من با خانمی دوست بودم به نام شیدا(مستعار) که تقریبا 2 سال از من کوچکتر بود . من وشیدا تو یه مهمونی دوستانه با هم آشنا شده

حشر با درجه ی صد و بیست بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا