برده‌ای به نام هما

سلام به همه. هما هستم. ۱۹ سالمه. قدم ۱۶۰ سانته اما عوضش باسن و سینه‌های خوبی‌ دارم بر عکس کمر باریکم و شیکمم که صاف صافه. یه دختر معمولی که عاشق تحقیر شدن هستم. همیشه از تحقیر شدن لذت می‌بردم و هنوزم میبرم.همیشه دوست داشتم برده بشم و اربابم تحقیرم کنه… دوست داشتم یک ارباب […]

برده‌ای به نام هما بیشتر بخوانید »

ابی بود که منو کونی کرد

۷ سالم بود که مدرسه میرفتم … من اولین فرزند خونه بین ۳ تا داداشامم واسه همین مادرم خیلی حواسش به من بود. مادرم واسه اینکه تو درسا پیشرفت کنم منو میبرد پیش همسایه بالاییمون پیش رعنا دختر ستاره خانوم تا تو درسا بهم کمک کنه…. اونجا بود که واسه اولین بار ابراهیمو دیدم.. ابی

ابی بود که منو کونی کرد بیشتر بخوانید »

عجب صحنه‌ای بود

ما تو یه اپارتمان شخصی ساز ۴ واحده زندگی میکنیم هر طبقه دو واحد واحد روبه روی ما چند روزی بود که خالی شده بود طبقه پایین هم یه واحدش پر بود که اونا هم یه زوج جوان بودن ولی بیشتر سال رو تو شهرستان میگذروندن.همکارم سعید که اونم مثل من اون موقع ۲۹ سالش

عجب صحنه‌ای بود بیشتر بخوانید »

ليس زن سوراخ كون محبوبه

من و طاها همسايه بوديم از بچگى با هم بازى ميكرديم و تا سال اول دبيرستان با هم بوديم كه بعد انتخاب رشته كرديم و از هم جدا شديم اما هنوز همسايه بوديم و مثل گذشته ولى فقط مدرسه هامون عوض شد.اولين بار سال اول راهنمايى كير همو ديديم بعد من طاها رو از اون

ليس زن سوراخ كون محبوبه بیشتر بخوانید »

کردن کس عروس عمه

درود به همه ی حشری‌های کس پرست. حسین هستم. من شغل آزاد دارم و با خانومم و یک پسر 7 ساله زندگی میکنم. از لحاظ مالی وضع خوبی دارم ( البته این رو بگم که الان 2 تا بچه دارم و این موضوع که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به زمانیه که من یک پسر

کردن کس عروس عمه بیشتر بخوانید »

منشی زیبای اداره

سلام به دوستان من احمد هستم 44 ساله با قد 173 و اندام متوسط آدم زیاد جذابی نیستم ولی زشت هم نیستم سال 93 توی یک اداره بعنوان معاون مشغول به کار بودم و به اتفاق رئیس اداره یک منشی مشترک داشتیم که میز کارش در انتهای یک کوریدور بود و اتاق های من و

منشی زیبای اداره بیشتر بخوانید »

فتیش زوری خواهرم با من

اسم من غزله .من 26 سالمه و متاهل هستم.اسم خواهرم فاطمه هست و متاهل هست و 30 سالشه.فاطمه خواهرم کارمنده و کاری با من کرد که من هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم.یه روز فاطمه از سره کار اومد خونه من.اون روز شوهر من شیفت بود و شوهر فاطمه هم که مغازه داشت سره کارش

فتیش زوری خواهرم با من بیشتر بخوانید »

حس خوب وصف نشدنی

 با سلام.حامد هستم از بندر انزلی. نامزد من 20 سالشه با پاهای تپل و رون گوشتی و کون قلمبه سینهای 70…میخام چنتا از خاطرات مالیده شدنشو بگم….معمولا نامزدم هر لباسی بپوشه چون کونش گندست قشنگگگگ قلنبگیش از رو هر لباسی دیده میشه…تو خیابون همه چشمشون به کونشه…همشه تو جاهای شلوغ مردا از پشت میچسبن بهش

حس خوب وصف نشدنی بیشتر بخوانید »

از کار بیکار شده

امروز از کار بیکار شده بودم و مادر و نا پدریم از شنیدن این مسئله اصلا خوشحال نمیشدن. چون قرارمون این بود که تنها در صورتی هزینه های دانشگاهمو بدن که تابستونا سرکار برم و از عاطل و باطل گشتنم اصلا خوششون نمیومد و دوست داشتن که حتما یه شغلی داشته باشم…   واقعا عاجز

از کار بیکار شده بیشتر بخوانید »

یه کیر تو کونم یه کیر تو دهنم

سلام به همه داستانی رو که میخوام بگم برای 4 سال پیش هستش من الان 18سالمه و من یه پسر هات هستم و بیشتر دوست دارم با پسرها سکس کنم ومیخوام حسابی منو بکنن و از خودم بگم قدم 158 و وزنم 71کیلو بدنم کمی مو داره که بیشتر وقتا تمیز میکنم و دوست دارم

یه کیر تو کونم یه کیر تو دهنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا