اینبار با مهدی
سلام دوستان من مبینم و یه بار دیگه یکی از خاطراتمو اینجا گزاشتم که مربوط می شد به گی من با دوستم متین. من عادت ندارم خاطره هامو نصفه نیمه تعریف کنم و ببخشید که یکم طولانی شد ولی مطمنم حتی اگه داستان قبلیمو نخونده باشین بازم لذت میبرین ازش… *** همونجور که دفعه ی […]
