تجاوز وحشیانه شوهر خالم به من

سلام. من سارا هستم 19 ساله و این جریانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سه سال پیش که من 16سالم بود راستش من اندامم بزرگه و تو چشم میام و بخاطر همین خیلی زیاد حواسمو جمع میکنم که جلب توجه نکنم. داستان از اونجایی شروع شدکه بابام یه کاری براش پیش اومد و […]

تجاوز وحشیانه شوهر خالم به من Read More »

درد کون

این که میگم داستان نیست واقعه ای خاطره هم هست هم ارزو سی سالمه تا حالا ندادم خیلی دوست دارم کون بدم ولی ساک زدم واسه یکی کیرش خوردم بگذریم چطوری … ولی کون ندادم خیلی دوست دارم بدم در حدی که یه خیار بزرگ میذارم بین بره های شوفاژ روشن که گرم بشه حس

درد کون Read More »

خونه شاگرد

تو خونه و فامیل بهم میگفتن فاطی. خوشم نمیومد، به نظرم پشت این لفظ خودمونی یه چیزی غیر از صمیمیت هم بود: فاطی بپر درو وا کن، فاطی بدو بچه رو بگیر، یا دستورای دیگه. تو خونواده ی فقیری به دنیا اومدم. هفت هشت سالم بود که سپردنم به یه خونواده ی پولدار به عنوان

خونه شاگرد Read More »

ضربدری با خواهر زن و باجناق

سلام .امیدوارم کیراتون راست باشه کس هاتون قلمبه رامین هستم الناز زنم خیلی خوشکله خیلی هم دوستش دارم ولی همه مردا میدونن بعد از یه مدتی زنت هر چقدر خوشکل باشه یه کم واست تکراری میشه مخصوصا چون نمیشه زن خودت رو جر بدی و پارش کنی به فکر یکی دیگه میفتی و اون یکی

ضربدری با خواهر زن و باجناق Read More »

صاحب کارم آبجیمو کرد

سلام من نیما هستم و 17سالمه در یه مغازه مبل فروشی کار میکردم خواهرم مینا بعضی وقتا که از دانشگاه میومد دمه مغازه باهم میرفتیم خانه چند باری که مینا امده بود در مغازه با خانم صاحب معازه که خانم 39 ساله بود دوست شده بودن وبعد از یه مدت خیلی صمیمی شدن.خانم صاحب مغازه

صاحب کارم آبجیمو کرد Read More »

اوبنه ای

سلام. من نیما هستم داستانی که براتون تعریف میکنم توی سن چهارده سالگی برای من اتفاق افتاد… *** از وقتی وارد دوره راهنمایی شدم نگاه سنگین بعضی معلما رو روی خودم حس میکردم و به هر بهانه ای بود سعی میکردن منو بغل کنن و ببوسن و بمالن چون من یه پسر سفید مفید و

اوبنه ای Read More »

کیرش بهم انرژی میده

سلام من اسمم هستی ۲۹سالمه داستانی که میخوام بنویسم داستان خودمه و همش واقعیته… *** من چندین ساله که عاشق یکی از دوستای داداشم هستم به اسم رامین اینو بگم داداشم خیلی غیرتی اصلا اجازه نمیده دوستاش خونه بیان رامین صمیمی ترین دوستشه من همیشه دورادور ازش خبر داشتم و همیشه شماره اش رو داشتم

کیرش بهم انرژی میده Read More »

تمایل به کونی بودن

سلام، اول از همه بگم این خاطره  گی منه، از خودم بگم، اسمم مهرانه 25 سالمه دوجنسگرام ولی بیشتر تمایلم به مفعول بودنه، عاااااشق ساک زدنم هستم… این خاطره مربوط میشه به دو سال پیش که یکی از دوستام فهمید من تمایل به کونی بودن دارم. من به خاطر قضاوت ها و فکرای مردم، متاسفانه

تمایل به کونی بودن Read More »

سکس با برادر ناتنی

سلام دوستان من ساقی هستم 20 سالمه،یه دختر خوش اندام و خوشگل هستم. خاطره اولین سکس من مربوط میشه به یکسال پیش با طاها برادر ناتنیم… ***   طاها 4 سال از من بزرگتره و روزی که پدرم ازدواج مجدد کرد و زنش اومد به خونه ی ما تنها بود،طاها دانشجو بود و یه شهر دیگه

سکس با برادر ناتنی Read More »

همسفر

وسطای زمستون بود و هوا سرد. زیر نور پلیس راه منتظر وسیله ای بودم تا خودم رو به شهری که در اون درس میخوندم برسونم, نگاه هایی رو رو خودم حس میکردم ولی در شرایطی نبودم که بخوام بهشون توجه کنم. استرس این که بلاخره تو این سرما واین شب لعنتی اتوبوس یا ماشینی گیرم

همسفر Read More »

Scroll to Top