آروم آروم تا دسته

یکماه از آشنایی مون میگذشت که لب گرفتن و پستون مالیدن و در مالی از روی شلوار داشتیم. وقتی قرار شد نامزد کنیم، لختش میکردم، فقط سوتین و شورت تنش بود. خودمم با شورت. میمالیدم به کوسش و پستوناشو میخوردم. بعد چند جلسه لخت لختش میکردم و کیرمو میذاشتم لای کوسش. از حال میرفت. نوک

آروم آروم تا دسته بیشتر بخوانید »

حشر کون دادن

سلام من حمید هستم الان ۳۰ سال دارم و این خاطره مربوط به ۸ سالگیمه…   اون موقع ها من یه پسر سبزه بودم با قد بلند اما خودم خبر نداشتم که چه کون گرد و خوشگلی دارم . هم سن های من یادشونه که عشق اینو داشتیم تابستونا بریم تو کوچه خیابون بازی کنیم

حشر کون دادن بیشتر بخوانید »

فروشنده ی خوش شانس

با شراره زنم رفتیم خرید تا شراره رفت اطاق پرو حس اینکه الان پشت پرده زنم لخته وسوسم میکرد خدایی فروشنده هم خوب بکنی بود…   زنم- عزیزم، میشه یه لحظه بیای؟ من- جان؟ پوشیدی؟ زنم- خیلی خوشگله؛ ولی از کونم بالا نمیره…. صدام رو آوردم پایین و به شوخی گفتم: از بس که کون

فروشنده ی خوش شانس بیشتر بخوانید »

خوشم میومد وقتی که میخورد

دایی من ۵ سال از من بزرگتره. تابستون که میشد میرفتیم خونه ی مامان بزرگم. بعد از ناهار همه میخوابیدن. من هنوز بالغ نشده بودم. دیدم داییم نیست. همه جا رو گشتم. نبود. رفتم طرف اتاق زیر شیروونی، اونجا بود و داشت جق میزد. تا منو دید گفت بیا تو و در رو ببند. پیژامه

خوشم میومد وقتی که میخورد بیشتر بخوانید »

نباید خیلی‌ میمالیدش

سلام به حشری های دوست داشتنی اسمم سجاد هستش و عاشق گی هستم .از بچگی گرفتارش شدم البته سکس با زن رو هم دوست دارم ولی گی یه چیز دیگس … *** وقتی کوچیک بودم بعضی از بچه ها که بزرگتر بودن تا دست به دودولم میزدن حس خوبی بهم دست میداد و رام میشدم و

نباید خیلی‌ میمالیدش بیشتر بخوانید »

جبران کمبود کیر مامان

سلام دوستان.   من صادق هستم ۱۸ سالمه قدم ۱۷۲ وزنم ۵۴ کلا لاغرم و مامانم لیلا ۴۰ سالشه قدش حدودا ۱۶۷ وزنش هم حدود ۷۵ کیلو هیکل نرمالی داره کونش یک زده از متوسط بزرگ تره سینه ۷۵ چشم های مشکی رون های گوشتی بابام هم شغلش آزاده یه دادش کوچیک دارم کلاس پنجمه.

جبران کمبود کیر مامان بیشتر بخوانید »

مامان منم یه جندس

خانواده ما 4 نفرس پدر ، مادر ، دو تا دختر به نظرم مثل بقیه ایم نه خیلی مذهبی نه خیلی باز اما حریم هارو رعایت میکنیم من 17 سالمه خواهرم 21 مادرم هم 44 هر سه مانتویی مادرم مانتویی نسل قدیم که پوشیده هستش من و خواهرم نسل جدید ، مو ها بیرون مانتوها

مامان منم یه جندس بیشتر بخوانید »

فاطمه حشری

اسم دو تا برادرای غیرتیم حیدر و هاشم بود از وقتی بچه بودم همیشه هوای ناموسشون رو که من باشم داشتن . تا به سن دانشگاه رسیدم سر من صد بار تو کوچه دعوا کردن . خوشبختانه از من نتونسته بودن آتو بگیرن . من خیلی کیر دلم می خواست ولی اصلا اصلا شرایطشو نداشتم

فاطمه حشری بیشتر بخوانید »

دیگه دختر خوبی‌ شدم

جندگی های من برای شوهر خالم و پسرخاله هام قسمت چهارم بعد از جر دادن کونم توسط پسر داییم سوار آژانسی شدم که رانندش با پسر داییم دوست بود، و من نمیدونستم، عقب نشستم، یکم که جلو رفتیم، بهم گفت میدونم پسر دایی ات باهات چیکار کرد، باهاش هماهنگ کرده بود که رفیقشم منو بکنه،

دیگه دختر خوبی‌ شدم بیشتر بخوانید »

آاخ که چه کوسی بود

سلام به همه دوستان من اولین باره که میخوام داستانمو بنویسم کاملا واقعیه حالا آخر هرکی خواست فحش بده من امیر حسینم ۲۵ سالمه بچه تهرانم نازی آباد . نه قیافه جذابی دارم نه هیکل سکسی خیلی معمولیم زشتم نیستم ‌‌مامانم یه دختر خاله داره به اسم افسانه ۳۵ سالشه جدا شده یه هیکل خیلی

آاخ که چه کوسی بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا