فکر میکرد بردشم
سلام ، اسمس سیناست و این داستان شروعش بر میگرده ب ۱ سال پیش… *** من تقریبا ی ۵ سالی بود ک کلاس زبان میرفتم و همین چند ماه پیش تموم کردم ، من ۲۰ سالمه ، هیکلم بد نیست ، کیرم ۱۷ سانته و قدم ۱۷۵ … خوب داستان از اون جایی شرو شد ک […]
سلام ، اسمس سیناست و این داستان شروعش بر میگرده ب ۱ سال پیش… *** من تقریبا ی ۵ سالی بود ک کلاس زبان میرفتم و همین چند ماه پیش تموم کردم ، من ۲۰ سالمه ، هیکلم بد نیست ، کیرم ۱۷ سانته و قدم ۱۷۵ … خوب داستان از اون جایی شرو شد ک […]
سلام به همه … راستش خیلی وقت بود که میخواستم داستان کون دادنم رو باهاتون به اشتراک بذارم. در ضمن توی این داستان از اسمهای مستعار استفاده کردم. من پارسا هستم از شیراز. این داستان برمیگرد به موقعی که ۱۶ ساله بودم. ما یه دوست خانوادگی داشتیم به اسم شایان که از بچگی با
کیرش تو حلقم کیرش تو کونم Read More »
اسم من بهنامِ و 25 سالمه. تقریبا از 13 یا 14 سالگی با حامد ، پسرعموم رابطه داشتم. اوایل فقط در حد لاپایی بود ولی چهار پنج سالی میشه که کامل از کون بهش میدم. این داستان آخرین سکسمونِ که عید همین امسال اتفاق افتاد… *** وسط تعطیلات عید، دم غروب بود که حامد پسرعموم
سلام. اسم من حمید رضاست. داستان دوبار کون دادن به پسر خالم بهتون گفتم و گفتم چجوری زنم الناز رو کرد… *** الان میخام یه خاطره گه از مجتبی بگم و از دفعه دیگه بقیه کون دادنام رو بگم. بعد از اینکه مجتبی زن منو گایید و بعد یه هفته کردنش رفت شهرشون فهمیدم که
من پریسا هستم 28 سالمه و سه ساله که با آرش که اونم سی و سه سال داره ازدواج کردم از زندگیم خیلی هم راضیم و هیچوقت به فکر خیانت به شوهرم نبوده ام اما چند وقتیه که بدجوری خاطرخواه محمد شوهر دوستم شدم… اینو بگم که آرش هیچوقت اهل گیردادن به من نبوده
فرصتی برای با هم بودن من و شوهر دوستم Read More »
سلام اسمم آرش الان۱۸ سالمه اولین خاطره کون دادنم بر میگرده به ۷سالگیم که داییم کونم گذاشت خیلی درد داشت اما واسه اولین بار لذت بخش بود میخواستم بازم تکرارش بشه ولی روم نمیشد به دایم بگم میترسیدم باخودم ور برم تا اینکه من دوم راهنمایی شدم و تو همون ماهای اول پاییز بود که
کون دادنو دوس دارم Read More »
بعد از انقلاب اکتبر 2138 و جنگ داخلی که بعد از اون حادث شد، نژاد سیاه پوست قدرت را به دست گرفت، سیاه پوستها به عنوان نژاد برتر شناخته شدند و سایر نژادها به عنوان برده در کشور به کار گرفته شدند… *** قوانین سفت و سختی حاکم شد، از جمله این که مردهای سفیدپوست
سلام من مرضیم ۳۲ سالمه ۷ساله عروسی کردم شوهرم مرتضی ۳۷سالشه.خوشتیپ و خوش هیکل خودم پوستم سفید قدم۱۷۰… شوهرم تو سکس خیلی عاشق کونمه.اما تا اونشب نتونسته بودم درست بهش حال بدم. میدادما اما نهایتا سرش میرف تو کونم اونم اینقدر ناله و گریه میکردم که کوفتش میشود. یه روز تصمیم گرفتم تا یه
گذاشتم تا ته بکنه تو کونم Read More »
سلام نمیخوام زیاد حاشیه برم فقط همینو بگم كه من نوزده سالمه و این داستان تقریبا مال یه ماه پیشه … *** ساعت تقریبا یك شب بود و من میخواستم برگردم خونه، یه ذره مست بودم در حدی كه فقط سرم داغ بود، اما كره كرده بودم و دوست داشتم كیر یه نفرو یه عالمه
کاش یه چیز دیگه به جز کیر خواسته بودم Read More »
سلام اسم من ارسلانه و میخوام داستان خودمو که چطور برده دختر دختر خاله مادرم که اسمش نادیا بود رو بگم *** من عاشق فوت فتیش بودم از وقتی که یادم میاد این حس با من بود و نادیا هم همسن من بود ما تهران بودیم و اون تبریز تقریبا هر 4 ماه همو میدیدیم
نادیا میسترس رویاهای من Read More »