گاییده شدن زنم جلوی چشمام

من کامرانم 33 سالمه مهندس عمرانم و تو یه شرکت خصوصی مدیر یه بخشی از شرکت هستم همسرم هم الهام 26 سالشه و خونه داره قد نسبتا بلند و بدن توپری داره نقطه قوت بدنش رون ها و باسن فوق سکسیشه که با وجود موهای بلند خرماییش به یه تناسب سکسی خاصی رسیده بطوری که […]

گاییده شدن زنم جلوی چشمام بیشتر بخوانید »

جدال با کیر عربی‌

برای جنگ با داعش تو استان الانبار عراق اعزام شده بودم تو یکی از روستا های تحت اشغال داعش میجنگیدیم و پشت سنگر داشتم به مقر دواعش شلیک میکردم و تیرم تموم شد تا اینکه یه تفنگ رو رو سرم حس کردم برگشتم دیدم یکی از داعشی هاست که میخواد بکشتم به عربی یه چیزی

جدال با کیر عربی‌ بیشتر بخوانید »

عجب حشری هایی پیدا میشن

دم عید بود و خرید و شلوغی بازارا…. من و خانومم هم تصمیم گرفتیم بریم بازار برای خریدای عید. اون روز خیلی به خودش رسیده بود. آرایش قشنگی داشت و صورتش واقعاً خوشگل و سکسی شده بود. تیپای باز و سکسی و جوون پسندی هم میزنه. یه ساپورت کرم رنگ و خیلی تنگ که از

عجب حشری هایی پیدا میشن بیشتر بخوانید »

راضیه راضیم کرد

سلام. من نرگس هستم بیست یک ساله با بدن سبزه سینه معمولی سایز هفتاد رون های توپول باسن تقریبا گرد و بزرگ.من تو یه خانواده پنج نفره زندگی میکنم تو خونه ما کسی با نوع پوشش و نوع اعتقادو واینجور مسائل هم دیگه کار ندارن چون خانواده مادرم کلا مذهبی و مقید ولی خانواده پدرم

راضیه راضیم کرد بیشتر بخوانید »

طلا بانوی کوچک

چند باری پشت سر هم دستمو رو بوق گذاشتم، نخیر!..پیداش نمیشد.دودستی محکم زدم رو فرمون ماشینو و داشتم حرص می‌خوردم…خیابون بخاطر قرار گرفتن چندتا بوتیک و فروشگاه همیشه ی خدا شلوغ بود، حالام معلوم نبود ماشین کی در مجمتع پارکه و باید صبر میکردم تا صاحبش پیدا بشه، که بتونم ماشین و ببرم تو… گرمای

طلا بانوی کوچک بیشتر بخوانید »

پیشیمانی به توان دو

بعد از جدایی از همسرم فقط خود ارضایی می کردم ؛ با کسی سکس نداشتم تا اینکه از طریق فیس بوک با دختری به نام فاطمه آشنا شدم.دختری بود با پوست سفید و چشمان عسلی ، فقط دماغش یکم بزرگ بود ولی صورت زیبایی داشت ، چادری بود ولی قبل از سکس که دیدمش ،

پیشیمانی به توان دو بیشتر بخوانید »

حال دادن به خواهرای حشریم

 سمیه و سمیرا  خواهرام هستن . اسمم سیامکه تو خونه بین دوستان سیا صدام میکنند . بزارید از خودم و دوتا خواهرای خوشگلم بگم . سمیه بچه اول هست بعد منم بعد سمیرا سمیه 27 سالشه من 24 و سمیرا 22 خب همونطورکه پنج انگشت یک دست باهم فرق دارند ما برادر و خواهرها هم

حال دادن به خواهرای حشریم بیشتر بخوانید »

مشاور بچه باز

سلام. اسم من وحيده و اين داستان مربوط ميشه به چنديد سال پيش كه من اول دبيرستان بودم به همراه هم كلاسيام از طرف مدرسه رفتيم مشهد… *** مدير و مشاور و چند تا از معلم ها هم بودن. اگه مدرسه ى پسرونه تو ايران رفتيد و با مدرسه سفرى رفتيد حتماً خيلى داستان روابط

مشاور بچه باز بیشتر بخوانید »

چاقال شخصی

سلام. اسمم حميدرضاست. داستان کون دادن به پسرخالم مجتبی و جنده شدن زنم توسط اونو گفتم. حالا میخام داستان کون دادنای دیگم رو بگم… *** من راهنمایی تو مدرسه غیر انتفاعی که کلا هفتاد نفر بود درس میخوردم. سوم که بودم تقریبا بیست نفر از بچه ها منو میکردن. همه زنگ تفریح ها تو دستشویی

چاقال شخصی بیشتر بخوانید »

سه‌ کیر و یک کون

اون روز خيلي حشري بودم كونم خيلي خارش داشت هميشه يك پسر بيست وسه ساله بود هر وقت هوس سكس داشتم به اون ميگفتم ميومد و منو ميكرد يادم رفت بگم من سي سالمه اون پسره هم اسمش سجاد بود سجاد كيرش خيلي كلفت بود اوايل فقط منو لا پايي ميكرد بعد كم كم با

سه‌ کیر و یک کون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا