شکلاتی با روکش سیاه

روز اولی که دیدمش با چادر بود .دختری سنگین و زیبا به اسم بهار .روی صندلی جلو میز من نشسته بود و من از نیم رخ میدیدمش . تابستان بود و هوا گرم . همینطور که نگاه کردم یک لحظه دستش رو برد زیر مقنعه و آورد بالا که سرش رو بخارونه یا چیز دیگه

شکلاتی با روکش سیاه بیشتر بخوانید »

زنم بهترین کوس دنیاست

سلام دوستان شهوتی!   داستانم راجع به  زنمه که خیلی دوسش دارم قدمناسبی داره سینه اش 75موهاش فر دروشت سفید پوست وکون فوق الاده قشنگ رو فرم برجسته ادم خنگی هستم اصلا استعداد مخ زدن ندارم مجردم بودم دریغ از یه دوست دختر اهل جق نبودم چرا پسر گاه گداری میکردم خیلی حشریم زنمو که دختر

زنم بهترین کوس دنیاست بیشتر بخوانید »

اولین باری که از مالیدن یک کیر لذت بردم

خاطره ای از سال های دور… *** سال ٥٦ بود. من بعد از دو سال برای تعطیلات از انگلستان برگشته بودم ایران. هنوز يك هفته به بازگشتم به انگلستان مانده بود که مهرداد، يكي‌ از همکلاسی‌های سابقم در دبیرستان که کنکور را در ایران قبول شده بود و حالا دانشجوی دانشگاه تهران بود تلفن کرد.

اولین باری که از مالیدن یک کیر لذت بردم بیشتر بخوانید »

تندیس

برف درشت و زیبایی آروم آروم میبارید و همه جا رو دریک چشم بهم زدن سفید میکرد.صحنه جالبی بود.لحظه ای ایستادم,رو به اسمان کردم و درحالیکه اجازه میدادم دونه های خنک برف روی گونه های داغم بنشینن زمزمه کردم:” سفید و سیاه ,سرد و گرم ..چه تضاد ترسناکی” سکوتی آزار دهنده سر تا سر خیابون

تندیس بیشتر بخوانید »

خونه ی گرم مریم خانوم

زنگ ساعت … ساعت شیش شد دوباره ای خدا باز صبح شد پا میشم کتری رو می‌زارم رو گاز محمد پسرم پاشو پاشو عزیزم خانم ؛ مهرنوش پاشو صبح شده خواب نمونید من کتری رو گذاشتم رو گاز تا جوش میاد من دوش میگیرم چایو دم کنی -باشه برو هول هولکی دوشو میگیرم میام بیرون -ااا

خونه ی گرم مریم خانوم بیشتر بخوانید »

آب و برق را مجانی می‌کنیم

سلام من محسنم ۲۶ سالمه بچه کرجم داستانم برمیگرده به ۷ سال پیش که دانشجو بودم …. *** من توو دانشگاه آزاد کرج برق میخوندم و سمیرا هم پیام نور گرمدره مدیریت صنعتی من جمعه ها بر عکس سمیرا کلاس نداشتم و هر هفته جمعه از صب تا غروب با سمیرا بودم و اونم اکثر

آب و برق را مجانی می‌کنیم بیشتر بخوانید »

تقصیر شوهرش بود

اتقاقی را که برایتان مینویسم یک سال قبل پیش اومد و شاید با خوندنش خیلی ها ایراد بگیرید که چرا زن شوهردار؟ اما تقصیر من که مجردی 35 ساله با کیر شق بودم نبود و شوهرش تقصیر داشت! البته اسامی اشخاص را عوض کردم تا مشکلی نباشه اما مکان و اتفاقات کاملاً واقعیه. شاید شما

تقصیر شوهرش بود بیشتر بخوانید »

راننده ی بکن اتوبوس

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻻﻏﺮﺍﻧﺪﺍﻣﻢ ﻗﯿﺎﻓﻤﻢ ﺑﺪﻧﯿﺴﺖ 18 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻧﺪﺍﺷﺕ ﻣﻨﻢ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺁﺧﺮﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ . ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ

راننده ی بکن اتوبوس بیشتر بخوانید »

کیری‌ برای همسرم

سلام. این خاطره از سال گذشته تا الان ادامه داره که براتون تعریف میکنم… *** اسم من حامد هست 28 ساله مهندس معمارم که دارم ارشد میخونم و زنم فائزه 21 ساله. منو زنم خیلی شهوتی هستیم زنم دوس داره برای پسرای خشگل خود نمایی کنه منم شرایطو براش مهیا میکنم تا غریزه هاشو ارضاء

کیری‌ برای همسرم بیشتر بخوانید »

زن عمو و دکتر و باقی‌ ماجرا

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. پارسال عموم و پسرعموم تصمیم گرفتن اربعین پیاده برن کربلا و عموم به پدرم سفارش کرد که چون زنعموم تنهاست حواسش بهش باشه و پدرمم به من سپرد که هرروز به زنعموم سر بزنم و ببینم چیزی لازم نداره,روزای اول میرفتم و واسش یکم خرید میکردم و کمی حرف

زن عمو و دکتر و باقی‌ ماجرا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا