قهوه ی سرد

وقتی دختربچه بودم، خاله بازی که می کردیم تعجب می کردم چرا پسرا خودشونو از پشت می چسبونن بهم یا موقع دکتر بازی دامنمو بالا می زنن. نمی دونستم چیزی که واسه ما بازیه واسه ی اونا یه کار دیگه است. بزرگتر که شدم، وقتی سینه هام بیرون زد مامانم می گفت: خودتو جمع کن،

قهوه ی سرد بیشتر بخوانید »

نون زیر کباب قسمت دوم

با سلام به همه دوستان میخوام اینجا قسمت دوم خاطرمو بگم تو خاطره اول نوشتم که سعیده خواهر زنم اومد خونمون و شد اونچه باید میشد… بعد سکس اون روزمون خانومم اومد و با سعیده رفتن خرید بعد اون روز تقریبا یه دو هفته ایی سعیده رو ندیدم که یه شب که خونه داشتیم شام

نون زیر کباب قسمت دوم بیشتر بخوانید »

کیری‌ برای تمام فصول

سلام خدمت دوستان در این سایت شیرین که خواننده زیادی هم دارد و ارزوی روزهای شیرین برای همتون  دارم… من هم مثل شما عزیزان دو سه سالی است که داستانهای این سایت را مطالعه میکنم بعضی از انها خیلی جذاب و سکسی است اتفاقی که در ماه قبل برای من افتاد خواستم برایتان بنویسم امیدوارم باندازه

کیری‌ برای تمام فصول بیشتر بخوانید »

شاه جهان ناصرالدین شاه فاتح

اوردند که روزی ناصرالدین شاه قاجار همراه ملیجک درباغچه دربار می چرید… ناگهان درنزدیکی حوض همایونی دخترکانی رابدید.روبه ملیجک کردوفرمود:پسرک ابنه ای اینهاکیستند.ملیجک گفت:اینان لباس شویان اند که لباس زنان اندرونی را میشویند.شاه اندکی جلوتر رفت ودخترکان رابرانداز کرد.ناگهان دخترک سیاه موی سفید روی رامشاهده کردکه مشغول شستن لباس زیرها بود.روبه ملیجک کرد و فرمود:قصد

شاه جهان ناصرالدین شاه فاتح بیشتر بخوانید »

ازدواج با خواهرم

سلام. اسم من رضاست.الان 34 سالمه.نمیدونم چند نفر از شماها تجربه زندگی تو یه خونواده به شدت مذهبی رو دارید واسه اونهایی که تجربه شو ندارید میگم چیز واقعا مزخرفیه مخصوصا اگر تو یه شهر مذهبی مثل قم باشه….پدرم حاج علینقی خان میوه فروش محل بود که از بچگی زیر دست عمو علی که یکی

ازدواج با خواهرم بیشتر بخوانید »

آمپول گوشتی عمو یخ فروش

وقتی دوازده سالم بود یه پسر سفید خوشگل با کون تپلی تقریبا نظر همه بچه بازها رو به خودم جلب میکردم هر کودوم میومدن دورو برم اولاش نمیدونستم قصدشون چیه اما رفته رفته فهمیدم که همشون توو کفه کون سفیدو تپلمن من نمیدونستم که کاره بدیه یا مثلا امکان داره ادم ابنه ای بشه فقط

آمپول گوشتی عمو یخ فروش بیشتر بخوانید »

خونه خالی‌ و کون عالی‌

سلام اسمم امیره شونزده سالمه خوشگلم موهام خرمایی روشن پوستم سفیده میخوام داستان کون دادن خودمو به رفیقم مهدی بگم که یکسال ازم کوچیک تره قبلا هم بهش میدادم اما کیرش کوچیک بود خب بریم سر اصل مطلب یه روز داشتم از کوچه قبلیمون میگذشتم که هوس کردم برم دوستامو ببینم رفتم داخل کوچه چند نفرو

خونه خالی‌ و کون عالی‌ بیشتر بخوانید »

تابستان پر هوس

سلام به همگی من سلمان هستم متاهلم و 33 سالمه ساکن یکی از شهرهای جنوبم. مدیر داخلی یه آموزشگاهم… *** در کل عاشق سکسم و تنوع طلبم. اما اهل جنده بازی نیستم و خیلی رعایت حفظ ظاهر میکنم. داستان ازونجا شروع شد تابستون امسال96 منشی آموزشگاه که یه خانم خوشگله (اونم چندباری برام ساک زده)

تابستان پر هوس بیشتر بخوانید »

دلبرک

لا سی دو رِ می می می لا می می لا می لا می می – بلدیا ! – من میزنم تو بخون. جانِ مریم چشمات و وا کن… – واسا ببینم شایان مریم کیه؟ نیشش باز شد و دستش رو از کلاویه ها کشید: – مریممم… یه زید بسیار داف بنده بود که خیلی

دلبرک بیشتر بخوانید »

منشی‌ها بی‌ کیر میمیرند

سلام میکنم خدمت کاربران سایت من اسمم امیر حسینه شش هفت ماه پیش بود که دندونام رو خواستم یکم بهشون برسم دنبال یه دندون پزشکی میگشتم که با معرفی یکی از دوستان پیدا کردم یه جایی رو …   من 24 سالمه ساعتای پنج و شش بود که تماس گرفتم و گفتم کی وقت دارید

منشی‌ها بی‌ کیر میمیرند بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا