فقط به عشق مامانت

این داستان براساس یك سری اتفاقات واقعی نوشته شده. امیدوارم لذت ببرید من سعید هستم ، الان سی و بنج سالمه ، اما داستان مربوط میشه به چندین سال پیش ، قبل از كنكور دانشگاه. ما تو یه محله نوساز توی شهر بزرگ زندگی می كردیم ، اون موقع هنوز كوچه ها اسفالت نداشت و

فقط به عشق مامانت بیشتر بخوانید »

زن عمو مرسی که دادی

سلام . داستان از چند ماه پیش شروع شده و امیدوارم بازم اتفاق بیفته …   زن عموم اسمش میناس و یه زن لوند و پررو و خوش اخلاقه که هر کس کنارش بشینه ناخوداگاه هوس میکنه لباشو بخوره از لحاظ اندام هم قد بلند و سکسی که هر مردی رو شهوتی میکنه. خیلی وقتا

زن عمو مرسی که دادی بیشتر بخوانید »

فاحشه ی خونه دار

انگار اسمون میخواست واسه شب چله سنگ تموم بزاره. همچین برف میبارید که ادم میترسید اگه چند دقیقه یه جا ثابت بمونه ممکنه زیر برفا دفن بشه. چند کیسه میوه که اوستاش واسه شب چله بهش داده بود باعث میشد راه رفتن واسش سخت بشه و هر وقت پاهاشو رو برفا میزاشت حس میکرد که

فاحشه ی خونه دار بیشتر بخوانید »

مادرزنم عشقمه

سلام امیر هستم.۵ساله ازدواج کردم.باعشق ازدواج کردم ولی همون اولش فهمیدم نمیتونم فقط و فقط با همسرم باشم. از همون اولش چشمم دنبال مادرزنم بود. قد بلندم و ورزشکار. دیرارضا میشم و تو سکس به شدت دنبال اینم که طرف مقابلم هرجور شده ارضا بشه. همسرم خیلی حشریه ولی نمیدونم چرا بعداز یکسال دیگه حسم

مادرزنم عشقمه بیشتر بخوانید »

سکس با زنداداش دوستم

سلام ارش(مستعار)30 ساله ی دوستی داشتم که زنداداش خیلی خوشگل و خوش بدنی داشت. اونا خونوادشون تقریبا مذهبیه من از روز اولی که اینو دیدم از سفیدیش و چهرش کلی راست کردم اصلا به فکرمم نمیرسید که ی روزی کس و کونش و باز کنم خلاصه من اینو میدیدم و نگاهش میکردم اونم کم کم

سکس با زنداداش دوستم بیشتر بخوانید »

لاپایی به دختر افغان

قصدم از نوشتن این داستان توهین به افغان ها یا تحقیر اونها نیست…   چندوقت بود که توتلگرام طلایی بامریم اشناشده بودم باهم چت میکردیم وگپ میزدیم تااینکه قرار شد برم ببینمش.اون بچه ماهدشت بود پس توپارک ماهدشت قرار گذشتیم.من تو جهانشهر کرج بودم پس سوار ماشینم شدم و رفتم ماهدشت.وقتی دیدمش اول جاخوردم تو

لاپایی به دختر افغان بیشتر بخوانید »

سکس با دختر خاله ی شوهردار

باسلام خدمت دوستان من اسمم امیره ۲۴ سالمه چهره خوبی دارم و بدنمم بد نیست و همیشه انگار تب دارم و داغم،زیاد اهل چشم چرونی نیستم و کلا ارومم و سرم بکار خودمه،من یه دختر خاله دارم اسمش پروین و از من دوسال بزرگتره و خیلی خوشکله ،اندام خوبیم داره و پوست سفیدی هم داره

سکس با دختر خاله ی شوهردار بیشتر بخوانید »

سیم کارت رایتل

سلام به همه دوستان اسم علی هس از آذربایجان 32 ساله البته اسمها مستعار هس و اولین داستانی هست که مینویسم، داستان از آنجایی شروع میشه که من یک سیم کارت رایتل داشتم و به دوستم دادم تا از اینترنتش استفاده کنه که بعد از چند ماه برام آورد، شاید برای همه از این اس

سیم کارت رایتل بیشتر بخوانید »

اولین بار که کون دادم که خیلی‌ خوب بود

سلام ب دوستان من اسمم ارشه خیلی شهوتیم از اولشم خیلی دوس داشتم کون بدم تا بکنم …   این خاطره که براتون مینویسم به چند سال پیش بر میگرده که من حدودا 17 سال داشتم که فیسم عالی بود و خودمم پوست نسبتا سفیدی دارم کونمم خوب و گرده اون زمان من که کلاس

اولین بار که کون دادم که خیلی‌ خوب بود بیشتر بخوانید »

زنداداش مهربون

باسلام خدمت همه دوستان اسمم حسین ۳۱ ساله متاهلم یدونه پسر خوشگل و بازیگوش دوساله دارم.داستانم در مورد زنداداش خوشگل و سکسیمه…   اسم زنداداشم مژگان هستش و ۱۳ سال از من بزرگتره.من تقریبا ده سالم بود که داداش بزرگم ازدواج کرد و یه دختر خوشگل و تو دل برو به خانوادمون اضافه شد.خونمون دوتا

زنداداش مهربون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا