حس خاص کون کردن

سلام دوستان اسمم امیره و ۲۵ سالمه و ۹ ساله بدن سازی کار میکنم طوری که هرکی میبینه منو آب از لب و لوچش آویزون میشه مخصوصا خانوما و میگن چی ساختی لامصب! کارم توی یک شرکت لوازم آرایشه که نمیتونم بگم اسمشو ولی فکر کنم از من که قدم ۱۹۱ه و هیکلم واقعا ورزشکاریه

حس خاص کون کردن بیشتر بخوانید »

تلمبه به کون مریم

با سلام به دوستان شهوتی جریان از این قرار بود كه من از شهرستان میخواستم برم شهرمون كنار جاده منتظر اتوبوس بودم خانمی سن بالا با یك دختر ١٨ ساله اومد سمت من و اسم منو صدا زد ولی من اونو نمیشناختم با هم صحبت كردیم و بعد از اشنایی بهم گفت كه دخترش میخواد

تلمبه به کون مریم بیشتر بخوانید »

کس داغ روستا

سلام دوستان وقتتون بخیر من فرشیدم الان 40 سالمه قضیه مال 15 سال پیش هست که من تازه اموزش پرورش استخدام شده بودم و سه سال اول تدریسم رو توی روستای دورافتاده یکی شهرهای غرب کشور افتادم . جونم واستون بگه اول مهربود که من رفتم وبعد کلی مسافت تو جاده های تنگ وخاکی با

کس داغ روستا بیشتر بخوانید »

خوشگلی مالیات داره

15 سالم بود. صبح کمی دیر از خواب بیدارشدم شب تا دیر وقت درس میخوندم..از خانه امدم بیرون. ایستادم منتظر تاکسی چنتا رد شدن پر بودن ی 405 شخصی وایساد..کجا؟ فلان جا .بیا بالا سه نفر عقب بودن دوتا پیاده شدن یکی جلو نشست من عقب و یکی کنار من وسط قرار گرفتم. ده دقیقه

خوشگلی مالیات داره بیشتر بخوانید »

بهترین دکتر دنیا

سلام داستانی که میخونین واقعا اتفاق افتاده برای من و الکی نیست! اسم من آرمین ۲۰ سالمه این داستان واسه ۳ سال پیشه ۱۷ سالم بود … مریض شده بودم و رفتم دکتر واسه سرماخردگی که معاینه شم،مطب دکتر سرخیابون بود نزدیک به خونمون،شهریار(دکتره) ۴۱ سالش بود و یه پزشک خیلی خوب و جذاب بود

بهترین دکتر دنیا بیشتر بخوانید »

فرصت طلائی برای کیرم

سلام من مجردم و یه دوستی صمیمی متاهل دارم به اسم مجید که چندسالی میشه باهم دوست و همکاریم من خونه اش رفت و آمد دارم گاهی واسه دیزاین خونه اش میرفتم به خودش و لیلا (زنش ) کمک میکردم گاهی هم با مجید و لیلا میرفتیم بیرون شهر و تفریح و دور زدن ماجرا

فرصت طلائی برای کیرم بیشتر بخوانید »

گمشده در باد

یادداشتی که پدرم گذاشت جلوم شکایت همسایه بود: “پسر شما دائما” خانهء ما را زیر نظر دارد و ابایی ندارد که لخت و عور توی پنجره ظاهر شود. اگر تکرار شود ناچاریم از راههای قانونی اقدام کنیم. با احترام مهندس…” کار همسایهء پشتی بود که پنجرهء اتاق من در طبقهء دوم مشرف بود به حیاط

گمشده در باد بیشتر بخوانید »

وظیفه ی سگی

سلام من سهیل هستم داستانی که تعریف میکنم واسه چهار سال پیشه من نامزد بودم و اسم نامزدم مرجان بود وتو یه شرکت وارد کننده لوازم کامپیوتر کار میکرد ویه روز خاله پدر زنم فوت وقرار شد برن سراب ومرجان هم قرار شد بیاد خونه ما ومن هر روز میبردمش محل کارش روز دوم بود

وظیفه ی سگی بیشتر بخوانید »

و این شروع کون دادن های من بود

سلام من اسمم سینا هستش و در حال حاضر ۲۱ سالمه و هیچ جذابیتی برای سکس ندارم اما در زمان بچگی و تا قبل از اینکه ریش و سیبیل در بیارم و چهره مردونه بگیرم یکه بچه خوشگلی بودم که سرم دعوا بود در حدی که همیگه رو سر من تهدید به چاقو کشی کرده

و این شروع کون دادن های من بود بیشتر بخوانید »

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید

گردن سفید و خوش لیسش از بارزترین ویژگی هایش بود. وقتی من ازدواج كردم خواهرزن خوشگل و سفیدم برام بسیار جذاب بود.اما بخصوص اوایلش چون كمتر نسبت به من شناخت داشت و از طرفی دختر سنتی بحساب می آمد كمتر فرصت صحبت های دونفره یا چیزی شبیه این پیدا میكردم.٣٥ سالشه و همیشه هم پوشش

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا