کون دادن روی ابرا

سلام،این خاطر مال پارساله،من اسمم علی یه و هیجده سالمه،از پونزده سالگی با گی اشنا شدم ولی تجربه حضوری نداشتم تا اینکه صفرمو بلاخره دوستم زد،اسم دوستم ممد بود،شروع داستان از چهار یا پنج سال قبله،ما برای یه کار گروهی رفتیم خونه ممد و بقیه نیومدن،اون موقع ام تو فاز سوپر و اینا بودیم ممد

کون دادن روی ابرا بیشتر بخوانید »

توهمات مستر جق

سلام رضا هستم عاشق زنهايى هستم كه دوست دارن جلوى چشم شوهرشون كوص بدن البته رضايت شوهر كير من تو دنيا تكه ، چون تكنولوژى خرجش كردم پايينش ويبره كار گذاشتم بادوتا كليد يكيش دست خودمه يكيش دست اونكه الان كوصش داره واسه اين كير محيرالعقول لهله ميزنه و تصوير و مشخصاتشو برام ايميل ميكنه

توهمات مستر جق بیشتر بخوانید »

گولم زد و منو کرد

سلام به همه اسم من غزل و ١٧ سالمه . قدم ١٥٧ و وزنم ٥٠ اما سينه هام ٨٥ اين داستان مال وقتيه كه فقط ٩ سالم بود ما سر كوچمون يه مغازه داشتيم كه معمولا من ميرفتم خريد ميكردم و ازون هم هميشه خريد ميكردم. من اونموقع بچه بودم و ازين اموزشاى الان نبود

گولم زد و منو کرد بیشتر بخوانید »

کون باد آورده

سلام دوستان اين اولين خاطره ايه كه من مينويسم اميدوارم اگه مشكلي بود ببخشيد من امير هستم ١٧ سالمه قدم ١٨٥ و ورزش ميكنم و هيكل و قيافمم خوبه من هميشه با مترو ميرم كلاس زبان واسه همين يه روز چهارشنبه وسايلمو جمع كردمو زدم بيرون حدودا يه ربع بعد به ايستگاه رسيدم.مترو كه رسيد

کون باد آورده بیشتر بخوانید »

از سرزمین شمالی

داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مربوط به چهار سال قبله. تمام داستان هم پیرامون رابطه ای می چرخه که حتی فکرش را هم نمی تونید بکنید که چنین زنهایی هم پیدا میشن که از صبح تا شب قربون و صدقه شوهره برن و با دو روز نبودنش لنگاشونو واسه دوست پسرشون هوا کنند.اسمشون

از سرزمین شمالی بیشتر بخوانید »

خاله ی خانومم

سلام من امید هستم الآن 40 سالمه و یه آدم احساسی و گرم مزاجم. 28 ساله بودم که خیلی سنتی ازدواج کردم. بعد از ازدواج متوجه شدم که همسرم شدیداً سردمزاج ولی یه خانواده مهربون و گرم داره که من خیلی رابطه صمیمی بین اونها و همیشه باهم بودن شون رو دوس دارم. خودم قبل

خاله ی خانومم بیشتر بخوانید »

اولین بار قشنگ

اولین سکسم با بهترین دوستم بود. دو هفته‌ای بود که بیست سالم شده بود و تابستون کم‌کم داشت تموم می‌شد و منم داشتم جمع و جور می‌کردم که برم شهر دانشگاهم. اون پسره هم پنج شیش ماهی بود که با دوست دخترش به هم زده بود و هر از گاهی میون حرفاش باهام درد دل

اولین بار قشنگ بیشتر بخوانید »

فان سایز

مجردم و مغازه دارم ظهر اومدم خونه مامان ناهار اماده کرده بود ناهار رو که خوردم گفتم نیم ساعت یه چرتی بزنم بعد دوباره برم مغازه با مشتریا بجنگم. دراز کشیده بودم مامانم گفت میره روضه ده دقیقه نبود که چشامو بسته بودم دیدم صدای پیغام میاد گوشی رو باز کردم دیدم تویه بیتالک یه

فان سایز بیشتر بخوانید »

فهیمه فیلم باز

چندسالی بود که فهیمه با خانمم..زهره دوست بود.. دوسال قبل تو عقد از شوهرش جدا شده بود حوالی 30 ساله ..اندام ترکه ای کشیده و قد بلند..هم آرایشگره هم مربی باشگاه…به شدت فیلم باز عین خودم.. ومن از همون اول تو نخ و کف این دختر بودم.. یه بارم زهره گفت فهیمه گفته هارد رو

فهیمه فیلم باز بیشتر بخوانید »

کس گیتی

سلام اسمم آرشامه این خاطره ه مینویسم مربوط به چند ساله پیشه عید بود رفته بودم شهرستان بعد که برگشتم (به خاطر درس خونه ی خواهرم بودم)خواهرم گفت یه هم خونه ی جدید داره اسمش گیتی بود یه زن ۴۰ ساله با اندامی درشت و سینه های کوچیک که از شوهرش جدا شده بود بدنه

کس گیتی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا