برده ای به نام یلدا

واسه اولین باره که دارم این خاطره رو جایی تعریف می کنم…. من سعید هستم 25 ساله…. بر خلاف همه اونایی که خاطره هاشونو خوندم هیچ وقت حس برده بودن ندارم … شاید موقعی که بچه بودم یه چیزایی مثل ارباب بودن حس میکردم… اما یه خورده که حالیم شد فهمیدم که هر چیزی یه

برده ای به نام یلدا بیشتر بخوانید »

مریم کوس طلایی

من ماهان هستم 28 ساله و دارای قیافه و هیکل معمولی مثل اکثر جوونا . مادرم سال 76 و در سن 35 سالگی به دلیل بیماری سرطان فوت کرد و پدرم بعد از مدتی با زنی که 20 سال از خودش جوونتر بود به نام مریم ازدواج کرد . مریم اهل یکی از شهرهای غرب

مریم کوس طلایی بیشتر بخوانید »

گاییدن بهترین کس دنیا

با سلام به همه دوستان. محسن هستم خاطره گاییدن بهترین کس دنیا رو براتون تعریف میکنم ؛وقتی بهم پیام داد تو رو خدا شروع کن،باورم نمیشد اینقدر حشری باشه که بعد پنج دیقه از ورودش به خونه طاقتش تموم بشه و روبروی خودم بهم پیام بده،رو کاناپه نشسته بود،آرایش ملایم ،خیلی بهش می اومد،رفتم نشستم

گاییدن بهترین کس دنیا بیشتر بخوانید »

بازی با کوس و کون مامانم

17سالم بود مامانم معلم بود بابام 2 ماه جنوب عسلویه میموند 20 روز تهران مامانم همیشه باهاش بحث داشت که از زندگی چیزی نفهمیده 40 ساله میشد و میگفتن بحران میانسالیشه دلخوشی مامانم دورهمی هاش با دوست و همکارای زنش بود واین اواخر با هم مسابقه زیبا شدن میذاشتن گرچه مامانم بی ارایش هم لوبتی

بازی با کوس و کون مامانم بیشتر بخوانید »

بردگی برای ارباب هلما

یه خانم روانشناسی تو اینستاگرام بود و من هم فالوئر ایشون بودم یه پستی از ایشون دیدم که گفته بود مسائلی رو که ازش خجالت میکشید بنویسید تا ازش راحت بشید منم اون زیر نوشتم که من یه پسر جوونم و دانشجو سال اولیم و علاقه به برده شدن برای یه خانم دارم و تمام

بردگی برای ارباب هلما بیشتر بخوانید »

گاییدن خواهرم فاطمه

سلام من علی هستم ۳۳ سالمه و مهندس عمرانم .یه دونه خواهر دارم و چندتا داداش.میخام داستان کردن ابجیمو براتون بگم . فکر کنم دوران راهنمایی بودم و تازه با مفهوم کیر و کص اشنا شده بودم و پیگیر فیلم سوپر اینا بودم با دوستام.یه روز خواهرم از حموم که بیرون اومد من داشتم جاروبرقی

گاییدن خواهرم فاطمه بیشتر بخوانید »

فاعل ها و مفعول ها

سلام به فاعل ها و مفعول ها . تومحلمون دوتافاعل بودبه اسم حسین وعلی بقیه ام یامفعول بودند یامثل من دوطرفه.من چون کونم قلمبه بوداین دونفردنبالم بودندالبته حسین بیشترجلوی بچه ها قربون صدقه کونم میشدو انگولم میکرد علی هم طالبم بود. یه شب داشتیم قایم موشک بازی میکردیم که بالام شق کرده بود از پشت

فاعل ها و مفعول ها بیشتر بخوانید »

رابطه با زن عمو

سلام اوف از دیشب خونه عموم هستم.عموم رفته مسافرت.با زن عموم که ۱۰سال از من بزرگتره رابطه دارم… نصف شبی بعد اینکه مطمئن شدیم پسر و دخترش خوابیدن.شروع به سکس کردیم.زن عموم یه زن سفید و درشت هیکله.یه میلف واقعی.همیشه گفتم خوشگلترین کون دنیا مال زن عمو منیره منه.اونقدر مالوندمش حشریش کردم ولی تو کوسش

رابطه با زن عمو بیشتر بخوانید »

ویلای دماوند

سلام خدمت دوستان عزیزم من مهسا هستم سی شش ساله از تهران متاهلم و ی دختر هشت ساله دارم، میخوام جریانی که پارسال برام اتفاق افتاد رو بنویسم امیدوارم از داستانم لذت ببرید منو شوهرم پارسال رفتیم دماوند برای خرید ی ویلای نقلی که آخر هفته ها و تعطیلی ها بریم اونجا… رفتیم ی ویلای

ویلای دماوند بیشتر بخوانید »

کار و کیر

مرتضی هستم ۳۵سالمه.کارم چتر بازیه از قشم لباس میارم و عمدتا تو بازار تهران مشتری دارم. یه روز تو بازار که داشتم خریدمیکردم یکی از فروشنده ها که میشناختم صدام زد و گفت این خانم لباس داره و میخواد رد کنه تهران.تازه اومد تو کار پوشاک و اگه میتونی واسش ببر. ۲ تا کیف بزرگ

کار و کیر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا