گفتم باید اینو بکنم
سلام این داستان مال پارساله یه شب با دوستم که اسمش اینجا میزارم رضا توی پارک نشسته بودیم که گفتیم بریم دوچرخه کرایه کنیم یکم ورزش کنیم.رفتیم دوچرخه هارو گرفتیم و شروع کردیم به چرخیدن بعد از یه ساعت دوچرخه سواری به یه جایی رسیدیم که داشتن موزیک عربی پخش میکردن و ملت ریخته بودن
گفتم باید اینو بکنم بیشتر بخوانید »
