جنده بازی های مامانم با کیر کلفت من

سلام، امید هستم ۲۰ سالمه تصمیم گرفتم امشب از داستانی که برام اتفاق افتاده بنویسم . این اتفاق برای من از وقتی شروع شد که هنوز نمیدونستم و یا هنوز وارد #اجتماع نشده بودم. داستان من از جای شروع شد که من ۶ ساله بودم و با مادرم رفتیم #سوپری محلمون که مشتری دائم این

جنده بازی های مامانم با کیر کلفت من بیشتر بخوانید »

حل مشکل درد کلیه با کیر درمانی

سلام.این داستان‌ مال چندسال پیشه حدود ۴سال یا ۵ سال پیش وقتی داداش بزرگم ازدواج کردمن ۱۲سالم بود ومنم خب بچه چشم وگوش بسته ای نبودم وبه زنای سن بالا علاقه زیادی داشتم وبه دخترای همسن وسال خودم علاقه نداشتم نه اینکه نداشته باشم ولی خب بیشتر به زنا یادخترای بزرگتر ازخودم نگاه میکردم و…لذت

حل مشکل درد کلیه با کیر درمانی بیشتر بخوانید »

فتح کون تنگ خاله

سلام دوستان میخوام خاطره سه ماه پیش با خالم رو براتون تعریف کنم. اول از همه من سعیدم ۲۰ سالمه قدم ۱۸۴وزنم ۷۵ باشگاه میرم و اندام خوبی دارم.این خاطره مربوط میشه به اولین سکسم که با خالم اتفاق افتاد. البته دوست دختر داشتم ولی فقط در حد یکم مالیدن و لب بوده،همین.من کلا دو

فتح کون تنگ خاله بیشتر بخوانید »

این کسخول را شاد کنید

ادمین: این یارو ما رو نمود بسکه کوشسعر فرستاد برای همین تصمیم گرفتیم چرندیاتش رو منتشر کنیم تا شما با تماس با این گاگول لحظات شادی را در دوران قرنطینه سپری کنید.پوووففف! *** من مینا خانم را به پیشنهادخودش باردار کردم امروزمیخوام داستان زوج جوان یعنی یک خانم بیست وهفت ومرد سی ودوساله را براتون

این کسخول را شاد کنید بیشتر بخوانید »

چرا غریبه ها خواهرمو بکنن؟

من حمید 28 سالمه مجرد هستم و حشری کاملا عادی و معمولی دوسال پیش تو ی کارخونه استخدام شدم اوضاع بد نبود تا ی ارپاتمان 80 متری خریدم جیبم حسابی خالی شد و قسط و بدهکاری داشتم از بچگی خیاطی کرده بودم خواهر بزرگم هاجر 37 سالش بود بعد از اینکه شوهر بدلیل مواد افتاد

چرا غریبه ها خواهرمو بکنن؟ بیشتر بخوانید »

واحد شماره ۵۰۲

چند تا خونه دیگه رو هم دیدم قیمت ها خیلی بالا بود، اصلا به پول من نمیخورد. دلم نمی خواست برم خوابگاه. تعریفشو از چند تا از بچه ها شنیده بودم. خوابگاه دانشجویی قیمتش مناسب بود اما به درد من که خیلی به نظم و بهداشت عادت داشتم و یه جورایی وسواسی بودم نمی خورد.

واحد شماره ۵۰۲ بیشتر بخوانید »

کسکش بی ناموس

سلام اسمم مهدی اسم زنم مریم. ۵ ساله که عروسی کردیم. بچه نداریم. یک ساله که فانتزی کاکولد ذهنمو مشغول کرده ولی به زنم نگفتم. با چند نفر از بکن های سایت بیرون قرار گذاشتم که برای یکیشون تو ماشین هم ساک زدم آبشم خوردم. با یکیشون که خیلی از مریم خوشش اومده بود قرار

کسکش بی ناموس بیشتر بخوانید »

خواهر کوچولوم کیرمو میخواد

سلام من سینام 25 سالمه خواهرم سمانه 20سالشه از بچگی خیلی دوسش داشتم چند باری هم تو خواب که بود خیلی آروم دستمالیش کرده بودم ولی خیلی کم چون بچه بود هنوز مدرسه نمی‌رفت بیشتر از رو کنجکاوی بود هر چی بزرگتر شد خوشگل تر شد ولی من دیگه می‌ترسیدم تو خواب باهاش ور برم

خواهر کوچولوم کیرمو میخواد بیشتر بخوانید »

مهسا خانوم کارت ساخته ست!

مدتی بود که مادرزنم مریض بود و بعد از یه عمل جراحی حدود یک هفته توی بیمارستان بستری بود. در طول این یک هفته یه پای ما خونه بود و یه پامون بیمارستان. هرشب یه نفر از زنهای خانواده توی بیمارستان به عنوان همراه بیمار می موند. چند شب همسرم، مهسا، موند و یکی دو

مهسا خانوم کارت ساخته ست! بیشتر بخوانید »

از اول عاشقش بودم

از اول عاشقش بودم … قبل از ازدواجم با مسعود. ناموس برادرش بودم، نگاهمم نمیکرد ،ولی من تا حدی دیوونش بودم که بخاطر نزدیک شدن بهش ،با برادرش ازدواج کردم! مسعودو دوست نداشتم ؛لحظه عقدم به طلاق هم فکر کرده بودم. احسان مجرده ، پیشش راحت میگشتم ، اوایل سرد بود، ولی بهش محبت کردم

از اول عاشقش بودم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا