اسم من حامده ما یه خانواده ۶نفره ایم. بابامون که معتاده و مادرم که از موقعی که یادم میاد واسه درآوردن خرج مواد خودش و بابام میرفت بالاشهر کص میداد.من و دوتا داداشام و یه آبجی داریم که خیلی کصه.خودم و داداشام از بچگی بخاطر خانواده داغونمون کشیده شدیم به اعتیاد و خلاف که داش بزرگمم سر دعوا و زورگیری دو سه سالی تو بود.ابجیم که اسمش حمیراس واسه گذروندن وقت که تو خونه نباشه و پولی دربیاره تو یه تولیدی سمت محلمون کار میکرد.
داش بزرگم که اسمش حمیده از بچگی خیلی زوم بود رو حمیرا.هم رو رفت و آمداش هم روابط و دوستاش باهرکسی نمیزاشت بره بیاد ولی خب من تو بچگی یادمه بعضی وقتا تو بازیا بعضی وقتا با حمیرا کشتی میگرفت و به بهونه های مختلف خاکش میکرد و میرفت روش و میمالوندش که البته حمیرام چون سنش کم بود چیزی نمیگف.چندوقت پیش حمید من و داشم ممدو کشوند کنار و گفت باید حمیرا رو تعقیب کنیم که وقتی ازش پرسیدیم چرا برگشت گفت خودتون میفهمید.مام یسری که داشت میرفت تولیدی با ماشین رفتیم دنبالش که دیدیم رفت تو تولیدی و چنددیقه بعد اومد بیرون که انگار مرخصی گرفته و بعد چند دیقه پیاده روی رفت سوار یه زانتیا شد که یه بچه خوشگل پشت فرمون نشسته بود.
از حمیرا یه لب گرفت و یه چیزی کادوپیچ بهش داد و شروع کرد صحبت کردن.ممد خواست بره سمتشون که حمید یقه شو گرفت و گفت دارم براش شمام میفهمین دخالت نکنین.راستش من و ممد خیلی کصکلکا با هم کرده بودیم از خلاف مشترک و مواد زدن بگیرین تا جنده بلند کردن و مشروب زدن.زورمونم زیاد بود ولی خب جفتمون مث سگ از حمید میترسیدیم چون حمید واقعا شر بود و هیکلٱ از هممون گنده تر بود.خلاصه اونا راه افتادن مام با ماشین تعقیبشون کردیم که رفتن رسیدن تو یه جاده خلوت.پسره ماشینو زد کنار.مام ماشینو اون پشت پارک کردیم و بعد چند دقیقه رفتیم کنار ماشین که در حالیکه کیر پسره تو کص حمیرا بود مچشونو گرفتیم.حمیرا و پسره وقتی ما سه تارو دیدن رنگشون پرید.حمید شروع کرد داد و بیداد و با قفل فرمون شیشه ماشین پسره آورد پایین و از موهای پسره گرفت و کشیدتش بیرون.منم رفتم از پشت از موهای شرابی حمیرا گرفتم و نزاشتم بره.حمید و ممد پسره رو تا میخورد زدن و لاستیکاشم پنچر کردن.پسره پیرهن تنش بود ولی خب از پایین لخت بود وقتی کیرشو دیدم خندم گرف آخه فقط نصف کیر من و ممد بود.حمید اومد از گردن حمیرا گرفت و بلندش کرد.حمیرا افتاد به التماس که داداش گوه خوردم غلط کردم که حمید یه چک خابوند تو گوشش و گفت که جنده شدی و میری به بقیه کص میدی و جرت میدم و فلان میکنم و بیسار الانم دهنتو ببند برو بشین تو ماشین.
اونم از ترسش چیزی نگفت و رفت نشست صندلی عقب.مام سوار ماشین شدیم و حمید حرکت کرد.از مسیر فهمیدم داریم میریم باغی که حمید جدیدنا خریده بود که شده بود پاتوق حمید و رفیقای شرش جمع میشدن مواد میزدن و کص میکردن.البته کسیم از باغش خبر نداشت.وقتی رسیدیم حمید پیاده شد و از موهای حمیرا کشید و آوردش بیرون.به مام گفت پیاده شیم.حمیرا ترسیده بود و فقط بیصدا گریه میکرد.کل ریملش ریخته بود.حمید از موهاش گرفت و رو زانوهاش نشوند و گفت ببین جنده خانوم اینجا باغ منه هیچکیم نمیدونه اینجا کجاس کلی آدمو همینجا سربه نیس کردم که آمارش تاحالا درنیومده حالام اگه نمیخوای همینجا سرتو ببرم چالت کنم باید اساسی به سه تامون حال بدی.حمیرا تا اینو شنید شروع کرد بلندبلند گریه کردن و خواهش و التماس به سه تامون که حمیدم چاقوشو درآورد و گذاشت رو صورتش و گفت اگه نمیخوای بگو همینجا یه خط خوشگل رو صورت نازت بندازم.حمیرام با چشمای اشکی و مظلوم گف باشه فقط توروخدا کاریم نداشته باشین.حمیدم گفت آفرین دختر خوب فقط راه بده بزار حالمونو کنیم که خیلی وقته چشمم کص و کونتو گرفته بعدم از موهاش کشید و بردش تو ویلا مام رفتیم دنبالش.ویلاش خیلی خوب و مجهز بود جاشم پرت بود که خوراک همین چیزا بود.حمید حمیرا رو پرت کرد رو زمین گفت جنده خانوم برو آهمگ بزار واسمون قر بده بعدم رو بما دوتا کرد و گفت شمام اگه دهنتون قرص باشه همیشه همین بساط به راهه.بعدم رفت تو یه اتاق با یه پک شیشه و و یه شیشه پایپ اومد و شروع کرد کشیدن.بعد ممد کشید و بعد دادن بمن.
راستش اولین بار بود شیشه میکشیدم.وقتی کشیدم حس میکردم دارم از انرژی منفجر میشم و میتونم تا فردا صبح صدنفرو بگام.داغ شدم و عرق میکردم.موزیک گذاشتن و حمیرا شروع کرد رقصیدن که البته با اکراه اینکارو میکرد.بعد چنددیقه حمید گفت حالا لباساتو درار.حمیرا شروع کرد خواهش که تروخدا نکنین من خواهرتونم که البته اون لحظه تخممونم نبود.حمیدم بلند شد رفت سمتش یه مشت گذاشت تو شیکم حمیرا که از درد افتاد رو زمین بعدم با خشونت شروع کرد لباساشو درآوردن.یه تاپ و شرت مشکی تو یه بدن سفید و بدون هیچ جوش و لکی خودنمایی میکرد.کیرم بلند شده بود حمید داشت سینه هاشو از رو تاپ میمالوند سینه هاش تقریبا هفتاد و پنج بود گرد و سفید.حمید تاپشو کند و پرت کرد اونور.چه سینه هایی داشت گرد با نوک قرمز حمید به من و ممد اشاره کرد که اول شما برین تو کارش بعد نوبت منه که منو ممد عین وحشیا حمله کردیم سمتش کیر من و ممد تقریبا یه اندازه بود ۱۸یا نوزده سانتی بود ممد یکی از سینه هاشو گذاشته بود تو دهنش میک میزد منم شورتشو با مقاومت از پاش درآوردم ولی خب خودشم میدونست اون لحظه مخ هامون کار نمیکنه.یه کص بدون مو شروع کردم لیس زدن و خوردن کصش خیلی خوب بود گوشتی بود لبه های بیرونشو عین آدامس تو دهنم میزاشتم و میمکیدم.به ممد گفتم بیاد شروع کنه گاییدن تا من بدم دهنش.
اونم اومد و کیرشو تنظیم کرد و یه راست کرد تو و شروع کرد تلمبه زدن منم کیرمو درآوردم و شروع کردم تو دهن حمیرا تلمبه زدن.هی عوق میزد چون کیرم تا ته حلقش میرفت و میومد.خودشم دیگه شل کرده بود یه چند دقیقه که واسم ساک زد جامو با ممد عوض کردم و کیرمو کردم تو کصش که خیس شده بود و تقریبا جا وا کرده بود یه چند دیقه تو کصش تلمبه زدم.داغ داغ بودم شیشه کامل اثرشو گذاشته بود و انگار قرار نبود به این زودیا آبمون بیاد.حمید اونور زده بود زیر یه گل که بار کرده بود و داشت مارو نگا میکرد.سوراخ قرمز و تنگ کون حمیرا بدجور چشمک میزد.چیزی که از بچگی دنبالش بودم و تو هیچ جنده ای ندیدم.کیرمو درآوردم ویه تف انداختم رو سوراخش و شروع کردم انگشت کردن که حمیرا خودشو منقبض کرد و گفت داداش تروخدا از پشت نه من تاحالا از پشت ندادم که حمید داد زد گفت خفشو جنده خانوم کونتو بده.منم با خیالت راحت کیرمو گذاشتم دم سوراخش و یکم عقب جلو کردم تا جا باز کنه.دردش میومد.حمید به ممد گفت کصکش بیا زیرش کیرتو بکن تو کصش حامد توام بده تو کونش همزمان تلمبه بزنین.مام بر طبق دستور خان داداش شروع کردیم همزمان تلمبه زدن.
حمیرا بالشتو محکم چندمیزد و چشاشو میبست و سعی میکرد نشون نده که داره لذت میبره.بعد یه ربع بیست دیقه که تلمبه زدیم اول آب ممد اومد که ریخت تو کصش بعد آب من اومد که ریختم تو کون حمیرا بعدم هر سه تامون بیحال افتادیم رو زمین.حمیرا دیگه اشک نمیریخت و سعی میکرد خودشو جم و جور کنه.حمید رفت تو اتاق با یه بسته پودر اومد و رو به حمیرا گفت بیا اینو اسنیف کن.حمیرا گفت این چیه نمیخوام من تاحالا مواد نزدم.
حمید گفت جنده خانوم این ویتامینه اگه نمیخوای زیر من بمیری باس اینو بزنی نفهمی.اول حمیرا قبول نکرد و با خواهش و التماس که درد دارم و اینا بزاره حداقل حمید بعدا کارشو کنه ولی حمید گوش نداد و بزور یکار کرد ویتامینو اسنیف کنه.وقتی اسنیف کرد حمیرا یجوری شده بود انگار رفته بود تو خلسه.حمید یه روغن آورد اومد شروع کرد روغن مالی کل بدن حمیرا از گردنش گرفته تا کف پاش بعد شروع کرد لب گرفتن حمیرا بشدت حشری شده بود و خیلی محکم و خشن حمید ازش لب میگرف و کصشو میمالید.بعد چند دیقه بلند شد و لباساشو درآورد.یا خدا چی میدیدم یه کیر داشت اندازه کیر خر بیست و خرده سانت و کلفت با یکم پشم.کیرشو گرفت و شروع کرد سرپا تو دهن حمیرا تلمبه زدن.
اب دهن حمیرا از دهنش آویزون شده بود و یه صحنه خیلی سکسی درست کرده بود بعد چند دیقه حمیرا رو داگی نشوند و کیرشو تنظیم کرد و یه ضرب فرستاد تو کصش با اینکه منو ممد کصشو گاییده بودیم ولی واسه کیر حمید انگار اولین بار بود.تمام کص حمیرا از کیر حمید پرشده بود حمید وحشیانه داشت تلمبه میزد و صداش کل خونه رو پر کرده بود و تو همین حین فحش میداد و اسپنکای محکم میزد که کونش قرمز شده بود.حمیرا رو برگردوند و درازکش کرد و دوباره کیرشو کرد تو کصش یه یه ربعی تلمبه زد تو پوزیشنای دیگه که گفت خب حالا نوبت اون کون خوشگلته.کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ کونش و اول آرچم شروع کرد تلمبه زدن که بعد چنددیقه تلمبه هاش محکم و وحشیانه شد. کیرشو درآورد و گذاشت لای سینه های حمیرا کل آبشو ریخت رو صورتش.
وقتی کیرشو درآورده بود سوراخ کونش غار شده بود.حمید یه سیگار روشن کرد یکیم داد به حمیرا حمیرا تازه انگار از خلسه دراومده بود.حمید زنگ زد غذا آوردن و غذارو خوردیم و بعد دونه دونه با حمیرا رفتیم حموم و هر کدوممون یبار دیگه تو حموم کردیمش.بعدم برگشتیم خونه ازون به بعدم هرموقع میخوایم حمیرا خودش داوطلبانه میاد همون ویلا و بهمون حسابی از کص و کون میده.
نویسنده: بکن قهار
