سلام.
میخوام از یکی از بهترین سکس های زندگیم بهتون بگم اونم سکس با برادر دوستمه…
من نهالم و ۲۳ سالمه راستش من چند سال بود با کیان رفیق بودم از کلاس زبان با هم دوست شده بودیم همیشه تو درس کمکم میکرد و بعضی اوقات حتی باهاش از چیزای دیگه هم صحبت کرده بودم پسر خیلی خوبی بود و به درد دل هام همیشه گوش میداد ولی من باهاش هیچوقت فازی جز رفاقت نداشتم و ۷ ۸ ماه هم از من کوچیکتر بود ولی داداش بزرگشو خیلی دوست داشتم همون اوایل رو داداشش کراش داشتم
داداشش هیکلی و گنده و قد بلند و چشم ابرو مشکی و خوش فیس و همیشه تمیز و آنکارد شده بود من هروقت میدیدمش قند تو دلم آب میشد چندباری اومده بود دم موسسه دنبال کیان تا که یه روز کیان بهم گفت بیا با داداشم برسونیمت منم که انگار تو کونم عروسی بود گفتم باشه و رفتم سوار ماشین شدم وای که از بوی عطر این پسر من دیوانه شدم کامران واقعا باعث میشد قلبم تندتر بزنه اونروز ما با هم اشنا شدیم و بعد از یه مدت دیدم کامران تو اینستا بهم ریکوئست داده چیزی که چشمام میدید و باور نمیکردم در ثانیه بک دادم و همه پستاشو لایک کردم یه شب کامران استوری گذاشت از پیک و مشروب منم ریپلای کردم گفتم نوش جون اونم یه وویس بهم داد که سلامتی چشمات خوشگل خانم منم گفتم خدا نکنه جشماتون خوشگل میبینه خلاصه در عالم مستی شروع کردیم لاس زدن و یهو ساعت ۱۱ شب گفت نهال بیام دنبالت بریم یه دور بزنیم من کلم داغه میخوام مستیم بپره بعد برم خونه
مامانم داشت میرفت بخوابه بهش گفتم مامان سمیه میاد دم در خونمون مهمون داشتن واسم دسر اورده میرم یکم باهاش حرف بزنم و دسر بخوریم و برگردم اولش یکم غر زد بعد گفت از تو کوچه بیرون نرید تو ماشین بشینین درم قفل کنین منم گفتم اوکی و دوییدم بیرون دیدم ماشین کامران دم دره سریع رفتم سوار شدم و رفتیم که دور بزنیم ما پونک میشینیم و نزدیکترین جایی که میتونستیم بریم که هوا بهش بخوره کوهسار بود البته کوهسار بعد از یه ساعتی میبنده و ما نتونستیم وارد خود محدوده جنگلی بشیم و ماشین رو تو خاکی نگه داشتیم
یکم سیگار کشیدیم صحبت کردیم کامران از خودم پرسید زندگی و کارم خانواده اینکه تو رابطه ام یا نه منم از اون پرسیدم که گفت از نظرش رابطه چیز پر دردسریه و خیلی وقته با کسی تو رابطه نمیره بهش گفتم خب نیاز های روحی عاطفی و جنسیت رو چطور برطرف میکنی که گفت منت کسی جز دست خودمو نمیکشم خندم گرفته بود
خیلی خوشحال بودم که با کسی که مدت ها روش کراش داشتم بیرونم ناخودآگاه خودمو کج کردم به سمتش و رفتم سرمو گذاشتم رو سینه راستش گفت ای جونم دختر کوچولوی من زمانی که این اتفاقا افتاد من ۱۹ سالم بود و اون ۲۶ بعد چند دیقه سرمو آوردم بالا که کامران فرصت و غنیمت شمرد و ازم لب گرفت…
یکم بعد اول شالمو دراورد بعد مانتومو بعدش لباسمو سوتینمو که باز کرد سینه هام زدن بیرون که گفت پشمام تو واقعا ۸۵ خالصی همش گوشتی خندیدم و گفتم کامران نکن گفت چی چیو نکن تو دیگه مال خودمی صندلی شاگرد و خوابوند و شروع کرد سینه هامو خوردن
اتفاقاتی که داشت میوفتاد رو باور نمیکردم انگار تو خوابم
نمیدونم هیجان بود استرس یا وحشت ولی از ثانیه اول تمام تنم داشت میلرزید بعد یه مدت نفس نفس زدن هم به حالتام اضافه شد و دیگه نمیتونستم جلوی ناله هامو بگیرم
خداروشکر شیشه ها دودی بودن و کولر ماشین روشن بود و پنجره ها بالا بودن وگرنه آبرومون میرفت بعد چند ثانیه کامران دستشو برد تو شرت و شلوارم منم که از شدت حشریت تو این دنیا نبودم یه گاز رو نوک سینم زد که جیغ زدم و گفت چقدر کست داغ و خیسه با ناله گفتم اوهومممم گفت دلش چی میخواد گفتم تورو عشقم همون ثانیه انگشت وسطشو تا ته فرو کرد تو کسم گفت آخ جووون
اینقدر حشری بودم که نهایتا بعد ۲ دیقه با انگشتش ارضا شدم خیلی وقت بود سینگل بودم و بعد چند ماه ارضا شدم و تمام بدنم و پاهام رو ویبره بودن کامران گفت دخترم چقدر حالت بد بود گفتم اره خیلی شدید شدم یه اشاره کرد به کیرش و گفت یه حالی از این بچه نپرسیا منم با وجود اینکه دیرم شده بود ولی گفتم چرا نپرسم پسر به این خوبی شلوارشو کشید پایین و یه کیر کلفت ۱۵ ۱۶ سانتی شق و رق جلوم ظاهر شد واقعا خوف کردم میدونستم اگه ساک بزنم دهنم جر میخوره ولی نمیتونستمم بپیچونم چون اون ارضا کرده بود و خودشم حشری شده بود هرجوری که بود شروع کردم ساک زدن ولی نمیتونستم تا ته براش بخورم دهنمو از پهنا باز کرده بودم که کل کیرش تو دهنم جا شه و اکه با اون مدل تا ته میرفتم خفه میشدم پیش آبش که اومد گفت آخ جون بخور تندتر منم که دهنم داشت جر میخورد تند تند خوردم تا آبش اومد و کلی آخ آخ کرد و لرزید خیلی خدشحال بودم از اینکه کراشمو ارضا کرده بودم پسره با اون هیکل و اوک حجم از عضلات اینطوری داشت میلرزید
سرمو بوس کرد و بغلم کرد بهش گفتم بریم؟ خیلی دیرم شده گفت اره منم باید برم سرکار
وقتی رسیدم خونه تکست داد و ازم تشکر کرد بعد گفت ولی من یه چیز ازت طلب دارم نهال با تعجب گفتم چی؟
گفت دلم اون کلوچه ی داغ و خیس و میخواد تمام مدت که داشتی واسم میخوردی داشتم کستو روی کیرم تجسم میکردم
یکم مردد بودم و اون ثانیه چهره کیان جلو چشمم بود که اگه بفهمه ممکنه چقدر ناراحت بشه واسه همین گفتم کامران جان سکس خیلی زوده شاید همین امشب هم زیاده روی بود ولی تو نست بودی و منم نخواستم بدفاز بشی
گفت باشه عزیزم هروقت خودت اوکی بودی
چندروزی گذشت و کامران مداوم واسم پستای سکسی میفرستاد از متن و آهنگ و موزیشن و انیمه و کاریکاتور های سکسی بگیر الی آخر
یکیاز این شبایی که داشت واسم پست میفرستاد من خیلی حشری بودم و با دیدن اونا هم بدتر داغ کردم یهو گفتم بیا تلگرام رفتیم گفتم از پسر خوشگلم عکس بده کامران تعجب کرده بود بهم نود داد ریپلای کردم و گفتم چقدر دلم میخواست الان میشستم روش اسب سواری میکردم
اونم گفت نوبت توعه منم یه نود قدی دادم بدون سوتین که گفت وای که چقدر میخوام سینه هاتو کبود کنم و همزمان کس داغتو جر بدم راستم میگفت کیرش اینقدری کلفت بود که بخوام جر بخورم
بعد از چندتا گیف و استیکر گفت نهال من خیلی حشریم میشه فردا صبح بیای خونمون گفتم چی؟ پس کیان چی میشه؟
گفت کیان صبح میره سرکار و مامان بابامم که سرکارن منم از خونه میزنم بیرون ولی میام دنبالت با هم برگردیم من دیرتر میرم سرکار اوکی؟
من خیلی دو به شک بودم ولی واقعا به یه سکس خفن احتیاج داشتم گفتم باشه و زود خوابیدیم که صبح بیدارشیم
صبح شد و رفتیم خونشون نمیدونستم چی در انتظارمه واسه همین قلبم مثل قلب یه بچه میزد همونقدر تند همش نگران بودم کسی بیاد الاخصوص کیان کامران شیرموز درست کرد اورد و گفت بخور خوبه واست
اومد نشست و شروع کردیم معاشقه
رفتیم تو اتاق و عین وحشیا سینه هامو میزد من از شب قبل حشری بودن و حالم بد بود پاشدم شلوارمو دراوردم و گفتم برو رو تخت بخواب خوابید و من با کسم نشستم رو دهنش با زبونش داشت دیوونه ام میکرد و دستاشم رو کمر و سینه ام بودن نمیتونستم صدامو کنترل کنم خیلی سریع با زبونش ارضا شدم و منم شل و بیحال شدم از رو دهنش بلند شدم که اون بلند شد و خابوندم زیر خودش کیرشو میمالو رو کسم میگفت مال منه؟ میگفتم اومممم نمیدونم هی سر کیرشو هل میداد تو و درمیاورد باز میگفت مال منه؟ اینقدر اینکارو کرد که داشتم روانی میشدم اخر گفتم آره فقط تورو خدا کامل بکن تو دارم میمیرم دیگه
یهو کانل فرو کرد که واقعا نفسم بند اومد از شدت کلفتیش اشکم داشت درمیومد و جدا احساس پارگی داشتم بعد چندتا ضربه یکم جا باز کرد و سوزشم کمتر شد ولی هنوزم برام خیلی کلفت و بزرگ بود
ارضا کردن من اصلا کار سختی نیست و خیلی زود ارضا میشم کامران داشت با تمام قوا میکوبید که من پشتشو چنگ انداختم نفس نفس زدم و کلی آب ازم اومد
ازش خواستم که یکم استپ کنه چون زیردلم به شدت درد گرفته بود یکم که استراحت کردم گفت به حرفت عمل نمیکنی؟
گفتم چه حرفی؟ گفت نمیخوای رو کیرم اسب سواری کنی؟ گفتم چرا که نه یکم آب خوردم و رفتم رو کیرش نشستم حسابی بالا پایین شدم و اونم با هر تکونم یه چک به سینه ام میزد تقریبا کنترل سکس دستم بود و جفتمون داشتیم لذت میبردیم و صدای آه و ناله هامون خونه رو پر کرده بود بعد از کلی بالا پایین شدن کامران از زیر چندتا تلمبه زد و ارضا شد تو کسم ارضا شد و منم از گرما و شدت پاچیدن آبش یهو لرزیدم چند ثانیه دیگه بالا مایبن شدم که خودمم باز ارضا شدم و خسته و بی جون افتادم روش
بعد یکم استراحت برگشتم خونه و اونروز از عصر تا صبح فرداش خوابیدم
این بود یکی از بهترین سکس های عمرم.
نهال
