شوهر زینب

من امیرعلی هستم شوهر زینب. یکسال از عقد من و زینب گذشته بود. زینب دخترخاله من هست که با اصرار مادر و پدرم در سن بیست و پنج سالگیم باهاش ازدواج کردم. زینب یک دختر بیست ساله خیلی ناز و خوشگلی بود که بخاطر مذهبی بودن خانواده هامون کمتر همو دیده بودیم. یعنی اصلا هیکل […]

شوهر زینب Read More »

کوه به کوه نمیرسه ولی کیر به کص میرسه

از دیدن اسم خانم خسروی روی صفحه گوشی، تعجب کردم! جواب ندادم چون هنوزم از دستش عصبانی بودم. بعد از چند زنگ قطع شد، اما بلافاصله بازم تماس گرفت! این‌بار هم صبر کردم چندتا زنگ خورد و دیدم ول کن نیست جواب دادم. اما نه سلام و نه علیکی، فقط با لحن سردی گفتم: بفــــرمایید!

کوه به کوه نمیرسه ولی کیر به کص میرسه Read More »

خواهر خوش کس و کون

دوستان سلام. اسم من وحید هست و الان ۲۸ سالمه. یه خواهر دارم به اسم سمیرا که یک سال از من کوچیکتره . منو خواهرم از بچگی خیلی باهم راحت بودیم همیشه ام پیش هم میخوابیدیم. یعنی تو یه اتاق جدا . من زیاد درس نخوندم و از ۱۴ سالگی کار کردم ولی خواهرم تا

خواهر خوش کس و کون Read More »

رستوران با منوی ویژه

سلام سارا هستم سفید تپل ریزه میزه ولی شهوتی. ورزش می‌کنم و بدن ساعت شنی دارم. تازه هیجده سالم شده. هفته ی پیش رفته بودم پیش دوست پسرم که باهم غذا بخوریم به محض اینکه نشستم تو ماشینش گفت رستورانه بستست یه جای دیگه میشناسم خیلی غذاهاش خوشمزست طعمش مثل کسته. فک کردم شوخی میکنه

رستوران با منوی ویژه Read More »

دوتایی زنشو کردیم

من میلادم و سال ٩٠ جدا شدم اونموقع ٣٥ سال داشتم یه پسر دارم به اسم پدرام که اون موقع ٥ سالش بود و پیش مامانش و توافق شده بود آخر هفته ها بیاد پیشم و مهرشو ببخشه البته یه قسمتشو بهش دادم نزدیک نصف مهرش میشد تقریبا… اسم زن سابقم مهدیه بود، راستش اون

دوتایی زنشو کردیم Read More »

فیس تو فیس

لب تخت نشسته بودم، لخت لخت و زهره هم لخت رو من نشسته بود و فیس تو فیس بودیم. پاهاش دوطرف پاهام بود و رو زانو نشسته بود و کیرم تا ته کسش بود. سینه‌هاشو گرفته بود جلوی دهنم و دستاش دور گردن و سرم حلقه بود و منم یکی از دستام تو گودی کمرش

فیس تو فیس Read More »

ندای آسمانی

ندا با چشمان سبز و گیسوان بلوند قدی نسبتا بلند و تناسب بدنی ایده‌آل چند ماهی بود (زمستان ۴۰۱) پا به دودمان ما گذاشته بود او زن داداشم شده بود ندا را سالها بود از دور زیر نظر داشتم و با قدمهایش قدمهایم را مچ می‌کردم از در خونشون که حدود ۱۰۰ متری بعد خونه

ندای آسمانی Read More »

پیرمرد ناقلا

سلام.مستقیم برم سر اصل مطلب من مژگان هستم و دوستم سمیرا دو سال پیش برای تعلیم رانندگی به یکی از آموزشگاه های رانندگی غرب کشور مراجعه کردیم که همون لحظه اول که وارد آموزشگاه شدیم دم در آموزشگاه چشممون افتاد به یه پیرمرد حدود ۶۵ ساله که از دم در پیگیر ما شد که من

پیرمرد ناقلا Read More »

اولین عشق بازی با شوهرعمه جونم

سلام من فاطیما هستم ۱۸ سالمه و این قضیه مربوط به ۱۳ سالگی من میشه. قبلش بگم من با این که ۱۳ سال بیشتر نداشتم ولی از نظر شرعی بالغ بودم یعنی از ۹ سال رد کرده بودم و چهار سال از بی‌بی دو عالم هم بزرگتر بودم (وقتی اون بزرگوار زیر کیر رفت ۹

اولین عشق بازی با شوهرعمه جونم Read More »

کص مفت

صبح جمعه بود و خانم و بچه‌ها چند روزی رفته بودن خونه مادرزنم…   از بیرون اومدم و جواد واحد بغلی رو دیدم و احوال پرسی و اونم بچه‌ها ش شهرستان بودن، ساعت ۱۱بود ک آسانسور توی طبقه ایستاد فضولی کردم و از چشمی در دیدم جواد همراه یه زن مانتو زرد رفتن تو، بی

کص مفت Read More »

Scroll to Top