داستان سکس

داستان سکسی جدید فقط در سایت بزرگ شهوتناک.

حامد‌ها هم کوس میکنند

با سلام خدمت دوستان چندین داستان نوشتم ولی یکی از بهترین سکس هام در بهار امسال اتفاق افتاد شاید درست نتونم توصیف کنم و غلط املایی داشت باشم ولی سعی میکنم جزئیات دقیق بگم   حامد هستم الان شدم ۴۲ سال پدر و مادرم فوت کردن بقیه برادر و خواهر هام ازدواج کردن منم در […]

حامد‌ها هم کوس میکنند Read More »

سکس خونه

آشپزخونه بهترین جا برای سکس با ندا!   وقتی بیدار شدیم هنوز تو بغل هم بودیم با ندا. شب قبلش روی تخت زیر نور مهتاب یک سکس عالی داشتیم و حالا حسابی گرسنمون شده بود. دستامو کردم لای موهاش و نازش کردم، تو همون حالت برگشت و بعد از صبح بخیر گفتن لب تو لب

سکس خونه Read More »

دعوت پنهان

رویا در را باز کرد و لبخند زد. نه از اون لبخندهای معمولی، بلکه از اون‌هایی که کمی لب پایین رو می‌کشن و توی نگاه آدم یه چیزی شبیه دعوت پنهان می‌درخشه. لباس خونگی ساده‌ای پوشیده بود، یه بلوز نازک و شلوار راحت. رنگ لباسش آبی تیره بود و توی نور زرد خونه، بدنش از

دعوت پنهان Read More »

زیر گنبد کبود

سلام .   رضا هستم ۲۵سالمه. تا دیپلم بیشتر درس نخوندم…چون کار پدرم تابلوسازی بود و بسیار فنی بود.من هم چون از بچه گی کنارش بودم خوب یاد گرفتم…خواهرم مهسا۲۷سالشه خوشگل بیبی فیس ومهندسه،قرار گذاشتیم و کلی ابزار خریدیم دو نفری زدیم توی کار تابلوهای چلنیوم و تابلو روان و…مهندس برق بود و بسیار وارد

زیر گنبد کبود Read More »

چه شبیو صبح کردیم با هم

چشمامو که باز کردم اولین چیزی که حس کردم تن لخت و گرم سپیده بود که موقع خواب بعد از سکس اول غلط زده بود و اومده بود روی من. چه لذتی داشت این تماس پوستی که حالا پشتش دوست داشتن هم بود و فقط هوس نبود. آروم شروع کردم ناز کردنش و با انگشت

چه شبیو صبح کردیم با هم Read More »

دختر لر

سلام .   اسم من افرا هست ۲۸ سالمه ساکن تهران اصالتا لر قدم تقریبا۱۷۰ وزنم ۸۰ یکم توپر ام کلا بدن نرم و سفیدی دارم ۳سال پیش از نامزدم جدا شدم و تنها زندگی میکنم این داستان کاملا واقعی . یروز حوصلم سر رفته بود دیوار و باز کردم که آگهی تور و دیدم

دختر لر Read More »

من نیازم

سلام. من نیازم ۱۸ سالمه قدم ۱۶۵ وزنم ۵۹ هیکلمم خوبه میخوام از سکسم با معلمم بگم …   سال آخر دبیرستانم مدرسه ما اینجوریه که واسه همه مناسبتا جشن میگیرن یا عزاداری میکنن و میرن تو نماز خونه یه معلم خیلی جوون داریم که تقریبا ۲۹ سالشه من با هزار زور و زحمت تونستم

من نیازم Read More »

تولد فاخته ها

اینجا به ظاهر یه باغه ولی از در مخفی که بری توی زیرزمین میرسی به مرکز خلاف. بساط عرق کشی به راهه، بوی الکل و دود سیگار زیرزمینو پر کرده. لاله داره دبه ها و شیشه های عرق رو جا به جا می کنه. منم سیگار دود می کنم و چشمم به دبه زیر شیر

تولد فاخته ها Read More »

کوروش و پلنگها

کوروش هستم۴۰سالمه…مدرک کامپیوتری نرم افزار دارم.   توی شرکت خصوصی خوبی کار می‌کردم.دختر صاحب شرکت بقول خودش میگفت عاشق قد وهیکلت شدم.اگه نه توی پاپتی رو چه به من بچه معمار.چندسالی کار کردم پیش پدر و برادرش.بچه نداشتیم مهریه رو اجرا گذاشت.اونم۱۰۰۰تا…انداختنم زندان.ماشین و خونه که با خون دل بدست آورده بودم رو ازم گرفتن.بعد۵

کوروش و پلنگها Read More »

من و پریسا رفتیم اون پشت مشتا

تلمبه هام هر لحظه سریع تر میشد. صدای ناله های اون کل فضا رو پر کرده بود. هر از چند گاهی صورتشو میبوسیدم و دوباره ادامه میدادم. جلوی دهنشو گرفته بودم تا کسی متوجه ما نشه. هر دو با استرس لذت میبردیم. هر لحظه ممکن بود یکی سر برسه ولی شهوت تو وجود جفتمون حاکم

من و پریسا رفتیم اون پشت مشتا Read More »

Scroll to Top