سکس با فامیل

سکس با عمه عمو دایی و سایر وابستگان حشری و اهل حال.

فاکرای شمال محاله یادم بره

تابستون همین امسال بود مرداد ماه که یه مسافرت خانوادگی رفتیم و یه ویلا کرایه کرده بودیم ، همون روز اول بود رسیده بودیم ویلا و تقریبا ساعت 11 رسیدیم اونجا همه از راه خسته بودن ظهر خوابیدن منم یه چرتی زدم ولی زود بیدار شدم و دیدم همه خوابن گفتم برم توی حیاط ویلا […]

فاکرای شمال محاله یادم بره Read More »

علی و ملیکا

امروز می خوام داستان خودم (اسم من علی) و ملیکا رو تعریف کنم ،من 25 سالم هست و ملیکا دختری که عاشقانه دوستش دارم 19 ساله هست،ما با هم داریم میریم حموم من فقط یک شورت آبی تنم بود و ملیکا یک رکابی مانند سورمه ای با یک شورت سورمه ای گل گلی به رنگ

علی و ملیکا Read More »

میشه خاله صدات کنم

کلاس دهم بودم. سر کلاس پرورشی معلم داشت در مورد مسائل جنسی حرف میزد. بچه‌ها همه ذوق کرده بودن و شک ندارم همه سیخ شده بودن. ولی من همه‌ی اینارو میدونستم! حتی بیشتر از اینا. معلم گفت: “راحت باشید و هر سوالی که میخواید بپرسید. اطلاعات داشتن در مورد مسائل جنسی برای شما لازمه و

میشه خاله صدات کنم Read More »

سکس دوباره با خواهرزادم سهیلا

سلام من اسمم حسین که چند سال پیش اینجا واستون داستان سکسام با خواهرزاده متاهلم سهیلا باهاتون درمیون گذاشتم .     آخرین داستان که دومین داستان از دومین سکس منو سهیلا بود رو اینجا گذاشتم براتون که آخرش گفتم سهیلا ۳هفته بعد سکس دوممون آزمایش داد حامله بود که بعله صددرصد بچه از من

سکس دوباره با خواهرزادم سهیلا Read More »

دخترخاله خجالتی

در ورودی رو قفل کردم بردمش توی اتاق خواب خودم شک و تردید قشنگ از چشماش معلوم بود همون‌جوری سرپا ایستاده بود و دیوار رو نگاه میکرد   به تخت خواب اشاره کردم و گفتم آماده شو دیگه _چکار کنم؟ _جلوی تخت زانو هات رو بزار زمین آرنج ها هم روی تخت همین کار رو

دخترخاله خجالتی Read More »

گفت جون مادرت درش بیار

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. الان اومدم یه چند تا داستان خوندم که بعضی هاشون رو دیدم واقعیه و البته بعضی هاشون الکی و وسوسه شدم که اتفاقی که پارسال برام افتاد رو واستون بنویسم,از اون اتفاقاتی که با گذشت یکسال هم هنوز برام عجیبه و هر وقت یادم میفته راست میکنم, پارسال عموم

گفت جون مادرت درش بیار Read More »

سارا بیبی کون داد

سلام این داستان واسه همین ۳ ماه پیشه … اولین باره  داستان مینویسم بریم سر اصل مطلب اسمم سارا هست ۱۷ سالمه از خودم تعریف نمیکنم ولی دختره خوش چهره لبا بزرگ بینی عروسکی موهامم چتریه پوستمم سفیده ولی لپ اینام از سفید بودن زیاد قرمز شده 🙂   من متاسفانه پدر مادرم طلاق گرفتن

سارا بیبی کون داد Read More »

سکس با خواهرزاده متاهلم سهیلا

سلام من اسمم حسین که چند سال پیش اینجا واستون داستان سکسام با خواهرزاده متاهلم سهیلا باهاتون درمیون گذاشتم .   آخرین داستان که دومین داستان از دومین سکس منو سهیلا بود رو اینجا گذاشتم براتون که آخرش گفتم سهیلا ۳هفته بعد سکس دوممون آزمایش داد حامله بود که بعله صددرصد بچه از من بود

سکس با خواهرزاده متاهلم سهیلا Read More »

زن عمو و جنده شدنش برای من

سلام دوستان خاطره برای خیلی سال پیش هستش زمان نوجوانیم…   ما تو یک خونه قدیمی زندگی می‌کردیم با عموم و زن‌ عمو یه حیاط قدیمی وسط حوض، توالت تو زیر زمین حموم هم که نداشتیم از کودکی و زمانی که خودم رو شناختم همونجوری زندگی می‌کردیم زن عموم یه زن تپل و سفید و

زن عمو و جنده شدنش برای من Read More »

شق درد

سلام  محمد امین هستم, تین ایجر. من یه خواهرزاده دارم اسمش فاطمه ست زیاد خونه ما میومد چون خواهرمو شوهرش شاغل بودن و پیشش نبودن پس بیشتر میزاشتنش پیش ما ، من اصلا تصور سکس باهاش نمیکردم اینو بگم واقعا نسبت به سنش همین الانم اندام بزرگی داره اون موقعه هم همینطور مخصوصا کونش خیلی

شق درد Read More »

Scroll to Top