تجربه اول
اولین تجربه من با خواهرم 7 ماه پیش بود که ازم خواست پشتشوبراش بمالم من هم بجاش لبه سینه ها و زیربغلشو براش مالیدم آخرش خواست بلند شه گفتم اینجا رو که مالیدم یه خرده موهاش بلند شده با خجالت گفت آخه چند روزی هس شیو کرده ام من هم پررو پررو گفتم پس وقت شیو دوباره س گفتم بخواب برم تیغ بیارم هی میگفت نه نمیخواد با اصرارم همونجور دراز کشید من هم رفتم تیغ وفوم آوردم راحت وسط هال موهای زیربغلشو براش زدم!
اینقدر موقعیت شهوت انگیزی برای جفتمون بود که نفس هر دو مون سنگین شده بود. با حوله براش خشک که کردم خواست بلند شه گفتم وایستا نرم کننده باید بزنم خودش گفت برو توی کمدم بردار رفتمآوردم با چنان لذتی فقط10 دقیقه داشتم زیربغلشو میمالیدم با کنار سینه هاش.خمار خمار شده بود به خودم جرات دادم قبل بلند شدن هر دوتا زیربغلشوبوسیدم خندید ولی چیزی نگفت. بازم یه خرده دست کشیدم همه جاشو و عمدا سینه ها رو هم میمالوندم البته از کنار.
ساکت ساکت بود تا خودم گفتم بسته دیگه خانوم خانوما مست و خمار شده اند. پا شدم رفتم توی اتاقم.. دیدم بعد چند دقیقه رفت دستشویی. الان از اونموقع به بعد خیلی بهم توجه میکنه و همه اش قربون صدقه ام میره.
دیروز هم کنارم نشست من هم معطل نکردم رونهای سفید و لختش رو تا میتونستم نوازش کردم. هیچی نگفت به روی خودش نیاورد..
تجربه دوم
دیروز خواهرم بهم گفت پشتش گرفته درد میکنه من هم گفتم بذار برات بمالم.
دراز کشید پیرهنشو دادم بالا دیدم سوتین هم نبسته. شروع کردم مالیدن و عمدا گاهی به لبه سینه هاش دست میکشیدم و تهش هم میرفتم تا زیر بغلش که البته شیو شده بود.
زیر بغلش تازه دوباره دونه دونه در اومده بود یه زبری نازی داشت عمدا هی میرفتم با همه دستم زیر بغلشو نوازش میکردم بعد برگشتنی لبه سینه هاشو قشنگ می مالوندم. از خجالت الکی تند تند حرفای بی سر و ته میزد که شهوتشو پنهان کنه.
اینقدر خوش گذشت که امروز دوباره بهش گفتم میخواد که نمیدونم چرا گفت نه نیازی نیست.
فکر کنم خودشم میدونه ممکنه وسطاش وا بده و جلوی من و دستام نتونه مقاومت کنه میترسه. تا گفت نه من هم دیگه اصرار نکردم. چون فکر کنم نتیجه عکس بده.
زنها نمیخوان برای لذت تحت فشار قرار بگیرن واسه همینم باید یه قدم بری عقب تا خودشون پا پیش بذارن.
