اولین لز با معلمم

اولین ارگاسم و لزم با معلمم بود وقتی ۱۷ سال داشتم.

 

خانواده‌م سنتی و سختگیر در هر چیزی مخصوصا درس بودن و تا اون موقع حتی خودارضایی هم نکرده بودم. خبونه معلم زبانم بودم. اون جلسه تکالیفمو انجام نداده بودم. توی خونش تنها بودیم. خانم معلم گفت به پدر و مادرت میگم که درس نمیخونی. من کلی التماس کردم تا بهشون نگه. چون میدونستم اگر بگه پدرم منو شوهر میده. ازش خواهش کردم اما فایده نداشت. تا اینکه گفت یه شرط داره. با ذوق قبول کردم. گفتم هرچی باشه قبوله. گفت مثل یه دختر خوب برو ‌حموم. بدنتو بشور و شیو کن تا بگم.

 

ترسیدم. فکر کردم منو قراره دست مردی بسپره اما چاره ای جز انجامش نداشتم. تن و بدنم از ترس میلرزید. تا اومدم توی اتاق دیدم خودش لخت شده بود و فقط سوتین و شورت تنش بود. موهامو کشید گفت خوب گوش کن. لازم نیست تو کاری بکنی. فقط تسلیمم شو. من فاعلم. از کردن لذت میبرم. باید ارضا بشی. من شوکه بودم.با اشک چشم گفتم.

 

حوله رو از تنم جدا کرد و از پشت بغلم کرد. سینه هامو با دو تا دستش آروم گرفت و ماساژ داد. من خیلی ترسیده بودم. از پشت گردنمو میبوسید و میگفت باااااید آبت بپاشه وگرنه پردتو میزنم.من حتی تحریک هم نشده بودم. تا اینکه نوک سینه مو آروم بازی میداد. کمی سفت تر کرد. من دست خودم نبود اما تحریک شدم.

 

منو هول داد روی تختی که دستبند و پابند به تخت وصل بود و دست و پاهامو بست. پاهام کاملا باز بود. از ترس داشتم سکته میکردم که دیدم چند تا اسباب بازی جنسی آورد. با دستش کوسمو بازی میداد.داشتم تحریک میشدم که روغن ریخت روی کوسم و نوک سینه هام. به هر کدوم از سینه هام یه ویبراتور بست. و یه ویبراتور نزدیک چوچوله م کرد. داشتم دیوونه میشدم. اما خجالت میکشیدم اه و ناله کنم. ضربان قلبم بالا بود. همزمان گردنمو لیس میزد و ویبراتورو اطراف چوچوله م میچرخوند.

 

چشمام سیاهی رفت. نفسم حبس شد پاهام میلرزید و ارضا شدم اما آبم نپاشید و عصبانی شد و دوباره با ویبراتور ادامه داد. ویبراتورو روی کوسم ثابت کرد. نشست روی پاهام و شروع کرد به قلقلک کف پام. صدام بلند شد. احساس کردم کلی آب توی کوسم جمع شده و تخلیه نمیشه. چند ثانیه بعد آبم با شدت فراوان پاشید و بیحال شدم. تا به خودم اومدم دیدم خانم معلم هم با دستش خودشو ارضا کرد.

 

دست و پامو باز کرد و عین یه دستمال پرتم کرد و گفت هفته ای سه بار وظیفه ت ارضا شدنه وگرنه به خانوادت میگم امروز چیکار کردی. راستش خودمم خوشم میومد. الکی قیافه می گرفتم اما لحظه شماری میکردم برم خونه ش.

 

یک بار هم گفت پا باز توی حموم دراز بکشم. سر دوش حمومو باز کرد نشست روی پاهام تا حرکت نکنم و آب گرم رو با فشار روی چوچوله متمرکز کرد و عمیق ترین ارضای زندگی رو تجربه کردم. معتاد ارضا با فشار آب شدم!

وقتایی که خونه تنهام با فشار آب ارضا میشم…

 

 

نوشته: لاله

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا