داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

آنی و شراره

حدود ١ ماه پیش بود خانه تنها بودم و داشتم با تخم هام یقول دوقول بازی می کردم. چند روزی هم بود که آمپر شهوتم داشت رو خط قرمز حرکت می کرد به چند نفری که می شناختم زنگ زدم که بیان و یه ذره شیطونی کنیم. ولی از اونجا که موقعی که خدا داشت […]

آنی و شراره Read More »

عمه جون

يادمه از بچهگي خيلي خونه عمم ميرفتم مثلا براي بازي با پسر عمم . هميشه اوقات تعطيلي من تو خونه عمم ميگذشت .همين طور من بزرگتر ميشدم و نشانه هايي از سکس خواهي و تمايل به جنس مقابل در من شعله ور مي شد . بي اختياربه پاهاي لخت عمم نگاه ميکردم يا به پستونهاي

عمه جون Read More »

سکس در شرکت

تو شركت بودم داشتم آماده مي شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد گفت كجايي بابا؟ مهمون برام اومده از آمريكا اينقدر ازت تعريف كردم كه گرفته بايد همين حالا ببينمش آماده باش ميام دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مايي!خلاصه اومد و سوار شديم (

سکس در شرکت Read More »

نیوشا

من اسمم نيوشاس بيست و دو سالمه اين داستاني که تعريف مي کنم واسه  همين تابستونه امساله .خالم اينا از سوئد اومده بودن خالم اينا حدود ده سال اونجا زندگي مي کردند خالم يه پسر داره با دوتا دختر که پسر خالم بيست و پنج سالشه و دختر خاله هام يکي نوزده و يکي بيست

نیوشا Read More »

داستان سکس من و طناز

سلام به همه راستش من تا حالا داستان واسه کسی تعریف نکردم به خاطر همین اگه خوب نبود ببخشید. این داستان من و یکی از دوست دخترامه به اسم طناز. یادمه که اون موقع من تو یه بوتیک فروشنده بودم (لباس زنانه و دخترانه) این ماجرا مربوط به 4 سال پیشه. بعد از ظهر بود

داستان سکس من و طناز Read More »

نغمه و برادرش

اين ماجرا حدود 3 سال پيش اتفاق افتاد. يه برادر دارم سه سال از من بزرگتره. اسمش حميده. من بيست و يک سالمه و عادت دارم که هميشه در خانه دامن کوتاه بپوشم. همين باعث ميشه هر کي منو ميبينه تحريک بشه. يه شب در حالي که دمرخوابيده بودم از خواب بيدار شدم ديدم يکي

نغمه و برادرش Read More »

ماجرای فتانه

خيلي دمغ بودم چندوقت بودمشتري نداشتم ازشانس بدم چندروز بودكميته بدجوري جنده ها را جمع ميكرد.يك بگيربگيري بودكه نگو و نپرس.اكثر دوستهام را گرفته بودندخودم هم دوبار شانسي از دستشون دررفته بودم و نزديك بود بگيرنم. چند تا مشتري را هم تا ميخواستم گير بندازم ازم گرفته بودند. هر روز دو ساعت به خودم ميرسيدم

ماجرای فتانه Read More »

خانم معلم

حدود 7 سال پيش من سال آخر دبيرستان بودم و تا اون موقع با هيچ جنس مخالف خودم تماس فيزيكي نداشتم و هميشه براي ارضا’ جنسي به عكس و فيلمهاي سكس پناه مي آوردم . و عمده آشنائي من با مسائل جنسي توسط معلم بينش بود .خانم مولائي با ظاهري اسلامي هر جلسه به بهانه

خانم معلم Read More »

خانوم شدن من

دومين باری بود كه مشروب ميخوردم.بار اول ته ليوان بابام يه كم ویسكی مونده بود كه خوردم و از مزه اش حالم بهم خورد ولی اينبار اصلا اذيت نشدم .بگذريم…حدود ساعت ۸ شب بود كه شروع كرديم به خوردن .دو ساعتی گذشت كه ۴ تا قوطی آبجو تموم شده بود من از روی مبل بلند

خانوم شدن من Read More »

متین و زن دایی

خونه‌ي دايي‌اينا روبروي خونه ما بود و ما با هم خيلي رفت و امد داشتيم بخصوص من و زن دايي خيلي با هم شوخي مي‌کرديم و وقتي کسي نبود من اصرار مي کردم که بيا کشتي و اون هم که ميدونست من دست بردار نيستم به شوخي با من کشتي ميگرفت و اينطوري بود که

متین و زن دایی Read More »

Scroll to Top