داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

كردن مادر زن

یادش بخیر تازه به زور پدر و مادر با سیما ازدواج کرده بودم اون هنوز دبیرستانی بود و من هم تازه دانشگاهم رو توموم کرده بودم پدر زن تو شرکت هسته ای کار می کرد و از اول استخدامش یعنی 25 سال پیش همش تو این شهر و تو اون شهر بود و معمولا ماهی […]

كردن مادر زن Read More »

دوست زنم بود ولی همسرم شد

ساعت 11 شب تلفن خونه زنگ خورد صدای قشنگی از اون سمت خط تلفن گفت الو ، گفتم بفرمایید با مکث بسیار زیادی دوباره گفت الو ، منم به آرامی دوباره گفتم بفرمایید میشنوم صداتونو ، بازم مکثی کرد و اینبار گفت دوست ندارم فکر کنی مزاحمم و یا از اون زنهای هرجایی ام .

دوست زنم بود ولی همسرم شد Read More »

شروع سكس ضربدريمون

منو همسرم الناز دورانه دانشجويي تو يه پارتي تو مهرشهره كرج باهم آشنا شديم بعد از اونروز باهم دوست شديم و بعد از يمدت دوستيو شناخته هم نامزد كرديم چون خانواده جوفتمون خيلي آزادو راحت بودن زود به تفاهم رسيديم. الناز جلو همه مرداي فاميلشون لباساي آزاد ميپوشيد منم واسم مساله اي نبود حتي دوست

شروع سكس ضربدريمون Read More »

کردن کوس یک دختر والیبالیست

زمانی که دانشجو بودم رفته بودم از تلفنهای همگانی که اون زمون سکه های ده تومنی کار میکردند به خونمون زنگ بزنم تا رسیدم دم کیوسک تلفن دیدم یک دختر خانوم قد بلند قد 178 با چادر مشکی که جلوی چادرو ول داده بود وایستاده تو نوبت یک لحظه چشمامون تو هم گره خورد من

کردن کوس یک دختر والیبالیست Read More »

اشتباه من دلیل خیانت شوهرم شد

اسم من هنگامه است و می خواهم اتفاق شومی که تو زندگیم افتاد رو برای شما بازگو کنم.اوایل سال 84 بود که دانشگاه قبول شدم و وارد دانشگاه شدم و بدلیل داف بودنم (یکم از خودم تعریف کنم)،توجه خیلی از پسرهای دانشگاه رو بخودم جلب می کردم و من هم فقط بدنبال خوشگذرونی بودم و

اشتباه من دلیل خیانت شوهرم شد Read More »

کون دادن مامان به بابا

من با بابا و مامانم در یک خانه بزرگ زندگی میکنم , این داستان وقتی بود که تازه 14 ساله شده بود و هروز جق میزدم حتی اگه یه عکس دختر که نیمه لخت بود من را تحریک میکرد. بابام کشتی گیره ۴۵ سالش بود, قد بلند و قوی , مامانم قد کوتاه و هیکل

کون دادن مامان به بابا Read More »

عشق قدیمی

خونه داييم اينا خيلي بزرگ بود. يه خونه سه طبقه قديمي با ديواراي آجري. من عاشق اونجا بودم. هروقت مامانم ميرفت اونجا منم آويزونش ميشدم. از همون موقع ها بود که احساس کردم دوستش دارم. خيلي بچه بودم 5 يا 6 سال داشتم. اونم 7 يا 8 ساله بود. تنها پسري که تو فاميل هميشه

عشق قدیمی Read More »

دوشب عالی

سلام اسم من فرهاد 22 سال دارم ، ماجرای که می خواهم براتون تعریف کنم به سن 18سالگی یعنی اوج گرمی احساسات یک پسر ولی پسری که احساسات دخترانه تمام وجودش را فرا گرفته ، در دوران بچگی شبه سکس هایی داشته بودم ولی بیشرت شبیه به بازی کردن و مالیدن کیر و کون همدیگه

دوشب عالی Read More »

ماجرای عروسی

(( قبل از شروع این خاطره شیرین بگم که این اولین تجربه سکس من بوده و خیلی میترسیدم)) تابستون بین سال اول و دوم دبیرستان بود که یه کارت دعوت عروسی به دست ما رسید اولش فکر کردیم که اشتباه شده چون آدرس یه روستا بود بعد که بابام از سر کار اومد معلوم شد

ماجرای عروسی Read More »

یک روز بارانی

یه روز بارانی بود . بارون داشت به شدت می بارید یه بارون بهاری . طوریکه اون روز بعد از دو ساعت باریدن بارون سیل اومد البته یه سیل شدید که شهر رو برای دو ساعت تعطیل کرد که این دو ساعت برام دوسال بود خیلی بهم چسبید . داشتم می گفتم بارون تازه شروع

یک روز بارانی Read More »

Scroll to Top