رادياتور
همينجوری که رو زمين دراز کشيده بودم کم کم داشت خوابم ميبرد. نميدونم چی باعث شد که يهو از خواب پاشم.اصلا حال نداشتم حتی چشمامو باز کنم. تا اومدم اين دست اون دست شم يهو چشمم ناخودآگاه افتاد به داداشم که کنار من نشسته بود.اومدم سرمو بيارم بالا که بهش بگم پس چرا نميخوابه که […]
