داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

دوسکسه

کنکور تموم شد و به هر زحمتی که بود رفتم دانشگاه.خوبیش این بود که توی یه شهر دیگه بود.من خوابگاه رو دوست نداشتم با اصرار از پدرم خواستم که یه خونه نزدیک دانشگاه برام بخره.آخه اگه کرایه یا رهن کنی ممکنه صاحب خونه بفهمه که دوست دخترتو با خودت میاری و خر بیار باقالی بار […]

دوسکسه Read More »

بعد از هشت سال انتظار

سپهر حرفات واقعا راست بود، اون اوایل اصلا فکر نمیکردم مال هم بشیم…ولی الان اینجا،من و تو،بدون ترس،واس همدیگه ایم!!!! این جمله ی همسرمو هیچ وقت فراموش نمیکنم. بعد از عروسیمون و بعد از این که تمام مهمون ها رفتن و بعد از تمام گریه های خواهر همسرم سیما و نصیحت های پدر زنم اولین

بعد از هشت سال انتظار Read More »

اشتباه بچگی

ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﻭ ﻋﺮﺽ ﺩﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﻮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﺰﯾﺰ.ﻣﻦ ﺭﺿﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ5ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ،ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ17ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ.ﻣﻦ ﻗﺪﻡ 183ﻭ ﻭﺯﻧﻢ85ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺜﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻨﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ.ﺗﻮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺭﺳﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﯿﮑﻞ ﺩﺭﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﭘﯿﺪﺍ

اشتباه بچگی Read More »

کردن خواهر دوست دخترم

ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻦ ﯾﺎﺳﺮ ﻫﺴﺘﻢ22ﺳﺎﻟﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻝ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻪ.ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﯾﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺳﻤﺶ ﻓﺮﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﺸﺨﺼﺎﺗﺶ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﻗﺪ170ﻭﺯﻥ50 ﭼﺸﻤﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺸﮕﯽ ﮐﻼ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ.ﻣﻦ ﺣﺪﻭﺩ4ﻣﺎﻩ ﺑﺎﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﮐﻠﯽ ﺑﺎﻫﻢ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﺪ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﻢ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺟﺎ

کردن خواهر دوست دخترم Read More »

شب اول و 3 بار سکس با دخترخالم شهلا

ﺳﻼﻡ.ﻣﻦ ﺍﺳﻤﻢ ﻣﺘﯿﻦ ﻭ25ﺳﺎﻟﻤﻪ. ﺑﯽ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﺷﺮﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ.ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻡ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﻣﺰﻫﺒﯿﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺳﺨﺖ ﮔﯿﺮﺍﺵ.ﻣﻦ3ﺗﺎ ﺧﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ.ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻟﻪ ﻫﺎﻡ ﺑﺎ3ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﭘﯿﺶ ﻣﺎ.ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻟﻢ1ﺳﺎﻝ ﺍﺯﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺷﻬﻼ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻫﯿﮑﻞ ﺗﻮﭘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﻗﺪﺵ. 175ﺑﻌﺪﺵ

شب اول و 3 بار سکس با دخترخالم شهلا Read More »

خاله فاطی سالار جنده ها

ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﻫﺴﺘﺶ.ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺮ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻦ ﺍﻣﯿﺮﻡ23ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ 185ﻗﺪ80ﮐﯿﻠﻮ ﻭﺯﻥ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺳﺒﺰﻩ ﻭ ﺧﺎﻟﻪ ﻓﺎﻃﯽ1ﺳﺎﻝ ﺍﺯﻡ ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﻗﺪ172ﻭ ﻭﺯﻥ70ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﮐﻮﻥ ﮔﺮﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﻲ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﺍﻣﺶ ﻧﻤﯿﺨﻮﻧﻪ ، ﭼﻮﻥ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﻤﺴﻦ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﭘﺴﺮ ﻫﻤﺴﻦ ﺧﻮﺩ

خاله فاطی سالار جنده ها Read More »

من ، مامانم و عشقش به فرشاد

سلام داستانی که می خوام براتون بگم شروعش از 1سال و نیم پیش بوده و اینکه اسم های برده شده اسم حقیقی اشخاص نیست و من خودم رو امیرعلی معرفی میکنم و22سالمه. قبل ازاینکه داستانم رو شروع کنم میخواستم اینو بگم که ممکنه خیلی از قسمت های داستان سکسی نباشه اما لازم بود که توضیح

من ، مامانم و عشقش به فرشاد Read More »

شیرین جون

همسایه روبروی ما یه زن وشوهر بودند که 2 تا بچه داشتند. یه دختر مامانییه 4 ساله و یه پسر ی 10 ساله. خود زن همسایه هم حدود 35 سالشه و اسمش شیرینه. من از همون اولی که دیدمش عاشق اون بدن نازش شده بودم. بدن خیلی سکسی داشت. سینه هاش و کونش کاملا بیرون

شیرین جون Read More »

من و مینا خانوم

داستان از آنجا شروع میشه که ما به منزل جدید نقل مکان کردیم که اسم من در این داستان سیامک است . پدر و مادر من کارمند و من دانشجو و خواهرم خانه شوهر ……….در همسایگی ما خانواده ای بودند که خیلی مرفه و به قول خودمون با کلاس بودن ( که توپ تکونشون نمیداد

من و مینا خانوم Read More »

رادياتور

همينجوری که رو زمين دراز کشيده بودم کم کم داشت خوابم ميبرد. نميدونم چی باعث شد که يهو از خواب پاشم.اصلا حال نداشتم حتی چشمامو باز کنم. تا اومدم اين دست اون دست شم يهو چشمم ناخودآگاه افتاد به داداشم که کنار من نشسته بود.اومدم سرمو بيارم بالا که بهش بگم پس چرا نميخوابه که

رادياتور Read More »

Scroll to Top