داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سهند و دخترعمه

  من سهندم و الآن ۱۸ سالمه و سوم ریاضیم‬. ‫من در یک شهرستان کوچک زندگی می کنم (حالا بمونه کجا!) قبل از هرچیز بگم که این داستان قسمت ‫سکسیش خیلی زیاد نیست و سعی کردم عین حقیقت باشه و حتی یک جمله بهش اضافه نکنم. ‫من تازه رفته بودم کلاس اول راهنمایی! تو اون […]

سهند و دخترعمه بیشتر بخوانید »

کف پای راحله کاراته باز و صورت مامانم

من اسمم کامبیزه و 20 سالمه و توی شمال تهرون زندگی میکنیم.من تنها پسره خانواده هستم و به قول معروف تک فرزند و یکی یک دونه هستم.مامانم یه دوست داره به اسمه اکرم که با اون ها رفت و آمد خانوادگی داریم.اکرم خانم هم فقط یه دونه دختر داره به اسمه راحله که 19 سالشه

کف پای راحله کاراته باز و صورت مامانم بیشتر بخوانید »

عشقی که نیمه تموم شد

  سلام من شادی 22سالمه تنها دلیل ورودم به این سایت این بود که بتونم خاطرمو بنویسم خاطره ای که حتی بعد از مرگ هم کسی نمیتونه از ذهنم پاکش کنه مربوط میشه به 2 سال پیش که عشقمو ازم گرفتن… ازش دو سال بزرگتر بودم و اصلا تو ذهنم نمیدیدم که بخوام روزی باهاش

عشقی که نیمه تموم شد بیشتر بخوانید »

سینه زن عمو

  سلام .این داستان مربوط میشه به 4 سال پیش زمانی که ما منزل عمویم مستاجر بودیم .ما باهم در یک خونه زندگی می کردیم که 4 تا اتاق داست و در یک اتاق خانواده ما و در یک اتاق خانواده ی عمویم زندگی می کردند . داستان از این جا شروع شد:زن عموم یه

سینه زن عمو بیشتر بخوانید »

سکس برق آسا در زمان قحطی کس

  آرش تازه به سن 15 رسیده بودکه معنیه ارضا شدن رو فهمید.حسی که با هیچ چیز برای اون قابل قیاس نبود. ولی حس سکس برای اون حال وهوای دیگه ای داشت.ولی باوجود محدودیتهایی که زمان جنگ بود سکس با جنس مخالف شاید مثه یه آرزو واسه جوونا بود.چون اونموقع اگه کسی نگاه چپ به

سکس برق آسا در زمان قحطی کس بیشتر بخوانید »

شوهر شکاک

  سلام من مانیا هستم 27 سالمه و 9 ساله که ازدواج کردم.کمی تپلم و خداییش خوشگلم.اما داستانم راجع به خریت خودم و نا مردی کسی یه که تو بدترین شرایط زندگیم جلو راهم سبز شد. 2 سال پیش بود من و حامد سر مسائلی با هم بحثمون شده بود.جدیدا خیلی با هم بحث میکردیم

شوهر شکاک بیشتر بخوانید »

کردن زن پاسدار

سلام.. من سعیدم..الان 34 سالمه.این خاطره ماله 6 ساله پیشه..من اون موقع احمق شدم با چند تا دوستام به دعوت یکی از دوستای دیگم رفتیم گلدکوست.(تهران فعالیت میکردیم)خودم بچه استان فارسم..یک سالی تهران بودیم.چون شهرمون زیاد بزرگ نبود همه فهمیده بودن ما چیکار میکنیم..تا یک روز اومدم شهرمون ما رو فروخته بودن.ما رو گرفتن و

کردن زن پاسدار بیشتر بخوانید »

عشق شرطی

  با آرمان تو فوق لیسانس همکلاسی بودیم.البته از دوران لیسانس دورادور میشناختمش. هردومون هم رشته ای بودیم. اونموقع ها باهاش سلام علیکی نداشتم.برام جذابیت خاصی نداشت. هیکلی بود و بدنسازی کار میکرد.قد بلند و صورت یکم توپول.در مجموع خوش تیپ بود. خلاصه با این همکلاسی شدیمو یکسالی به این منوال گذشت. تو دانشکده به

عشق شرطی بیشتر بخوانید »

بهترین کونی که دادم

  جالبترین رابطه جنسی گی که داشتم تو عیدهمین91بود تازه فیلم موکل که از شبکه نمایش پخش شده بودو دیدم که اماده شدم رفتم بهشت زهرا چون دیر وقت شدو متروی لعنتی کهریزکم اخرین قطارش رفته بود شبم شده بود مجبور شدم همیجوری کنار جاده قدیم قم سمت تهران بیام پولم نداشتم براماشینا هم دست

بهترین کونی که دادم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا