داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شب تحقق آرزوهای من

از بچگی می دونستم که امیر برام مثل بقیه ی پسر عمه هام نیست.به خصوص وقتی بزرگتر شدیم و پریا خواهر امیر که یه جورایی صمیمی ترین دوستم بود بهم گفت که امیر گفته دوسم داره. اون زمان من 15سالم بود ولی واقعا حتی یه درصد هم فکر سکس و این چیزا نبودم. عشقم به […]

شب تحقق آرزوهای من بیشتر بخوانید »

من و عشق جدیدم

سلام دوستان اسمم پرستو و 32 سالمه دوست نداشتم این داستان رو بگم اما دیدم شاید اینجوری هواس (حواس)آقایون ساده لوح جمع بشه و بدونن زناشونم نیازهای جنسیشون باید ارضا بشه من متاهلم و 7 سال از ازدواجم میگذره تو این مدت فقط از سر اجبارها و حرفهای مردم ادامه دادم زندگیمو . بگذریم خیلی

من و عشق جدیدم بیشتر بخوانید »

اولین گی من با خواهرزاده ام

سلام دوستان عزیز امیدوارم که حال همتون خوب باشه این یک داستان کاملا واقعی هستش اسم من امیده 21سالمه واز مشهدم اولین تجربه گی من باخواهرزادم که اسمش سعید هست بود سعید یک سال ازمن کوچکتره هر دو توی یک دانشگاه ویک رشته درس میخونیم. سه سال پیش یک روزکه طبق معمول خواهرم با سعیداومدن

اولین گی من با خواهرزاده ام بیشتر بخوانید »

دخترعموی کون گنده

سلام من امیرم 18 سالمه این خاطره مربوط به پارساله وقتی که سال سوم هنرستان بودم منم با دخترای زیادی نبودم جز چند تا که اونم خیلی اتفاقی با هم آشنا شدیم و باهم موندیم اینم بگم اهل دختر بازی و اس دادن همزمان به 20 تا دختر نیستم چون بدم میاد بگذریم این دختر

دخترعموی کون گنده بیشتر بخوانید »

انتخاب اشتباه

  با سلام. من میخوام بخشی از خاطرات مربوط به زندگی خودم رو براتون تعریف کنم. سال 78 تازه دانشگاه رو پشت سر گذاشته بودم و میخواستم کارم رو دراموزش پرورش شروع کنم.به پیشنهاد مادرم قرارشد بحث دخترعموم پردیس برای خواستگاری مطرح بشه که شد.من نسبت به فامیل برای ازدواج تمایل زیادی نداشتم ودرمورد پردیس

انتخاب اشتباه بیشتر بخوانید »

من و مامانم تو سونا

سلام.امروز میخوام داستان سکس با مامانم توی استخر و سونای خونمون رو براتون بگم.قبل از شروع داستانم بگم که من اسمم سروش هستش.16 سالمه.مامانم یه زن 46 سالست.لاغره.ولی بر خلاف لاغر بودنش کونش وحشتناک بزرگه.سینه هاشم همین طور.تازه با اینکه 46 سالشه خیلی جوون تر نشون می ده و شکمش به خاطر پیری خیلی بزرگ

من و مامانم تو سونا بیشتر بخوانید »

ماجراي كون دادن زنم شيوا

سلام من رضا هستم ، چند مدت پیش خواهر زنم با یک پسر ه دوست می شه به نام وحید که باشگاه سوار کاری داشتند. بعد از مدتی که از دوستیشون می گذره توسط زنم متوجه می شم که شادی (خواهر زنم ) داره اسب سواري ياد مي گيره . زنم شيوا قد بلند هست و باسن

ماجراي كون دادن زنم شيوا بیشتر بخوانید »

پانیز

  سلام من پانیزم تو یک خونواده ی 4 نفره هستم یک برادر دارم که 1 سال ازش بزرگترم و مامانم و بابام به خاطر موقعیت کاریشون معمولا صبح زود میرن و اخر شب برمیگردن و تمام روز رو با مانی داداشم میگذرونم اگه خونه باشم که معمولا هم خونم زیاد اهل بیرون رفتن نیستم.تو

پانیز بیشتر بخوانید »

سکس با گلناز خانم

  من امیر هستم حدودا بیست وچهارسالمه یک مغازه تو یکی از پاساژهای شهرمون دارم نویسنده خوبی نیستم اما خواستم یکی از خاطرات سکسی زندگیم براتون بگم در صورتی که خوشتون بیاد بازم مینویسم برای شما عزیزان! خب بریم سراغ خاطره من : گفتم که مغازه دارم اما مثل اکثر جوون های ایرانی منم فکرم

سکس با گلناز خانم بیشتر بخوانید »

سکس در مراسم عزادارى

  سلام من سارا22 سالمه.خاطره ای میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به اسفند سال 89،پدربزرگم آخرای اسفند بودکه عمرشو دادبه شما ماهم مجبوربودیم ازتهران بریم شهرستان خونه مادربزرگم ازیطرف خیلی ناراحت بودم پدربزرگموازدست دادم ازطرفیم خوشحال بودم که بعدازشیش ماه میتونم سروش و ببینم. سروش پسرخالمه 25 سالشه تقریبأ خیلی وقته همو دوست داریم خیلی

سکس در مراسم عزادارى بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا