داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

بوزدوم

من تازه با این سایت آشنا شده ام دیدم از اولین سکس مطالبی مینویسند من هم گفتم تا اونمقدار که یادمه برایتان بنویسم البته من سوسن هستم 35سالمه مجردم و اهل اطراف ؟؟؟ و ترک زبان و ظاهرا دیگه بخت ازدواجم بسته است اسم این خاطره را میزارم بوزدوم بوزدوم در زبان ترکی یعنی آخرین […]

بوزدوم بیشتر بخوانید »

عاقبت غیرتی بازی

سلام من سعیدم داستان اواونجایی شروع میشه که یه سه شنبه طرفای ساعت 12 واسه خرید رفته بودم گلستان، که خانم دوستم الهامودیدم ولی برروی خودم نیاوردم چون ازشما چه پنهون همچین ازش خوشمم میومد شیطون گولم زدکه یواشکی ببینم چیکارمیکنه هیچی دنبالش با فاصله چند متری میرفتم که رفت تو یه مغازه طبقه بالا

عاقبت غیرتی بازی بیشتر بخوانید »

تجاوز به من و بهترين دوستم

سلام به همه ي دوستان. من اولين باره كه اينجا خاطره مينويسم اونم به پيشنهاد يكي از دوستان واسه اين كه تو خودم نريزم.. اسم من نسيم و اسم دوست صميميم صدف هستش (اسم ها مستعارن). من يه دختره ١٧ ساله خوشگل با قيافه معصوم.. دوستم صدف هم ١٨ سالشه.. داستان از اونجايي شروع شد

تجاوز به من و بهترين دوستم بیشتر بخوانید »

زمانی که زندگی منو مامانم سکسی شد

اسمم امید 22 سالمه قدم 180 و کیر خیلی کلفتی دارم ،مامانم لیلا با قد 170 وبدنی ورزیده بخاطر اینکه مربی رقصه با سینه های نسبتا بزرگ وسفت حدود 3 ماه پیش پدرم فوت کردو ما تنها شدیم بعد از چهلم بابام مامانم کلی شاگرد داشت دیدم دیگه به کارش ادامه نمیده یه روز گفتم

زمانی که زندگی منو مامانم سکسی شد بیشتر بخوانید »

رضا و دختر همسایه

سلام به همه دوستان من اسمم رضا ست.23 ساله و…. من اكثر اوقات ميرم پشت بوم واسه سيگار كشيدن چون تو خونه كه نميشه سيگار كشيد. تقريبا اوايل مرداد امسال بود و بعد اينكه نهار خوردم طبق عادت رفتم پشت بوم تا كمي با سيگارم خلوت كنم. بالا بودم كه يهو ديدم دختر همسايه روبرويي

رضا و دختر همسایه بیشتر بخوانید »

من و دختر زنم

سلام دوستان گلم شهاب هستم و 31 سالمه . خلاصه بگم براتون من از بچگی کس ندیده بودم و دستم به کس نمی رسید و اصن دوس دختر نداشتم . تا اینکه در 21 سالگی تو مسیر برگشت از دانشگاه یه شب سرد پاییزی از یه کوچه تاریک و خلوت رد میشدم که یهو یه

من و دختر زنم بیشتر بخوانید »

تو همونی که از دختر های چاق بدت میاد؟

ساعت 4 عصر بود که پسر داییم(آرمان) زنگ زد که کجایی؟ گفتم: پیتزا سعید، گفت سر طوس ام پنج دقیقه دیگه با پروانه(دوست دخترش 17 ساله، چادری، یکم چاق، ولی سعید میگفت هم خوب ساک میزنه هم از سکس پشت خوشش میاد ) میایم دنبالت. گفتم باشه. اومدن گفتن باید لادن خواهر پروانه رو هم

تو همونی که از دختر های چاق بدت میاد؟ بیشتر بخوانید »

جرقه سکس با خواهرم

سلام. من سعید هستم ومیخوام ماجرای سکس با خواهر خوشگل و لوسم رو براتون تعریف کنم. اسمش سپیده است و الان 24 سالشه و سه سال از من کوچیکتره. قدش 1.64 و 65 کیلو وزنشه. سرخ و سفیده ورو پوستش یه لک پیدا نمیشه. اندامش کاملا سکسی وجذابه و یه داف تموم عیاره. من عاشق

جرقه سکس با خواهرم بیشتر بخوانید »

ناهید عزیزم

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیام خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و

ناهید عزیزم بیشتر بخوانید »

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود

اون روز توی محوطه ی پایین خونه نشسته بودم. روی یه نیمکت، تنهایی. می دونستم که دیگه به زنگم جواب نمیده. عجیبه که وقتی کسی می خواد باهات به هم بزنه، انگار بهت الهام میشه. فقط دو دفعه زنگ زدم و جواب نداد، ولی می دونستم که دیگه این آخرشه. و بعد فقط درد بود.

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا