داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با دختر باکلاس

ساعت حدود ٤ بود زدم بيرون ، طبق معمول مقصد نداشتم و بايد خيابان ها را گز ميكردم تا اخر شب شه برم كپه مرگم رو بزارم ، اينطور زندگي كردن برام خيلي بهتر بود لااقل تو جمع دوستام نبودم كه كون به كون سيگار بكشم و شبا تو مستي و چتي بخوابم . پول […]

سکس با دختر باکلاس بیشتر بخوانید »

ﺳﻜﺲ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺎﻟﻢ

ﺳﻠﺎﻡ ﻣﻦ ﺗﺮﻧﻤﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻢ ﻓﻘﻄ ﻳﻪ ﺗﻮﺿﻴﺤﺎﺗﻰ ﻣﻴﺪﻡ ﻣﻦ ﺳﻔﻴﺪﻡقدم 160 و ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻴﻠﻰ ﺩﺭﺷﺘﻰ ﺩﺍﺭﻡ 14 سالمه .ﺍﻭﻝ ﺍز ﻫﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻜﻢ ﻣﻦ ﻣﺘﻦ ﻣﻮﺑﺎﻳﻠﻢ عربيه ﻭﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﻳﻪ ﺳﺮﻯ ﺍﺯ ﻛﻠﻤﺎﺗﻮ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ ﺩﻭﺭ ﻧﺸﻴﻢ :ﻣﺎ ﻳﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺍﺳﻤﺶ شهرام ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﻭﻗﺘﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﻴﺪﺍ ﻣﻴﻜﺮﺩ

ﺳﻜﺲ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺎﻟﻢ بیشتر بخوانید »

كون دادن وحشيانه به كير كلفت حشري

سلام من سامان هستم ١٩سالمه راستيتش وقتي بجه بودم جند بار كون دادم ولي اون موقع جيزي ازش نميفهميدم تا هفته بيش كه قسمت شد دوباره يكي ترتيبمو داد و لذتش دوباره اومد تو زندكيم داستانشم واستون نوشتم اميدوارم خوشتون اومده باشه . بريم سر اصل مطلب بعد از اينكه كون دادنو تجربه كردم يه

كون دادن وحشيانه به كير كلفت حشري بیشتر بخوانید »

پسرخاله ابنه ایم کرد

سلام دوستان عزیز میخوام خاطره گی شدن خودم رو براتون تعریف کنم وقتی 13 سال داشتم باسن قمبل و نرمی داشتم که با شلوار پارچه ای تنگ و لختی که می پوشیدم بسیار سکسی به نظر می رسید و همه تو مدرسه و محله چشمشون دنبال من بود ولی من هیچ وقت بهشون پا نمی

پسرخاله ابنه ایم کرد بیشتر بخوانید »

شانس اوردم مرضیه زنم نشد

سال دوم دانشگاه بودم مرضیه دختر عموم شروع کرد به اسمس دادن. هر روز یه درددل داشت منم پایه حرفاش بودم راستش خیلی دوستش داشتم اما یخرده سر و گوشش میجنبید واسه همین دیگه من زیاد پی شو نمیگرفتم. خلاصه یه بار سر حرفو باز کرد که من عاشق یکی هستم اما میدونم اون منو

شانس اوردم مرضیه زنم نشد بیشتر بخوانید »

سکس من و زن عمو

  سلام دوستان من تصمیم گرفتم یکی از خاطره ها مو واستون بنویسم که درباره زن عموی عزیزم هست، اول از خودم بگم 19 سالمه. ، از اصل داستان دور نشیم و درباره زن عموم بگم قدش 167 تقریبا کون و سینه سبزه کلن خط لبش و مزه چشمش و ابروش تتو هست لبشم رنگیه

سکس من و زن عمو بیشتر بخوانید »

سکس گروهی با مادر زن و خواهر زن

سلام ماهان هستم از کرمانشاه 30 ساله از بچگی عاشق بیتا بودم من14 سال داشتم و اون 15 سال با هم زیاد شیطونی میکردیم اما اون به زور باباش ازدواج کرد و منو با هزار تا آرزو تنها گذاشت 29 ساله بودم که ازش خبرایی به من رسید دوتا بچه داشت هر دو دختر یکی

سکس گروهی با مادر زن و خواهر زن بیشتر بخوانید »

برا دفعه اول بد نبود

من رویا هستم و 18 سالمه. داستانی رو که امروز براتون مینویسم مال سال گذشتس . من کلاس دوم تجربی بودم . اخرای سال تحصیلی بود و نزدیک شروع امتحانا . اونروز تومدرسه دعوام شده بود و حسابی قاطی کرده بودم برای همین سریع اومدم خونه . مامان و بابا طبق معمول خونه نبودن .

برا دفعه اول بد نبود بیشتر بخوانید »

بستنی با کس مامان

بابام یه دوست داشت که همیشه میاومد خونه ما مامان منم یه کم خوش استیل و باحال بود منکه بچه بودم سر درنمی اوردم ازین چیزا .یه روز که بابام خونه نبود دوست بابام اومد خونمون و یه چشمک به مامانم زد مامانم منو فرستاد برم بستنی بگیرم از سوپر سر کوچمون بهم پول داد

بستنی با کس مامان بیشتر بخوانید »

زندگی تبدیل به یه خواب شیرین شد

سلام من فرهاد 29 ساله هستمو سه ساله که ازدواج کردم و میخوام داستان زندگیمو خیلی مختصر بگم…زندگی که از جهنم تبدیل به یه خواب شیرین شد!! سال سوم دبیرستان بودم که مامانو توی تصادف از دست دادم و زندگی واسه منو بابام تموم شد و داغون شدیم! دیگه با هیچ کسی رفت و آمد

زندگی تبدیل به یه خواب شیرین شد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا