داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با مامان بهنام

اسم من علی.25سالمه از سنندج.ترم آخری بود که توی دانشگاه آزاد همدان درس میخوندم. حدودای ساعت چهار بود که کلاسمون تموم شد.با بهنام که خودش همدان ساکن بود و همچنین از بهترین دوستام بود از محیط دانشگاه خارج شدیم.بهنام 21سالشه.از زندگی شخصیش زیاد نمیگفت ولی اونطور که شنیدم پدر و مادرش از هم جدا شده […]

سکس با مامان بهنام بیشتر بخوانید »

منتظر بودم شوهر کنه

سلام دوستان من مهدیم می خوام در مورد داستان سکسم با فهیمه رو بگم این موضوع مربوط می شه به 1 ماه پیش یعنی اولین سکسم در باغمون فهیمه دختر عموی مامانم و زن داییمم هست تا زمانیکه اون زن داییم بشه قیافش زیاد سکسی نبود بود چون پدر مادرش اجازه نمی دادن لباسای تنگ

منتظر بودم شوهر کنه بیشتر بخوانید »

کاناپه و تاپ

یه نیم چرخ زدم و دوباره تو آینه مشغول وارسی خودم شدم. موهام و ابروهام رو همین امروز قهوه ای شکلاتی تیره کرده بودم. یه سایه طلایی پررنگ نشونده بودم پشت پلکم و یه خط چشم باریک مشکی که حسابی به چشمام حالت میداد. رژگونه طلایی مات و رژ لب آجری! با یه تاپ پشت

کاناپه و تاپ بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن مارال

سلام ب همگی اسم من ماراله-مستعار- 17 سالمه این خاطره مربوط میشه ب 14 سالگیم من از 12 سالگیم رفیق داشتم همه بالای 23 سال چون اندامم درشته سنم وبیشترنشون میده میتونستم با پسرای بزرگتر ازخودم باشم ازخودم بگم قیافه ی عادی دارم زیاد خوشگل نیستم اما هیکل درشتی دارم سینه وباسنم بزرگن تا دوسال

اولین کون دادن مارال بیشتر بخوانید »

میخامت… حالا…

– الو؟سامان؟…سلام -سلام خانومم.خوبی؟ -خوبم. -خوب خوب؟ -اوهوووووم…سامان؟ -جانم؟ -کجایی؟ -مغازه ام عزیزم. -کی میای خونه؟ -شب دیگه…چیزی شده؟ کمی مکث کردم و بعد گفتم: -میشه الان بیای؟ -چی شده مریم؟؟؟؟ -هیچی…هیچی نشده. -داری نگرانم میکنی.جون سامان بگو چی شده مکثی طولانی کردم و خجالت زده گفتم: -میخامت…حالا…   چند ثانیه حرفی زده نشد و

میخامت… حالا… بیشتر بخوانید »

همه وحشی شدن

من دیبا 14 سالمه ولی سینه هام 90 کونم خیلی گندس توی کلاس ما اکثرا لز بازن ولی من نه دوستام واسه این که هیکلم سکسیه یه جوری نگام می کنن یه روز داشتم تو حیاط راه میرفتم که شیما پرید رو کولم سینه هامو محکم گرفت گفت قربونشون برم من چپ چپ نگاش کردم

همه وحشی شدن بیشتر بخوانید »

گرگی در لباس میش

سلام اين ماجرا مال 6 سال پيش هستش وقتي من 17 سالم بود پدرم يه دوست داشت به نام حیدری كه با هم صميمي بودن خيلي رفت و آمد داشتيم ضمن اينكه معلم كلاس پنجم من هم بود احساس خوبي بهش نداشتم از همون اول تا اينكه يه روز اومد خونه ميدونست بابا مامان كي

گرگی در لباس میش بیشتر بخوانید »

ماساژ الناز

اسمم النازه و24 سالمه حدود یک سال پیش با دوست پسرم بهم زدم از لحاظ روحی خیلی آشفته بودم یکی از دوستام یه دکتر روانشناسه بهم معرفی کرد خوب منم ازش وقت گرفتمو رفتم پیشش اوووووووووووووف که چقدر خوشتیپ بود!دکتره انگار از من بدش نیومده بود هر دفعه که می رفتم پیشش روان درمانیم میکرد

ماساژ الناز بیشتر بخوانید »

من برده پرده بکارتم نیستم

برای اولین بار وارد چت روم شدم با دختر خالم بودیم و اون بهم یاد داد یعنی اینطور نبود که خودم بلد نباشم اصلا تو فاز اینجور چیزا نبودم اون روز با پسری به اسم وحید (مستعار) آشنا شدم اون اهل مشهد بود و من یه شهری که چهارده ساعت با مشهد فاصله داشت یه

من برده پرده بکارتم نیستم بیشتر بخوانید »

کسم به کیرش عادت کرده

سلام..ستاره هستم 18سالمه داستان از اونجایی شروع شد که من تازه حس های دخترونه رو تو خودم حس میکردمو میخواستم ادم جدبدی باشم…از طرفیم تعریف های دوستام منو به سمت دوستی با پسرا تحریک کرده بود هروز از صبح میرفتم کتابخونه تا ظهر و بعدشم میرفتم کتابخونه بعدی که شیفت دخترونه باشه…یعنی حدودا تا عصر

کسم به کیرش عادت کرده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا