آخر هفته ی عالی
دراز کشیده بودم که با صدای مامانم که میگفت پاشو سارا ساعت شد 7 شب… چشامو باز کردم و از کنار بالشت گوشیم رو که صفحه اش روشن و خاموش میشد نگاه کردم تا ساعت رو ببینم که دیدم یکی از دوستای قدیم دانشگاهم منو عضو یه گروه کرده که یا بچه های هم دانشگاهیمون
آخر هفته ی عالی بیشتر بخوانید »
