داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

جنده ی رویایی

فشار زیادی رو تحمل میکردم و دیگه نمیتونستم ادامه بدم!! کارم زیاد شده شود و تنهایی تو شهر غریب دیوانه کننده بود!!! از ساعت 5 عصر که کارمندام میرفتن من میموندم و تنهاییم و یه عالمه کار که باید خودم انجامشون میدادم!!! آخرای بهار بود و هوای تهران خیلی گرم شده بود کولر رو روشن […]

جنده ی رویایی بیشتر بخوانید »

چشمان سبز و دهان زیبا

این اولین بار نبود که یک کیر توی دهانم میکردم . نرم . ولی سفت . سفت ولی گوشتی و نرم . داغ ولی ضمخت . راستش دوست داشتم همونطور که توی دهانم نگهش داشتم نفس بکشم . پری توی دوم دبیرستان برایمان تعریف کرد که یه کار عاشقانه است . آدم برای هرکسی انجام

چشمان سبز و دهان زیبا بیشتر بخوانید »

از کیر سیر نمیشم

سلام اسم من سمیرا ست و الان 32 ساله هستم ،10ساله ازدواج کردم من يک دختر خیلی حشری هستم از شوهرم هم راضی ام و تو سکس کم نمیزاریم،ولی من سیری ناپذیر و تنوع طلب هستم برای همين یه دوست پسر دارم که ۳ سال از من کوچيک تره و با هم سکس داریم ،

از کیر سیر نمیشم بیشتر بخوانید »

زندگی‌ سکسی پر از عشق ما

مثل همیشه زودتر از عشقم رسیدم خونه که وقتی می رسه همه چی آماده باشه هر دومون شاغلیم و این یه ذره کار منو سخت میکنه چون اول ازدواج بهش قول دادم که هیچ وقت کارم باعث نشه که از هم دورشیم. تا رسیدم اول دوش گرفتم یه لباس سکسی پوشیدمو یه کم آرایش کردم

زندگی‌ سکسی پر از عشق ما بیشتر بخوانید »

کوس فیس بوکی

سلام… امیرعلی هستم… اولین باره داستانم رو مینویسم… پیش دانشگاهی بودم ، حسابی گرم درس خوندن و کلاس رفتن و اینا ، دوستامو کم میدیدم،،،تازه هم با دوست دخترم بهم زده بودیم ، حوصله ی کسی رو نداشتم… یه روز که رفته بودم آموزشگاه ، وسط کلاس دوستم آرش زنگ زد بهم،،،گفت کجایی؟؟ گفتم آموزشگاه،،،گفت

کوس فیس بوکی بیشتر بخوانید »

یک شب سکسی در رامسر

سلام به همه اسم من افشینه و اهل اهواز هستم من یک شرکت خصوصی و پیمانکاری دارم . سال 90 یک کار ورداشته بودم توی اراک . یک روز قرار بود با مدیر دفترم کرامت که همشهری خودمه بریم شمال واسه خرید تجهیزات پروژه اول رفتیم دفتر اون شرکت توی تهران خیابان پاسداران روبروی برج

یک شب سکسی در رامسر بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه با نامزدم

سلام به همه. من اسمم رمینا 25 سالمه . 5 ماهه نامزد کردم . با تنهاترین عشقم رضا. . . رضا نامزدم خیلی مهربونه و از وقتی که باهاش عقد کردم همیشه تو فکر یه سکس عاشقانه باهاش بودم واز اون جایی که تا حالا هم سکس نکرده بودم همیشه کنجکاو بودم ببینم چجوریه . ولی

سکس عاشقانه با نامزدم بیشتر بخوانید »

کونم رو تسلیم کیرش کردم

سلام من رویام میخام یکی‌ از اولین خاطرات سکسیمو براتون بنویسم … داستان از این شروع میشه من با ی پسری اشنا شدم ب اسم علی از نظر من واقعا واسم فرشته نجات بود چون توی موقعیتی اومد تو زندگیم ک خییییلی داغون بودم و از عشق کثیفم خیانت دیدم اونم چ خیانتی طرف زن داشت و

کونم رو تسلیم کیرش کردم بیشتر بخوانید »

تصادف با شهره جون

سلام به همه دوستان امروز میخوام یکی دیگر از اتفاق هایی رو که برام افتاده و منجر به رابطه عاشقانه و در نهایت سکس شده رو براتون تعریف کنم.این جریان برمیگرده به سال 91 یعنی زمانیکه 25 سالم بود…   تابستون بود، یه روز صبح جمعه بود که صبح زود از خواب بیدار شدم. هرکاری

تصادف با شهره جون بیشتر بخوانید »

آخر هفته ی‌ عالی‌

دراز کشیده بودم که با صدای مامانم که میگفت پاشو سارا ساعت شد 7 شب…  چشامو باز کردم و از کنار بالشت گوشیم رو که صفحه اش روشن و خاموش میشد نگاه کردم تا ساعت رو ببینم که دیدم یکی از دوستای قدیم دانشگاهم منو عضو یه گروه کرده که یا بچه های هم دانشگاهیمون

آخر هفته ی‌ عالی‌ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا