سکس با آبجی چادری
سلام دوستان. سهیلم.داستانم مال سال86 هستش که30ساله بودم، من و حمید (یکی ازهمکارام) برای مأموریت اداری 6 ماه رفته بودیم تهران. تویکی ازهتلهای بی ستاره مرکز شهرازطرف شرکت رزرو شده بودیم. پنج شنبه جمعه ها دوستم گفت میرم خونه مادرزنم اگه میخای توهم بیا.چون داشت تعارف میکرد ازش تشکرکردم و بخداسپردمش. منم تایکماه اول […]
