داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس عالی با مرضیه

احمد هستم و 27 سال سن دارم و الآن نامزد دارم ولی ماجرا مربوط به دو سال پیش و دوران مجردی است. توی یه صندوق اعتباری کار میکنم، از این صندوقهای قرض‌الحسنه که شهری است و هر شهر چندتایی داره! کارمون هم گرفتن پول از مردم و دادن وام بدون سود است. فقط کارمزد کم […]

سکس عالی با مرضیه Read More »

کون دادن به مرد سن بالا

سلام سامانم 22 ساله از تهران من گی زیاد داشتم ولی میخوام یه سکس با یه مرد 48 ساله را براتون بگم… *** یه زوز تو میدان ازادی تو دستشویی بودم یه شماره دیدم برداشتم بهش اس دادم خودش زنگ زد و حرف زدیم قزارگذاشتیم گفت من کیر خوبی دارم رفتیم حموم عمومی وقتی داخل

کون دادن به مرد سن بالا Read More »

هم آغوش

  من تپلم و خوش قیافه؛ البته بچگی پرفراز و نشیبی داشتم، پسرعمه ام توی سن کم به من تجاوز کرد، درست یادم میاد که 6 ساله بودم که پسرعمه 18ساله ام به زور خودش رو به من تحمیل کرد، مجبورم کرد تا کیرش رو براش بخورم… اصلا حال خوبی نداشتم؛ این روند ادامه پیدا

هم آغوش Read More »

فتح کون محسن

سلام حامد هستم و اینم داستان ایام نوروز. بعد از آخرین سکس من با کیمیا و سمیرا حدود یک هفته میگذشت و منم دوباره حشری شده بودم برای یه سکس حسابی. نا گفته نَمونه ، من از یه طرف عاشق کون کردن هستم و هیچ گونه علاقه ای نسبت به کون دادن ندارم.(فاعلم) *** یه

فتح کون محسن Read More »

ماه عسل

سلام دوستان. داستانی که مینوسم مربوطه به شب اول ازدواجم… *** ماتوی جنوب زندگی میکنیم. واسه ماه عسل رفتیم شیراز اولای عیدنوروز95 بود عصربود که رسیدیم خیلی خسته بودیم یه هتل پیداکردیم ووسایل ریختیم داخل وافتادیم روتخت خوابیدم غروب بود که بیدارشدیم رفتیم شاه چراغ وبیرون بعدم شام خوردیم وامدیم هتل یهویی یه بارون شدید

ماه عسل Read More »

تو یه روز کس و کونم فتح شد

سلام دوستان من یه دختر 20 سالم که تو تهران زندگی میکنم و خانواده تقریبا آزادی دارم تو دوران دبیرستان زیاد دوست پسر داشتم اما رابطه هام انقدری دوام نداشت که به سکس بکشه داستان من از 2 سال پیش شروع شد چند وقتی بود که با پسری آشنا شده حسابی بهش علاقه مند شده

تو یه روز کس و کونم فتح شد Read More »

فکر نمیکردم کردن مادرزن اینقدر حال بده

سلام خدمت همه دوستان.اسم من پوریا است و ۳۳ سالمه.۶ ساله که ازدواج کردم و یه پسر کوچولو شیطون دارم.مهندس برق هستم و خانمم پرستاره و پدرزنم سال اول عروسی ما فوت کرد.این قضیه واقعیت محضه و چون اتفاق جالبی برام بود دوست داشتم بنویسم.حالا یه سری هستن که فکر میکنن باید به هر داستانی

فکر نمیکردم کردن مادرزن اینقدر حال بده Read More »

کیر درمانی

در مطب دکتر رو باز کردم رفتم داخل… *** یه آقای حدود پنجاه سال،بسیار موقر ونسبتا ساده و سبزه رو متخصص اورولوژی بود ‌ از من خواست بشینم و مشکلمو بگم شروع کردم از اول ، از حدود پانزده سالگی و سن بلوغ، گفتم بهش که به نظرم غده های بدنم به هم ریخته !!

کیر درمانی Read More »

بی تاک

سلام اسمم ر… هست الان ۲۵سالمه قدم ۱۸۰ وزنم ۸۰ تقریبا سبزه قیافمم خوبه این داستان واسه ۳سال پیشه که بی تاک و لاین بازارش داغ بود… *** داشتم تو بی تاک دور میزدم به همه دخترا درخواست میدادم که یکی خورد به تورم درخواست دادم یک ساعت بعدش قبول کرد رفتم پی وی اسمش پرسیدم مشخصات چون

بی تاک Read More »

سکس ضرب در چهار

این همه شوخی و خنده رو دیگه نمیتونم تحمل کنم، اگه یک سال قبل بود عمرا اگه سر شوخی و کل کل کم میاوردم و اینجوری عصبی میشدم،‌اما الان من اون آدم قبل نیستم. اصلا دوست نداشتم شب چله مثل پارسال با دوستا باشیم و قرار بود امسال خونه ما شب چله رو بگذرونیم، اما

سکس ضرب در چهار Read More »

Scroll to Top