داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

برای اولین و آخرین بار

سلام من سارا هستم.می‌خوام خیلی‌ خلاصه داستان اولین و آخرین خیانتی که کردم بگم.قرار نیست بگم بد بود یا خوب فقط می‌خوام تعریف کنم و حس خودم بگم. الان من ۲۸ سال دارم و یه دختر کوچیک هم دارم ولی‌ این داستان واسه ۲۵ سالگی منه…. *** ۲۳ سالگی با یه پسر خوشتیپ مؤدب و […]

برای اولین و آخرین بار بیشتر بخوانید »

نجات متقابل

شب مه آلودی بود، داشتم می رفتم به یه ایالت دیگه. چند ساعتی بود که رانندگی می کردم و یه جورایی خسته بودم. داشتم رادیو گوش می کردم تا خواب نبره. باید شصت کیلومتر قبل تر نگه می داشتم، قهوه و نون بیگل می گرفتم، ولی می خواستم، قبل اینکه برا شب جایی واستم، بیشتر

نجات متقابل بیشتر بخوانید »

کون تپل مامان شبنم

اسم من عرفانه و اسم مامانم شبنمه ؛ مثه همه زنای ایرانی یه هیکل گوشتی داره ؛ سینه 90 ؛ کون بزرگ ؛ قدشم 170 و کوس تپلی داره … *** من بچه تک فرزندم و مامانم 19 سالش بوده که ازدواج کرده و 21 سالگی منو بدنیا آورده . ما رشت زندگی میکنیم .

کون تپل مامان شبنم بیشتر بخوانید »

کوس خودمه دلم خواست بدم

سلام به همه . من سارا هستم بیست و هفت سالمه سه ساله ازدواج کردم با امیر که با یه نفر شریکه وبوتیک دارن تو یکی از پاساژای تهران از خودم بگم 168.60 وزن و قدمه لیسانس زبان فرانسه دارم و چون بدنسازی و ورزش و کلاس رقص رفتم و میرم استیلم اگه تعریف نباشه

کوس خودمه دلم خواست بدم بیشتر بخوانید »

اولین سکس من و شهلا

سلام این اولین داستان من و شهلاست… *** پنج سالی میشه با هم دوستیم و قصد ازدواج داریم من خیلی گرم و سکسی هستم و همیشه میترسیدم که شهلا داغ نباشه یه روز رفتم برسونمش سر کارش اخه کارمنده تو مسیر گفتم وقت داری بریم یه قهوه بخوریم قبول کرد و رفتیم پارک چیتگر و

اولین سکس من و شهلا بیشتر بخوانید »

سکس با دختر خاله خانمم

  سلام میخوام یه داستان کاملا حقیقی روبراتون بگم ولی از اسم خودم و طرف مقابل رو نمیگم … *** حدودا سه سال پیش بود که به همراه خانمم وخواهر خانمم وشوهرش ودختر خاله خانمم وشوهرش رفتیم مشهد روز اول گذشت وروز دوم صبح برای خرید به بازار های مشهد رفتیم تا غروب تو بازار

سکس با دختر خاله خانمم بیشتر بخوانید »

خریّت نه‌ تنها علف خوردن است

سخت تر از خدمت سربازی، سخت تر از پوتین چرم و سخت تر از پست دادن توی برجک، غم عصر جمعه توی پادگان بود . کادری ها رفته بودند . بچه های شهر ساعتی گرفته بودن و من تنگ غروب داشت دلم از غصه میترکید و یاد الهام دیوونه ام میکرد . محوطه جلوی خابگاه

خریّت نه‌ تنها علف خوردن است بیشتر بخوانید »

دارم زنش میشم

خيلي وقت بود از دوستيمون ميگذشت اما حتي لبم ازم نگرفته بوديه شب كه قرار شد بريم بيرون گفت بريم ويلا توشانديز يه باغچه داشتن چون خانوادشم هم ايران نبودن خيالش راحت بود گفت بريم يه مشروبي بخوريم كنارهم(عمش باهاش زندگي ميكرد خونه نميشد بريم)منم كه خيلي وقت بود عاشقش شده بودم همه چيو قبول

دارم زنش میشم بیشتر بخوانید »

جنده شدن برای شوهر دوستم

قهوه جوشو روشن کردمو به کابینت تکیه دادم …دستمو دراز کردمو بسته چیپسو از کنارم برداشتم یدونه که گذاشتم توی دهنم گوشیم زنگ خورد …چیپسو گذاشتم رو اوپن و رفتم سراغ گوشیم …سهیل ؟ جواب دادم :الو؟ …سهیل : سلام خانم … :علیک سلام چیه؟سحر خیز شدی؟ …سهیل: هیچی مگه باید چیزی شده باشه؟…همینجور که

جنده شدن برای شوهر دوستم بیشتر بخوانید »

عاشق دادن شدم

اسم من محمده ۱۹ساله (این قضیه مال امساله سال۹۵) از رشت یه پسر نسبتا معمولی با صورت نسبتا جذاب و اندامی تراشیده و سکسی.به خاطر اینکه باشگاه میرم اندامم خیلی خوب و سکسی شده اما به هیشکی ندادم.رفیقای زیادی دارم وقتی عید شد و مدارس تعطیل شد با یکی از دوستام به اسم محمد رضا

عاشق دادن شدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا