سکس با دوتا خواهر
با یه دختری دوست بودم از توی یه مهمونی با هم آشنا شدیم اسمش مهشید بود سبزه بود با موهای سیاه و چشمهای درشت عسلی خوشگل و خواستنی بود . خونه شون فردیس بود . راستش مهشید کاسب بود اما زیاد بیرون نمی رفت چندتا مشتری داشت که از طریق همونها زندگی ش تامین میشد […]
