داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

راز کوچیک ما سه تا

سلام اسمم احمد هست 24 ساله زنم سارا 21 سالشه یه برادر خوشتیپ داره 19 سالشه اسمش رضا هست . من رضا رو خیلی دوست داشتم از بس خوشکل بود همیشه دوست داشتم بکنمش حتی دوست داشتم سارا رو جلو من بکنه اما خواهر برادر نسبتا مذهبی بودن.رضا یه مدتی بود خیلی شهوتی شده بود […]

راز کوچیک ما سه تا بیشتر بخوانید »

عقد با دختر عمو و گاییدن زن عمو

سلام.اسمم مصطفی است و بیست و هشت سالمه. خداوکیلی این واقعیتی که برام پیش اومده و اصلا ناراضی نیستم.شاید زیاد شاخ و برگ نداره ولی دقیقا اتفاقی که افتاده… *** پارسال پدرم گیر داد که با دخترعموت عقد کن و خانواده عموم گویا پدرم رو انداخته بودن توی هول و ولا.هرچی مخالفت کردم و گفتم

عقد با دختر عمو و گاییدن زن عمو بیشتر بخوانید »

عشقم کونمو باز کرد

سلام.   من 17 سالم بود که با یه پسری ب اسم رضادوست شدم .6 ماه از دوستیمون میگزشت و نهایت رابطه ی ما لب بود منم که بلد نبودم لب بگیرم ولی کم کم یاد گرفتم ولی رضاحرفه ای بود چون دوست دخترای زیادی داشت کم کم راحت ترشدیم و حتی سینه هامم لمس

عشقم کونمو باز کرد بیشتر بخوانید »

جندگی مامانم برای قاسم تلفنچی

شاید بیست دوسه ساله که تو روستای ما تلفن اومده که بیشتر از سن منه و اولش رو یادم نمیاد ولی پنج شش سالم که بود اولین خاطره نصفه و نیمه از داستان مادرم و قاسم تلفنچی روستامون رو یادم هست البته اون موقع نه میدونستم که اینها چکار میکنن نه میفهمیدم ولی به مرور

جندگی مامانم برای قاسم تلفنچی بیشتر بخوانید »

کردن کس زندایی مریم

سلام من امیر 21 ساله میخام خاطره سکسم با زنداییم تعریف کنم… *** قدم 171 وزنم 71 ،زنداییم یه زن 41 ساله قدش بلنده ممه هاش  فک کنم 75 باشن ولی یه کون خیلی پهن گنده داره که خیلی نشون میده داستان از اونجایی شروع شد که ما با خانواده داییم زیاد اوکی نبود رفت

کردن کس زندایی مریم بیشتر بخوانید »

زنمو جلوی چشمام کرد

سلام خدمت همه ی دوستان . امیدوارم حالتون خوب باشه… *** اسم من مهرداد و ۲۸ سالمه و اصالتا اهل یزد هستم تقریبا ۱.۷۰ قدمه یکم شکم دارم اما در کل بد هیکل‌نیستم تو دانشگاه با همسرم ارزو اشنا شدم و با هم دوست شدیم و کم کم کارمون به ازدواج رسید ارزو ۲ سال

زنمو جلوی چشمام کرد بیشتر بخوانید »

لز عالی با اعظم جون

سلام .من اسمم شیرینه ۳۰ سالمه،شوهردارم ویه بچه سه ساله،ماجرا مربوط به استخر رفتن من اواسط مهرماه ۹۵… راستش علاقه بعضیا یه همحنسو درک میکنم ،از نوجوونیم نسبت به همجنس خودم حس محرک داشتم ولی هیچوقت پیش نیومد که با همجنسم سکس کنم،گذشت وگذشت ،با وجود ازدواج وبچه دارشدنم بازم این حس درونم فعاله،نه اینکه

لز عالی با اعظم جون بیشتر بخوانید »

کیرش عالی بود

سلام دوستان گلم *** بعد از کلی صحبت با سحر در مورد کیش و سکس و تفریح،خدا حافظی کردم. بالاخره روزه رفتنمون رسید،امیر علی زنگ زد گفت ساعت 8 شب پروازمونه، کلی خوشحال شدم و گفتم باشه به سحر میگم که گفت نیما بهش گفته،بعد از کمی صحبت خداحافظی کردیم.رفتم که وسایلمو جمع کنم.چند تا

کیرش عالی بود بیشتر بخوانید »

حال و هول با معصومه

سلام دوستان خاطره م برمیگرده به حدود 10 سال پیش. اونموقع من 20 سالم بود و دخترعموم معصومه 21 سالش بود. از خیلی وقت پیش باهم لاس میزدیم و اشاراتی بینمون رد و بدل شده بود حتی یه بار عمدا کلی خودمو به کونش مالیده بودم ولی اتفاق مهمی نیفتاده بود. یه بار که قرار

حال و هول با معصومه بیشتر بخوانید »

یه شب عالی

سلام به همه ، من اسمم آوا و 18 سالمه .خوش هیکلم سینه ها و کونم نسبت به بدنم تپل تر و از نظر بقیه خوشگلم ، رنگ پوستم تقریبا سبزه هستش و موهام بلند و مشکی. میخوام یه داستان در رابطه با خودم و دوس پسرم براتون بگم…امیدوارم خوشتون بیاد… *** مهر ماه سال

یه شب عالی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا