داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

آزادی برای زنم یعنی‌ جندگی

سلام. ايني كه ميگم داستان نيست بلکه يه درد دله. .. من سي و هشت سالمه و با زنم تو أمريكا زندگي ميكنيم. زنم تو ايران دوست دخترم بوده و حسابي با هم حال ميكرديم. هيكلش حرف نداره و از من يه شيش سالي كوچيكتره. مشكل ازونجا شروع شد كه از وقتي واسه زنم گرين […]

آزادی برای زنم یعنی‌ جندگی Read More »

بهترین بکنی بود که منو می‌کرد

سلام اسم من امیره… ***   15 سالم بود،با دوستام از راه مدرسه میومدم خونه،با یه سری از دوستام تا یه جایی اومدم با اونا خداحافظی کردم و منتظر موندم تا بقیه دوستام که عقب موندن بهم برسن. وایساده بودم که دیدم یه مرده ازم پرسید ساعت چنده؟منم گفتم 6 .هوا دیگه تاریک شده بود.رفت

بهترین بکنی بود که منو می‌کرد Read More »

سکس با زن رفیقم

با سلام من آرمین 25 سالمه و یه دوست دارم به اسم احمد که یه دوسالی ازم کوچیکتره و بخاطر شرایط کاریمون باهم صمیمی هستیم… احمد نامزد بود و نزدیکای عرویش که ازم خواست ساقدوشش شم منم چون کس بهتری از من تو فامیلشون نبود قبول کردم و همین شد تا رفت و آمد خانوادگی

سکس با زن رفیقم Read More »

بعد از ازدواج

قبلا دوست بوديم.حدود 4 سال. بعد از اين كه زن گرفتم با همه كات كردم. چند مدتي با هيچ كس نبودم.يك روز غروب زنگ زد و گفت بيا ببينمت.ميخواستم نرم اما نميدونم چي شد كه نتونستم نرم.رفتم .توي يك پارك ملاقات كرديم.شوهر كرده بود .خب خوشحال شدم و كلي حرف زديم.همونطور كه حرف ميزديم گفت

بعد از ازدواج Read More »

رسیدگی به کوس زندایی

سلام اسم من حامده  ۲۵ سالمه و دانشجو… *** داستان بر میگرده به چند ماه پیش..زندایی من حدود ۳۰ سال سن داره سینه های سایز ۷۵ و هیکل عالی که اضافه وزن هیچی نداره برا شهوتی کردن من کافی بود و ۴ سال میشه عروسی کرده با داییم داییم یه آدم بیخیال و از اون

رسیدگی به کوس زندایی Read More »

کیر خوش شانس

سلام ب همه دوستان. من امیر ۲۳سالمه با۷۳ کیلو وزن اهل یکی از شهرستان های شمال شرقی کشورم بهش میگن اسفراین خراسان شمالی .این ماجرا واسه تابستون سال ۹۳ خونه ما طوریه ک از در ورود ک میای تو ۲تا در داره ک یکیش خودمون میشینیم اون یکیو دادیم مستاجر ک فقط بین ما ی

کیر خوش شانس Read More »

بزرگترین جنده ای که شناختم

هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی خاطراتم از قوه مخیله من بیشتر باشه چون که من بیشتر اوقات در گذشته زندگی میکنم ، بعضیاشون منو قوی میکنن و بعضیاشون منو ضعیف میکنن و هرگز منو شکست نمیدن ، توی این دوره های آخر حس کردم باید خاطراتم رو دوباره مرور کنم و باید اونارو

بزرگترین جنده ای که شناختم Read More »

سکس فراموش نشدنی با سپیده

سلام. این خاطره برمیگرده به پاییز سال ۹۲… *** داستان از اونجا شروع میشه که یه روز پسر عموم اومد خونمون و گفت احسان یه شماره خیلی اذیتم میکنه و مدام تک میزنه و امون نمیده و حسابی کلافم کرده؛ گفتم دختره؟ گفت آره، گفتم چرا باش دوس نمیشی؟ گفت که دردسر داره و میترسمو…

سکس فراموش نشدنی با سپیده Read More »

ب۱۳

اواسط زنگ اول بود. فضای کلاس، فضای بیکاری بود. نیمکتی که اون لحظه و تا آخر اون سال روش ‌می‌نشستم، کنار پنجره ای بود، رو به زمین فوتبال مدرسه؛ الان که حوصله‌ام سر رفته بود، به درختای سبز اونور پنجره نگاه میکردم. شونم داشت درد میگرفت. معلم کلاس کجا بود؟ اصلا نبود؛ اول سال بود

ب۱۳ Read More »

سواستفاده دخترخالم از من

سلام اسی(مستعار) هستم 19 سال دارم… اولین بارم هست داستان مینیویسم و شاید زیاد مهیج نباشه، در عوض حقیقت هست و خیلی جنسی نیست! خب داستان از این جا شروع میشه، من 6 یا 7 سال داشتم و صبح یکی از روزای تابستون با مادرم رفتیم خونه خالم اونروز فقط دختر خالم و خالم خونه

سواستفاده دخترخالم از من Read More »

Scroll to Top