داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

یک تجاوز دو مرگ سه‌ زندگی‌

سلام. شهاب هستم.20 ساله از کبودرآهنگ همدان.الان 1سالی میشه که اینجا زندگی میکنیم. پدرم خدابیامرز،ارتشی بود،ماموریت زیاد میرفت.نزدیک امتحانات نهایی بودم که خبر تصادفش تو جاده ی اصفهان رو برامون به تهران اوردن. موندیم من و مادر و خواهر و برادرم با یه خونه اجاره ای و یه پراید له شده و یه مقدار خرت […]

یک تجاوز دو مرگ سه‌ زندگی‌ Read More »

سورپرایز برای آقای شوهر

شوهرجان قرار بود بعد از دوهفته از سرکار برگرده و بمن گفته بود ک فردا شب میرسه خونه از اونجایی ک خیلی ادم مقید به تمیزی و خیلی دوس داره ک من همیشه سرحال باشم و زیبا رفتم ارایشگاه خواستم ک اپیلاسیون کنم و موهامم ک هم ریشه هاش دراومده بودو رنگ کنم و هم

سورپرایز برای آقای شوهر Read More »

فرار از بردگی

زنگ تلفن، حوري نازينني رو که توي خواب دم صبحي حريف عشق بازي من بود در هم پيچيد و تبديل کرد به پتوي مچاله شده اي زير شکمم. توي دلم ليچاري حواله گراهام بل کردم و با نگاهي به ساعت که چيزي بين 9 و 10 را نشان ميداد گوشي را برداشتم به تصور اين

فرار از بردگی Read More »

نمیدونستم که کونی هستم

سلام اسم من نیما هستش واین داستان برا 3 سال پیش بود که من 14سالم بود من 71کیلو وزنم.و160 قدم هستش وپوست سفید و بدن بدون موی دارم که تو مدرسه بیشتر بچها از رو شوخی دست به کونم میزدن.خلاصه بریم سره داستان *** 3 سال پیش عروسی پسر عموم بود که همه فامیل از

نمیدونستم که کونی هستم Read More »

اومد کرد رفت

با سلام ..نمیدونم چرا دارم اینو مینویسم ولی … دیگه خسته شدم از بس این خاطره رو پیش خودم نگه داشتم… **** اسم من مهسا هست (اسمه واقعیم نیست) الان 18 سالمه این خاطره بر میگرده به 2 سال پیشه که 16 سالم بود درباره خودم بگم. یه دختر سفید 16 ساله معمولی با سینه های

اومد کرد رفت Read More »

جرات یا حقیقت

قرار بود مهتاب (از بچه ها دانشگاه) مهمونی بده…و قرار بود همه با دوس پسر یا دختراشون بیان هیچکس نباید تنها میومد. ولی من تازه با سارا کات کرده بودم و نمیتونسم برم.. خیلی دلم مهمونی میخواس خیلی وقت بود نرفته بودم…دو روز مونده به مهمونی مهتاب زنگ زد گفت مهمونی به هم خورده مامانش

جرات یا حقیقت Read More »

زمستون خد‌ا سرده دمش گرم

 سوال ٩٤ زمستون تو مسير ساوه همدان برف زيادي باريده بود به طوري ك هر نيم ساعت يه ماشين رو ميديدي . و من اجبارا براي كاري مجبور بودم به همدان برم ك فرداي اون روز وقت دادگاه داشتم … *** تازه از شر ماشين قبلي راحت شده بودم و با تويوتايي ك خريده بودم

زمستون خد‌ا سرده دمش گرم Read More »

خاطرات سکسی مسافرخونه

سلام ب همه ی بچه ها.   من سهیل هستم 25 ساله ازشهرهای خوزستان و این داستانی ک میخوام واسه شما بچه های بامعرفت تعریف کنم مال سال 89 توی چله زمستونه .داستان از اونجا شروع شد ک من و یکی از بهترین دوستام ب اسم جواد تصمیم گرفتیم دوتایی باهم بریم مشهد عیادت دایی

خاطرات سکسی مسافرخونه Read More »

مخ زنی با روش تضمینی

سلام دوستان این داستانی که میخوام بگم مربوط میشه به 3 سال پیش… *** خوب بزارید کمی از خودم بگم. اسمم امیده و الان که دارم اینو مینویسم 20 سالمه نمیگم هیکله آرنولدی دارمو از این حرفا فقط میگم که بد نیست هیکلم وزنم 65 قد 176 جریان از اون زمانی شروع شد که من اصلا

مخ زنی با روش تضمینی Read More »

زن عموی کسکش من

سلام خدمت دوستان شهوتی . اسمه من امیر متولد 1375ساکن یکی از شهرای استان کرمان اندام انچنانی ندارم ولی نه چاقم نه لاغر بدن روفرمی دارم. ***   یه زن عمو دارم یعنی از اون تخمه سگاس که پاچه میگیرن از همون بچگی هم پاچه منو میگرفت مثلا وقتی با بچه های فامیل بازی میکردین

زن عموی کسکش من Read More »

Scroll to Top