میوه ی ممنوعه
-گندم؟؟؟ مامانی بیدار شو دیگه دختر خوشگلم! دستای مهربون پر چین و چروکش روی صورتم کشید و موهای قهوه ایم رو کنار زد…بوسه ای با لبای لرزونش روی پیشونیم زد… -پاشو دخترم…پاشو مامانم! با کلافگی نشستم توی رخت خوابم به صورت پیرش نگاه کردم دلم ضعف رفت واسه اون چشمای سبز مهربونش…صبح بخیر عزیز… […]
