داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

فهمیدم که کونی‌ هستم

سلام از همين الان بگم كه داستان گى هس   من الان ١٩سالمه اين داستانى كه ميخام بگم زياد سكسى نيست ولي خب تجربه هامه. وقتى خيلي كوچيك بودم ٦ يا ٧ سالم بود يه پسره تو كوچمون بود اسمش يحيي باهم كارت بازي ميكرديم اكثر اوقات يه داداش هم داشت كه ١٥ سالش اينا […]

فهمیدم که کونی‌ هستم Read More »

انگورهای آرزو

سلام دوستان علی هستم ۳۳ساله از تهران تا حالا دوتا از خاطره های سکسی خودم رو برای شما دوستان گرامی داخل سایت گذاشتم و میخوام این بار خاطره ای برای شما بگم که حدودا مربوط میشه به سالهای ۱۳۸۶ یا ۸۷ البته قبلش باید مختصری از قبل از اون هم بگم که سعی میکنم خلاصه

انگورهای آرزو Read More »

دكتر کامبخش

دبیرستان كه می رفتم با دوست صمیمیم یاسی كل روز راجع به سكس حرف می زدیم و پورن میدیدیم فكر كنم ما حشری ترین دخترهای اون مدرسه بودیم هرچند كه اصلاً بهمون نمیومد چون همیشه شاگرد اول بودیم و ظاهر ساده و معصومی داشتیم همون طور كه با هم موقع sms بازی قرار درس خوندن می

دكتر کامبخش Read More »

گمشده در کون خدمتکار

تنها پسر و تنها فرزند باقی‌مانده در خانه بودم. دو خواهر بزرگ‌تر از خودم همراه شوهرشان در آمریکا زندگی می‌کردند. پدر و مادرم به تحصیل و آینده‌ام خیلی اهمیت می‌دادند، اما به خودم نه.   اغلب خانه نبودند و برای انجام کارهای شخصی‌شان به تهران می‌رفتند. جز یکی دوبار مهمانی بزرگ با خانواده و دوستان

گمشده در کون خدمتکار Read More »

شصت و نه‌

زیر هود سیگارمو گرفتم که به خیال خودم بوش کمتر تو فضای خونه پخش بشه.ممد اومد پیشم:”نکش سامی!” یه نگاهی بهش انداختم که مجبور شد حرف دیگه ای بزنه :”از دکتر کمیلی راضی هستی؟”خندیدم و گفتم:”بله خب وضعیت پوستم خیلی بهترشده.رفیق هم شدیم.چرا انقد تو پزشکا گی هس؟همیشه برام سواله!” خندید و سرشو نزدیکتر آورد:”شاید

شصت و نه‌ Read More »

داستان کون دادن‌های من

سلام. مانی هستم فیسم خوبه البته بچه بودم خیلی خوشگل بودم بدنم خوبه ورزشی با یه کون سفت و رونای نرم و سفید الان ۲۶ سالمه. *** از بچگی چون خوشگل بودم خیلی مورد توجه کون کنا بودم از همه بیشتر پسر عموم من و تو بچگیم میکرد تقریبا از ۱۰ سالگیم ، اسمش علی

داستان کون دادن‌های من Read More »

ماجراهای بچه ی جوادیه در مالزی

با ارزوی لحظات خوبی برای همه تون اول اینکه بگم خانم ها همه تون دستم زیر ممه تون شروع داستان:   چند وقت پیش با ایال (همون عیال ولی باید رید تو زبون عربی خخخخخ) رفتیم یکی از این کشورای خارجی جاتون خالی خوش گذشت با تور رفتیم یک هفته ای نظرم این بود که

ماجراهای بچه ی جوادیه در مالزی Read More »

مسابقه ی کیر زنی

ی نکته بگم بعد بریم سراغ داستان… من نه داستان نویسم نه ادعای داستان نویسی دارم،مثل شما میام اینجا داستانای بقیه رو میخونم گفتم که منم قضیه خودمو گفته باشم و در حد توانم کمکی هرچند کوچیک به سایت کرده باشم.خب بریم سراغ داستان… *** این قضیه حدودا یک ماه پیش واسه من اتفاق افتاد.داستان

مسابقه ی کیر زنی Read More »

میوه ی ممنوعه

  -گندم؟؟؟ مامانی بیدار شو دیگه دختر خوشگلم! دستای مهربون پر چین و چروکش روی صورتم کشید و موهای قهوه ایم رو کنار زد…بوسه ای با لبای لرزونش روی پیشونیم زد… -پاشو دخترم…پاشو مامانم! با کلافگی نشستم توی رخت خوابم به صورت پیرش نگاه کردم دلم ضعف رفت واسه اون چشمای سبز مهربونش…صبح بخیر عزیز…

میوه ی ممنوعه Read More »

تنها عشق داداش

سلام من کیان هستم. بعد از اینکه ماجرای شروع سکس با خواهرم و زدن پردشو نوشتم واستون و خوشتون اومد تصمیم گرفتم یه سکس بعدی هم واستون بزارم… *** خواهرم نگین 15 سالشه و ما با هم خوبیم بعد از اینکه پردشو زدم خیلی سکس داشتیم ولی یه بهترینشو بگم خوشتون بیاد. یه روز مادرم

تنها عشق داداش Read More »

Scroll to Top