کون دادن

اگر نمیتونی بکنی و فقط میتونی کون بدی احساس خجالت نکن چون هر کسی برای یه کاری ساخته شده. پس کون بده و از زندگیت لذت ببر.

خاطره کون دادنم به نگهبان انبار

سلام میخواستم خاطره کون دادنم به نگهبان انبار تعریف کنم.   من ایمانم 21 سالمه (قد 170 وزن 80 و سبزه ام) دانشجوی شهرستان بودم.یک خونه گرفته بودم طبقه بالای یک انبار.منو دوستم دوتایی تو خونه زندگی میکردیم.یبار دوستم براش مشکل پیش اومد و مجبور شد بره شهرمون.منم تنها بودم . بدجوری حشری شده بودم.خیلی […]

خاطره کون دادنم به نگهبان انبار Read More »

ایمان کون میدهد

من ایمانم 25 سالمه قدم 167 وزنم 80 پوست گندمی با کون و سینه تپلی. این داستان مال پنج سال پیشه.   .من تازه خدمتم تموم شده بود ولی هم خدمتیم سجاد(قد 170 20 ساله لاغر اندام با پوست سفید و چهره مهربون)هنوز چند ماهی از خدمتش مونده بود.خیلی با هم صمیمی بودیم و من

ایمان کون میدهد Read More »

زورگیر شدم ولی خوشم اومد

من اشکان هستم 20 سالمه بدنم خیلی سفید و تپل هستم کونم هم تقریبا قمبل هست و تو مدرسه این باعث میشد بچه ها اذیتم کنن یعنی سعی کنن بهم ور برن که با توجه به اینکه خیلی مثبت بودم خانوادم هم خیلی مثبت بودن باهاشون دعوا می کردم و نمی ذاشتم بهم دست بزنن.

زورگیر شدم ولی خوشم اومد Read More »

اگه کون بدی دیگه نمیتونی ندی

سلام. لیلی‌ هستم. یه دختر کونی‌ که عاشق کون دادنه. این اولین داستانی که من اینجا میذارم و همینطور داستان اولین سکسی که داشتم. در واقع اولین باری که کون دادم.اینقد لذت بخش و شیرین بود که هنوزم از اونروز عاشق کون دادن شدم… *** چندین سال پیش وقتی تقریبا ۲۰سالم بود و کمی تپلی

اگه کون بدی دیگه نمیتونی ندی Read More »

دعوا سر سوراخ من

مدرسه ما معروف بود به کونی‌ کردن دانش آموزا و به خصوص بچه خوشگلا و اینم ماجرای منه *** هر کی یه دانش آموز برداره و ببره رختخواب! معلما سر من شوخی شوخی دعواشون شده بود و همشون میگفتن سروش مال منه! آخر قرار شد قرعه کشی کنن و هر کی منو برد امشب ببره

دعوا سر سوراخ من Read More »

منم دوست دارم منو بکنی

۱۰ سالم بود. پسر عموم که اینجا اسمشو امیر میگذارم، ۶-۷ سالی از من بزرگتر بود… اون زمان روابط خانوادگی بین پدرم و عموهام خوب بود و ما اغلب یا مهمون بودیم خونه شون و یا اونها خونه ما بودند. تو مسافرت‌هامون و دورهمیها از همون ۱۰ سالگی که با پسرعموها بازی میکردیم، متوجه نگاه‌ها

منم دوست دارم منو بکنی Read More »

تخماش به سوراخ کصم میخورد

سلام من ۲۳ سالمه این خاطره واسه سال ۹۸ عه . اولین بار که رل زدم…   من قدم ۱۶۸ هست و وزنم ۵۶ اون قد بلند چهارشونه و خیلی خوش قیافه بود من تقریبا تا شونه هاش بودم اول که باهم اشنا شدیم تا یه هفته چت کردیم و کلی قربون صدقم رفت ولی

تخماش به سوراخ کصم میخورد Read More »

دیگه نمیشد که کون ندم

اسمم ایدینه ۲۵ سالمه،بدن سفید و نسبتا لاغری دارم،عاشق پوشیدن ساپورت و شورت دخترونم، این داستان هم برا دو ،سه ماه پیشه.   از اونجایی که ماساژ گرفتنو خیلی دوس دارم یروز تصمیم گرفتم برم ماساژ، از تو اینستا یه پیجو پیدا کردم که اقای ۴۰ ساله اینا بود، صحبت کردیم ادرس گرفتم قرار شد,

دیگه نمیشد که کون ندم Read More »

بستنی و کلوچه

سلام من نسترنم الان ۲۳ سالمه. میخام یه خاطره  بگم که منجر به این شد که با سکس آشنا بشم.   من یه دختر خیلی شیطون بودم . مامانم همیشه منو خوشگل میکرد مثل عروسک و همه دوسم داشتن چون سفید بودم و همیشه میخندیدم. تو اون سالا یه همسایه جدید واسمون اومد که یه

بستنی و کلوچه Read More »

مالیات خوشگلی من و مامانم

تین ایجر بودم یه پسر لاغر سفید که قدم خوب بود نسبت به همکلاسی هام یکم بلند تر بود موهای بور و بلند داشتم مثل بقیه مجبور نبودم زیاد کوتاه کنم چون مامان اینجوری دوست داشت خودشم حمایتم می کرد که هرجور دوس داری بپوش و تیپ بزن   و خواهرم زینب ۱۷ سال اونم

مالیات خوشگلی من و مامانم Read More »

Scroll to Top