این داستانی که میخوام بگم مال ۱۶ سالگیمه واینکه چطور شد که من کونی شدم.داستان مال قبل انقلابه …
تازه وارد ۱۶ سالگی شده بودم و کلاس سوم دبیرستان بودم .دوسالی بود که شبها کیرم راست میشه و بعض شبها خواب سکسی میدیدم که دارم فلان دختر یا فلانهن پیشه رو میکنم بعض شبهام خواب کون دادن میدیدم و ابم میامد شورتم لک میشد و مادرم میشست .میگفت پسرم مرد شده اما نمیدونست دیشب تو خواب کون دادم .نمیدونم چطور بود که از دادن و گائیده شدن بیشتر لذت میبردم کیرم سیخ تر میشد بچه زیاد درس خونی نبودم ولی مردود هم نشده بودم. یادم رفت از وضع جسمانی خودم بنویسم ۱۷۰ قد و ۶۵ کیلو وزنم بود باپوست سفید د صورت زیبا و کون بزرگ طاقچه ای که نمیدونم به کی رفته بود نه بابام همچو کونی داشت نه بابام.
درس ریاضی و فیزیکم ضعیف بود ثلث اول نمره خوبی نگرفتم وقتی معلم ریاضی ورقه تصحیح شده دانش اموزان را میداد نمرشون رو میخوند که بچه ها دوست نداشتن .اونروز ورقه منو نداد و نمره ام را هم نخواند زنگ خورد درحالی که داشت میرفت دفتر رفتم سراغش گفتم اقا ورقه منو ندادین گفت اسمت گفتنم ناصر ……گفت اقا ناصر نمره خوبی نگرفتی اگر ورقت را میدادم و نمرتو میخوندم دیگه نمیشد کاریش کرد ولی الان هم دست من بازه که بهت ارفاق کنم و هم دست تو میخای نمره خوب مثلا ۱۵ بگیری گفتم چراکه نخوام ممنون میشم گفت ممنون شدن کافی نیست باید از خودت مایه بگذاری گفتم یعنی چکار کنم که رسیدیم به دفتر گفت الان بیشتر نمیشه اینجا جلو دبیرا و دانش اموزا صحبت کرد عصر ساعت ۵ بیا همینجا در مدرسه میام سوارت میکنم میریم یکجا که بتونیم حرف بزنیم ولی به پدر مادرت اگر پرسیدن کجا میری نگو .
ساعت ۵ امدم در مدرسه با ماشینش قبل من امده بود اشاره کرد برم بالا خودش در جلو را باز کرد که مجبورشم جلو بشینم و راه افتاد گفتم کجا میریم گفت میریم سر معامله یعنی داد و ستد تو ی چیزی بمن میدی منم ی جیزی بتومیدم پایاپای .من ساکت شدم دبیرمومن که اسمش حسن بود گفت نمیپرسی چی باید بدی گفتم اقا من چیزی ندارم بدم گفت چرا داری خوبشم داری وفتشه ازش استفاده کنی گفتم چی گفت ان بقچه که پشتتته گفتم بقچه ندارم گفت پسر تو چقدر خنگی کونت و میگم کون میدی نمره میگیری خوبه منکه حسابی جا خورده بودم گفتم اقا از شما بعیده گفت چرا بعیده مگه من دل ندارم معلم شدم تارک دنیا که نشدم چندتا دیگه از همکلاساتن با کون دادن نمره گرفتن فکرشو بکن مردود بشی یکسال عمرت باطل میشه پدر و مادرت چقدر ناراحت میشن تو فامیل سر شکسته میشی گفتم باشه اقا قبول گفت بریم گفتم برو .من برد یه خانه خالی گفت اینجا خانه خودم نیست خانه یکی از دوستانه وارد شدیم من و برد تو یک اتاق گفت لباسات را در بیار یاد خوابام افتادم که کون میدادم گفتم داره تعبیر میشه لخت شدم اونم لخت شد
سریع کیرش راست شد نشست لب تخت گفت ساک بزن ولی دندون نزن با اکراه کیرش و کردم تو دهنم سر کیرشو ساک میزدم گفت ساک حلقی بزن سرم را گرفت فشار داد سمت کیرش رسید به حلقم عقم گرفت گفتم نمی تونم گفت الان عادت میکنی کونی گفتم من کونی نیستم گفت اومدی که کونی بشی الان دو تا دیگه از همکارام هم میان کیر بارونت میکنیم به هر سختی بود ۵ دقیقه براش ساک حلقی زدم گاهی همینطور که کیر تو حلقم بود نگهمیداشت نفسم بند میامد ولی دیگه عق نمیزدم کیرشو از دهنم در اورد فکر کنم ۲۰ سانت بود با ی کله گنده گفت پاشو بخواب لب تخت خوابیدم پاهام رو زمین بود لای کونمو باز کرد گفت چینا دور سوراخت نشون میده اکبنده ولی الان اکشو باز میکنم
ی تف گنده انداخت رو سوراخم که داغیشو حس کردم سر کیرشو گذاشت در سوراخم فشار داد خیلی درد داشت گفتم نمی تونم گفت اولش درد داره بعد درد تبدیل میشه به لذت یواش یواش ناله کن ولی صدات رو بلند نکنی میره خونه مردم خوبیت نداره چند بار دیگه فشار داد نمیرفت گفت خشگا خشگ نمیشه پاشد ی قوطی کرم اورد مالید سر کیرش فشار داد ایندفعه چند سانتی واردشد گفت خودتم کمک کن فشار بده اصلا در اختیار خودت ان فشار میداد منم فشار میدادم خیلی درد داشت ولی لذتم داشت یجورایی داشت خوشم میامد با ی فشار دوطرفه کیرش تا ته نشست تو کونم شروع کرد به گائیدن گفت به این میگن تلمبه زدن خوبه گفتم اره خوبه داره خوشم میاد کیر خودم هم راست شده بود کیرمو گرفت دستش فشار میداد توکونم تلمبه میزد تند ترش کرد صدای نفس زدانشو میشنیدم گاهی که خسته میشد نبض کیرش و تو کونم حس میکردم با منقبض کردن رودم کیرشو گاز میگرفتم تا نبضشو بییشتر حس کنم گفت خوبه پسر گفتم اره خوبه گفت لذت میبری گفتم اره گفت دیدی کونی شدی…
بعد حدود ۲۰ دقیقه تلمبه زدن در حالیکه بشدت نفس نفس میزد اب داغ کیرشو تو رودم خالی کرد و اروم گرفت ی دقیقه بعد کیرشو در اورد حس کردم اب کیرش از کونم سرازیر شده و ی حالت دل پیچه داشتم گفت پاشو برو دستشویی خودت را خالی کن تا راحت بشی نشستم سر توالت به اندازه نصف لیوان اب کیر از کونم امد و راحت شدم حس دختر بودن میکردم از دستشویی امدم بیرون بوسم کرد گفت این تازه شروعش دفعه بعد که میای دبیر فیزیکتم میاد گفتم نه دیگه نمیام گفت میخوای فیلم کون دادنت تو بچه ها پخش بشه گفتم مگه فیلم گرفتی مبایلشو روشن کرد گفت نگاه کن خیلی دستپاچه و نگران شدم گفتم اقا تورا خدا پاکش کن ابروم میره گفت پسر خوبی باشی پاکش میکنم گفتم میام ولی دیگه دبیر فیزیک نباشه گفت اب که از سر گذشت چه یک نی چه صد نی تازه هرچه بیشتر کون بدی کیرت کلفت تر میشه وقتی زن گرفتی میفهمی زنت و چطوری بگای که بیشتر لذت بیره خودت یکپا کون کن میشی
حالا یروز باید توی برنامه گروهی هم که چندتا از همکلاسات هستن وچنتا اقای محترم شرکت کنی به این میگن گروپ سکس فکرشو بکن چند تا مرد محترم از مقامات بالای مملکتی تو و همکلاسات را بگان براتون خوب میشه درستون تمام شد میگذارنتون سر کارای مهم کون دادن هم برات اب داره هم نون بعد دعا گوی من هم میشی مهم شروعش بود که ترست بریزه دیگه تا اخرش خودت میری تو بزودی تبدیل میشی به ی هرزه کونی که دوست داری زیر کیر همه بخوابی مثل جنده ها ...
و شدم.
