کون گنده ابجی مهسام

من متین25سالمه یه ابجی گل دارم که ازم 6سال کوچیکتره دوسال پیش ازشوهرش جداشدواومد بامازندگی کنه یادمه همون نوجوونیام خیلی وقتا که میرف حموم دیدمیزدمش
 
مهسا قدش بلند وهیکل بایه باسن فوق العاده بزگ که همیشه به شوهرش حسودیم میشد باخودم میگفتم کاش کونش رو یه بار میکردم بعد عروس میشد ماهای اول که برگشته بود دوباره خونه من انقد مشکلات داشتم که اصلا توباغ نبودم تاکمکم جلو توجه کردبرام هرروز کون بزرگش جلو رپه میرفت وروزبه روز شهوتی ترم میکردتا باخودم گفتمباید یه جوری حتما بکنمش چه به زور چه بی زور خلاصه روز به روزباهاش صمیمیتر شدم دیگه شده بودیم مثل دوتا دوست این روزای اخر خیلی رفتارم تابلو شده بودچپ وراست بوسش میکردم باهم کشتی میگرفتیم حتی اونم دیگه فهمیده بودیه خبرایی هست با خودم گفتم دیگه وقتشه
 
منتظر بودم اولین فرصت که تنها بشیم بکنمش تا یه روز عصرکه ازمدرسه اومدم کسی نبود خونه اونم نشسته بود پای کامپیوتر با اون شلوار قرمز چسبش و تی شرت زردش منم کیفم گذاشتم کنار رفتم پشت سرش یه بوس کردمش بعد رفتم توآشپزخونه اونم اومد ورفت پای دسشور منم تا چشم به کون نازش افتاد رفتم جلو یکی محکم زدم در کونش اونم دوید دنبالم که بزنه منوخودم انداختم رو زمین اومد دستام گرفت گفت متین جان بپرخ باید یکی بزنم درکونت هردومون شهوتی شدهبودیم نفس نفس میزدیم منم گفتم چشم شما ده تا بزن چرخیدم به پشت شرو کرد به زدن چندتاکه زد گفت اقاحساب نیست من شلوارم نازک بود توشلوارلی داری منم معطل نکردم زود شلوارم رودرآوردم کیرم راست شده بود اونم معلوم بود میخاد بده بهم به کیرم یه نگاکردو گفت چیکارمیکنی بی ادب گفتم بیابزن گفت خیلی دیوونی ای باشه
بیا ببریم زود کتک رو بزنم که کاردارم رفتیم تو اطاق دراز کشیدم اونم اومد یکی زد بعد یکم ماساج داد باز دوباره زد دوتا که زد پاشدم گفتم خب آبجی جان ازهردست بدی ازهمون دست میگیری من کون لخت بودم زدی حالا لطفا شلوارت رو دربیار نوبت منه بزنم گفت شوخی نکن متین
 
دستش روگرفتم گفتم نخیر باید دربیاری وگرنه پاره میکنمش گفت باشه به شرطی که قول بدی بی جنبه نشی باشه گفتم چشم اونم دراز کشید یواشکی یک پله قنبلش رو انداخت بیرون منم که دیگه طاقت نداشتم شلوارش رو کشیدم یهو پایینیه جیغ کشید گفت متین خفت میکنم ولم کن برم منم دستم انداختم روکسش و لباش روچسبیدم بعد گفتم مهساجان حالم بدشده آبجی بزار خودم رو خالی کنم جون من وگرنه دیوونه میشم گفت متین جان نه من دوساله به نزدیکی حتی فکرنکردم اگه الان اون کاربکنی…….حرفش تموم نشده بود که دوباره چسبیدم به لباش یکم که خوردم اونم شروکرد به خوردن لبام بعدم که شروکردیم به حال کردن اونجا زودابم اومد ونشد درست حال کنم ولی همون شب رفتم تو اطاقش و بالاخره کون نازش رو کردم
 
متین یه حنجره

0 Replies to “کون گنده ابجی مهسام”

  1. كير كلفتو بزرگي دارم كلفتي ١٨ و بزرگي ٣٠ خانومها پيام بدن ٠٩٣٥٧٦٢٠١٦٢ ساري بهتون خوش ميگذره همه جوره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*