نبرد مهناز با کیر من

دوستان سلام میخوام خاطره خودمو فرزانه صابخونمو واستون تعریف کنم.
۷ سال پیش ما مشهد زندگی میکردیم من امیدم ۳۸ سالمه متاهلم خانومم ۳۶ سالشه اسمش مهناز اندام خوشگل وسکسی داره سینش ۸۵ باسنش بزرگه سفید وزنش ۶۸ کیلو . خونمون یه اپارتمان ۸ واحدی که ارث رسیده بود به دوتا دختر و مادر ۶۵ ساله فرزانه خانوم ۲۳ سالش بود دانشجو سال اخر مامایی از همون روز اول شیفته کلاس و رفتارش شدم فرزانه ی دختر نازو کوچولو بود قدش ۱۵۰ میشد وزنشم ۵۶ ۵۷ کیلو سینش نقلی دخترونه ۷۰ باسن گرد تیپ روز میپوشید پول باد اورده اجاره هشتا واحد بود دیگه خواهرشم فرنوش ۱۶ سالش بود از اون دخترای پاچه دریده همه فن حریف خونه رو رهن کردم روز اسباب کشی مهناز پریود بود و حال ندار داشتیم خونرو جابجا میکردیم که فرزانه با عطر دیوونه کنندش با ی سینی شربت اومد پایین ی مانتو تنگ پوشیده بود کوتاه سینش قلمبه بود شلوار استرج تنگ اومد شربت اورد با زنمم اشنا شد یه ساعتی موند فهمید مهناز حال نداره رفت ی قرص واسش اورد یکم حرف زدن به مهناز گفت برو استراحت کن بمن گفت کمک میخوایین با اشوه گفتم نه ممنون رفت پیش مهناز بعد چند دقیقه دیدم صدای خندشون میاد گفتم خانوما خوش میگذره دیگه که فرزانه گفت جاتون خالی رفتم دم اتاق دیدم مهناز خوابیده فرزانه داره کمرشو میماله از مدل مالییدنش خوشم اومد یکم نگاه کردم اومدم فرزانه موقع رفتن گفت شام واستون میارم امشب مهمون من گفتم زحمت مبیشه گفت خواهش میکشم رو اجاره خونه باخنده وقتی رفت به مهناز گفتم نظرت چیه گفت دختر خوبیه باباش فوت کرده خیلی تنهاس گفتم چی میگفتین گفت بحث زنونه بود اونروز گذشت و فرزانه خانوم هفته ای چند شب به هر بهانه ای خونه ما بود ومشغول لاس زدن با مهناز یشب مهناز تو سکس گفت همسایه واحد بالای ما اتاق خوابشون پشت اتاق
خواب فرزانس

فرزانه خیلی اذیته گفتم اذیت چی گفت سکس میکنن صداشون بلند فرزانه میشنوه تجسمش حشریم کرد و حسابی مهنازو کردم مهناز داشت حال میکرد من تلمبه میزدم گفتم خوب دیگه وای ی امید میگه مخصوصا زنه ناله میکنه فرزانه بشنوه فرزانه خوشش نمیاد ولی فرنوش خیلی با زنه دوسته زنه معلم زبان اووف من داشتم فرزانرو تجسم میکردم تو سکسمون که ابم اومد کشیدم بیرون ریختم رو سینش اوتشب گذشت تا اینکه یشب سر حرفو واکردم فرزانه خونمون بوذ ی تاپ تنگ پوشیده بود با ی شلوار جین گفتم فرزانه خانوم این مستاجر بالارو رد کنید ما بیاییم بالا گفت اتفاقا این ماه اجارشون تمومه کفتم برن من داشتم کیف میکردم گفت فقط ی شرط داره اتاق خوابتون پشت اتاق خواب من نباشه گفتم چشم خانوم میدونم سروصدا اذیتتون میکنه ی لبخند مستی زد گفت اره دیگه هرچند شما و مهناز جوون سرصداتونم خواستنی هیچی اونشب گذشت سرماه شد اونا رفتن ما خواستیم بریم بالا که فرنوش گفت نه من میخوام خونم جدا باشه ونزاشت البته بهترم شد نرفتیم از فرنوش خیلی شکار بودم میخواستم کون گندشو جر بدم اخع خانوم با ی پسره بوذ که پسره فهمیده بود خرمایس جلو عقب فرنوشو یکی کرده بوذ ازشم عمس داشت که فرزانه ازم خواسته بود کمکش کنم پسررو دکش کنم که فرنوش یشب اومد همه چیرو واسم تعریف کرد با فرزانه زنم رفته بود خونه مادرش اونشب با کلی گریه همه چیو گفت فرزانه هم گفت امید جوون توروخدا فرستاده داداش ما باشی منم گفتم باشه فرنوش ی شلوارک جین تنش بود با ی تاپ حلقه ای تنگ سینش خیلی زنونه بود ۸۰ میشد ی تونیکم تنش بود فرزانه هم جین تنش بود با ی مانتو کوتاه که زیرش هیچی نپوشیده بود سینه سفیدش برق میزد….

اونشب به بهانه فهمیدن قضیه فرنوش جوون کلی باهاش ور رفتم و بهش فهموندم که مشگلتو حل کردم رو حرفم حرف نمیزنی فرزانه ی نبم ساعتی رفت بالا پیش مادرش واینکه فرنوش نمیخواست جلوش همه چیو بهم بگه مادرشونم از این پیرزنای گیر گفت میرم بالا نفهمه فرنوشو من اینجا بودیم فرزانه که رفت قبل رفتن گفتم میخوایی بزاریم مهناز باشه که فرنوش ی داد زد گفت نه اصلا برو بالا یجوری دستوری گفت که انگار اون خواهر بزرگس گفت نه عزیز من بهت ایمان دارم فقط به فرنوش کمک کن گفتم چشم خیالت راحت اونکه رفت فرنوش زد زیر گریه بقلم کرد گفت از وقتی بابا مرد همه ازما سواستفاده کردن اولا فکر میکردم شماهم اینجوری ببخش گفتم عزیزم بهت حق میدم شالشو برداشت سفت چسبید بهم منم ازپشت بقلش کردم گفتم عزیز خیالت راحت مثل کوه پشتتونم گفت زنت چی خیلی حساسه گفتم خدا بزرگه احساس کردم بغلش یکم سفتتر شده وقشنگ کوس توپولو قلمبش داشت کیرمو دیوونه میکرد دیدم خیلی اوضاع خرابه گفتم بیا بشین بگو ببینم هیچی نشستیم رو مبل گفت ببخش تونیکم دربیارم گفتم باش عزیز راحت باش بلند شد دربیاره تازه قشنگ به چشم خریدار دیدمش اوووف چه کون گنده ای داشت توله سگ دراورد ی تاپ یقه باز سوتینم نپوشیده بود سینه زنونه گفتم الی تا کجا پیش رفتی باهاش گفت تا اخرش گفتم یعنی چی گفت مثل زنو شوهرا هفته چند روز باید برم خونشون ۲۵ سالشه ازم عکس داره گفتم خیالت راحت بگو گفت هم ازجلو هم از عقب میکنه وحشی جدیدا گیرداده میگه میخوام حاملت کنم من داشتم دیوونه میشدم گفتم یعنی پردتو زده گفت اوهووم گفتم پشت چی گفت اره نمیبینی اندامم زنونه شده گفتم لذت میبری گفت اولا اره الان نه چون شدم بازیچه گفتم باشه سیم کارتشو گرفتم وگفتم از این به بعد حرف حرف من مثل داداش بزرگت که زد زیر گریه گفت میترسم گفتم بامن دوباره اومد بقلم پرسیدم اخرین بار کی سکس داشتی گفت دوهفته پیش پریود شدم دیگه هرچی زنگ زده نرفتم کلی تهدیدم کرده بقلم کرد گریه گفتم سرتق تو بهت نمیاد انقدر ساده باشی گفت اخ اقا امید خرشدم دوباره بقلم کرد احساس کردم حالش بد ولی روشو وانکردم چسبید منم اروم دستمو بردمو پشت باسنش گفتم عزیز خودتو اروم کن گفت اخ خ خ اقا امید بقلت خیلی ارام بخشه گفتم برو بالا دیگه گفت نه توروخدا به فرزان گفتم بیاد پایین باهم بریم گفتم باشه گفت توروخدا فقط بقلم کن گفتم باشه نفساش تند شده بود قشنگ جلوشو میمالید به کیرم فهمیده بود شق شده ولی نه اون نه من بخودمون اجازه نمیدادیم به زبون بیاریم ده دقیقه ای سرپا مالیدیم هموو اوووووف چه کونی داشت دستمو انداخته بودم لا چاک کونش ناله مبکرد اخ خ خ خدا حالم بده امشب میرم پیش سعید گفتم غلط کردی گفت اخه گفتم کوفت برو بالا حموم خودتو اروم کن اوووف کوسش داشت اتیش میگرفت مجبور شدم چنتا بوسش کنم بعد چند دقیقه ی ناله کرد گفت اووف راحت شدم باورم نمیشه چه راحت گفتم اره عزیز حالا بشینیم نشستیم دستش تو دستم بود که فرزانه زنگ زد رفت درو واکرد اوم.د گفت چیشد گفتم هیچی درست میشه تیپ الیرو دید با شیطنت گفت دل خواهرمو بردی گفتم نه گفت چشتو درمیارما حواست باشه که فرنوش گفت بیخود اقا امید نفسه…

۶ ماهی میشد که مستاجر واحد فرزانه جوون بودم اونشب فرنوش خیلی خوشگل شده بود بعد ارضا شدنش یک هفته طول کشید تا اینکه دادم سعید ی حال حسابی بهش دادن کل عکسای فرنوشم گرفتم ازش وبا گوه خوردن رفت که رفت ولی اووووف چه عکسایی گرفته بود فرنوش توله سگ زن متاهل اینجوری مدل سکسی نمیپوشه واسه شوهرش با فرزانه قرار گذاشتم گفت یسری عکساشو بدم به اون که فرنوش شاخ نشه وقتی عکسای فرنوشو میدید کف کرده بود همشو ندید دو سه تاشو دید حالش بد شد گفتم کلا بیستاس گفت باشه امشب میتونی یواشکی بیایی پارکینگ انباری واحد ما گفتم باشه شب ساعت ۸ شب بود من از محل کارم مستقیم رفتم پایین تو انباری درش باز بود انباری ۳در۴ بود نور کمی داشت اونشبم شانس من پارکینگ خالی خالی بود ساعت هشت و بیست دقیقه اومد اووف باورم نمیشد ی مانتو کوتاه ی ساپورت تنگ نشکی کفش پاشنه بلند تا رسید تو انباری برقو خاموش کرد اومد بقلم لب تو لب اوووم بخورم امیدم مردم بخوورررررر اووف بکن لبامو وای ی ی ی من زن جندتم بخوررررر ناله میکرد دهنشو گرفتم گفتم عشقم ارووم شر میشه گفت راحت باش هیچکس نیست فقط زنت طبقه چهام پیش مامانمه فرنوشم داره درس میخونه اووووو خم شد سمت دیوار کونشو داد عقب ساپورتشو پاره کردم اااوف چه عطری داشت کوسو کونش تازه از حموم اومده بود شروع کردم لیس زدن وای خدا باورم نمیشد لیس میزدم ناله میزد اره از امشب شوهرمی باید منو سیر کنی نزدیک یکساعت میخوردمش تا اینکه زانو زد کیرمو گرفت دستش بوسید جووون از کی دنبالشم اووووم شروع کرد خوردن اوووف چه ناز میخورد اوووم مال منه اوووووم توف اووووم جووونم بکن تو دهنم تا ته همشو اوووم اره جووون زنت کجاست ببینه کیر شوهرشو میخورمم اوووم اره تا ته خفم کن کوسکش داشتم دیوونه میشدم که یهووو ابم کامل ریخت تو حلقش اووپف چنان با لذت خورد لیس زد کیف کردم پاشد لب تو لب شد دهنش بوی کیرمو میداد عزیز دوس داشتی گفتم اره مرسی گفت اولش بود حالا بریم بالا من میرم تو چند دقیقه دیگه بیا مرسی دوست دارم راستی عکسای فرنوشو پاک کن گفتم چشم بوسیدیم رفت وای ی اونشب تا صبح مست سکس بافرزانه بودم باورم نمیشد …

>>>

ی ده روزی از سکسمون گذشت یکم خجالت میکشید منم دنبال این بودم که یجور با فرنوش تنها شم چند بار سراغ عکسارو گرفت که گفتم خیالت راحت عزیزم یروز تنها شیم جلوت از بین ببرمش خیالت راحت شه تا اینکه خدا خواست جورشد یروز ظهر مهناز گفت من میرم خونه مادرم بچه خیلی میگه مادرجون مادرجون گفتم باشه تو برو منم شب از سرکار میام اونجا تودلم عروسی بود قرارشد رسید خونه مادرش زنگ بزنه رسید زنگ زد خیالم راحت شد ی اس دادم فرنوش گفتم الی جوون دخملی خوبی کجایی بعد چن دقیقه پیام داد مرسی عزیز کلافم از کلاس دارم میرم خونه گفتم اوکی منم دارم میام مهناز نیست بیا پارکینگ مموری عکسارو بهت بدم گفت چراا پایین فرزانه بیمارستانه احسان داداشمم که مدرسه مامانم ظهرا یا خوابه یا میره خونه خالم بزار امار بگیرم امید جان میگم بهت ساعت دو بود اس داد گفت بیا مستقیم واحد خودم مامان نیست گفتم چراا واحد خودت الکی کلاس گذاشتم گفت بیا توروخدا اینجوری راحتترم گفتم باشه واحدش دوخوابه بود که ی خوابشو تخت گذاشته بود ازاین سلطنتیا گرد بزرگ پرده تور داشت توحال ی ال سی دی بود اشپزخونشم کامل گفت نهار خوردی گفتم اره گلم الکی گفت باشه ولی ماکارونی گذاشتم دوس داری توکونم عروسی بود ی راه افتادم رسیدم خونه دو نیم بود رفتم بالا درواحد باز بود اووف بوی غذا و عطر زنونه پیچیده بود رفتم تو درو بستم گفتم سلام گفت سلام عزیز الان میام وای ی خدا چی مبدیدم اومد بیرون ی دکولته مشکی پوشیده بود ارایش وحشی موهاش پریشون ساپورت تور کفش پاشنه بلند اومد سمتم سلام خوش اومدی عزیز تو اولین مرد این خونه ای گفتم فرنوش معلومه چخبره گفت هبچی نهار بکشم اقا گفتم اره گفت بیا اشپزخونه رفتم پشتش اووف کفش پاشنه بلند ی قوس به کمرش داده بود کونش گنده ترشده بود نفهمیدم چی خوردم تموم شد گفت پاشو بریم تواتاق گفتم چشم مثل زنای جا افتاده بود بیشرف انگار نه انگار ۱۷ سالشه رفتیم تو اتاق وای چه تختی انگار خواب بودم گفت خوب مموریرو بده گفتم بیا گفت توروقران کپی نکردی گفتم خولی تو مثل ناموسمی گفت اره مثلش بودم ولی از حالا میشم ناموست تا زرنگی نکنی گوشیشو اورد دوتا عکس توبقلم گرفت گفتم الی جوون راحت باش من ترسی ندارم گفت باشه مموریو زد به لب تاب روشن کرد عکسا با موزیک پخش میشدن دو سه تاش عالی بود شورت توری تنش بود چاک کوسش معلوم بود گفت خوب دید زدی گفتم اره گفت چنبار به عشقم جق زدی گفتم هرشب جیگر چنبار مهنازو به یادم کردی راستشو بگووو گفتم فرنوش جان راحتی گفت اره راحتم نشست روپاهام لب تولب شد اوووم چطوره دوس داری وووی باسن گندش رو کیرم بوود اره جووون امید میخوام ببینم من زنتم یا فرزانه یا مهناز گفتم چطور گفت ببین کی سیرت میکنه باورم نمیشد ببین میدونم فرزانرو میکنی البته اوون خول دختره فقط لاپایی وازکون میفهمه ولی منو مهناز رحممون پر میشه از کیرت اوووم بده لباتو عشم باورم نمیشد این فرنوش بچس یا نه جووون بخوررر اوووم سینشو ازتو لباس دراورد وای ی ی دیوونه شدم گرد گنده نوک قهوه ای گنده بخورش :-)ی:-)الا جا سعیدو باید پر کنی نکنی میرم بهش میدم باز اصلا جنده میشم تقصیر تو وووی بمیک جووون دوتا پستونش تودهنم بود ناله میزد جووون بمیک اره اوووف اره بلند شد دکولترو کند وای ساپورت تور شورتم ننش نبود کوسشو گرفت جلو دهنم بخورش ازرو ساپورت شروع کردم لیس زدم وای چه عطری داشت زیر پاهاش بودم ساپورتو جرداد کوسش افتاد بیرون حالا بلیس جوون بخور اقایی بخورش من زنتم بخور ررررررر ای ای چوچولم وای ی ای بلیس اخ کونمو بلیس اقاییی وای ی اره دستشو گرفت واکرد اره بلیس لاشووووو جووون من کیم امید جووون زنمی ع:-)شقمی…

فرنوش وحشی شده بود افتاد روتخت گفت ازم فیلم بگیر با گوشیت گفتم چرا گوشی خودم گفت چون زنتم بگیر ببینی همیشه گفتم باشه پاهاشو واکرد شروع کرد مالیدن کوسش اووف چه ابی افتاده بود اخ امید مال توو خیسه دوسش داری اره جیگر کوس من بهتره یا هووم مهناز گفتمم جوون مال تو گفت الکی نگوو گفتم نه جیگر گفت باشه بخورش جوون گوشیروو بده من بخور بگیرم بده مهناز جوون ببینه اووف جوون از کوس مهنازم واسم فیلم میگیری ببینم باشه گلم کوس فرزانرم بگیر اووف گاز نگیر وای ی ی اره بمیک جوون بکن توش زبونتو امید جوونم راستشو بگوو فرزانرو چنبار کردی عزیز یبار کلا تو پارکبنگ فقط خوردیم همووو دختره نمیده اره کوسخول نمیدونه چه حالی داره پردش پاره شه وای ی امید بسه بده کیرتووو بکن تووش اره اره اره بکن وای ی جوون اره بکن توش سرکیرمو دادم تووو وای باورم نمیشد فرنوش زیر کیرمه اره بکن تا ته جوون تا ته کردم توش سفت بقلم کرد تکون نخوررر وای کلفته جرخوردم خداااا اروم تلمبه بزن خواهش گفتم باشه اروم تلمبه میزدم ناله میزد وای ی اره بکن جرم بده کوسکش اره وای ی اره مهناز کجایی وای ی اره بکن ساعت نزدیک ۶ بود که دوبار ارضا شده بود گفت وای اب بده مردم گفتم باشه چنتا محکم زدم دراوردم پاچیدم روسینش تا صورتش تمومی نداشت ابم اووف بزارش دهنم اخی ی اره جوونم بیا بقلم جیگر فرزانه نیاد گفت نه خیالت راحت امشب شیفت بیمارستان بقلم کن اخی اره جوونم دفعه بعد حق نداری دربیاری توش خالی میکنی نترس حامله نمیشم رفتم بستم چیرووو لولومو بستم خیالت راحت گفتم باشه بوسش کردم برگشت کونشو داد سمتم بقلم کن اخی خدا بهترین سکس عمرم بود امید امشب نرووو بمون اینجا نمیشه الی جوون نمیشه نداریم زنگ بزن زنت بگو حوصله نداری سب دیروقت کارت تموم میشه میری خونه گفتم باشه ببینم چی میشه وای خدا توله سگ سیر نمیشه امشب تا صبح پیرمو درمیاره گفتم باشه شاید دیگه اتفاق نیفته شاید خواب باشه بقلم بود ازم پرسید دوس داشتی گفتم اره عالی گفت کجاشو دیدی حالا بزار امشب ی شب توپ داری اخ چقدر ازت متنفر بودم باورم نمیشه مردم شدی کوسمو صاحب شدی اوووم اره جیگر وای ی سفت بقل کن اونشب کیرت باراول خورد بهم دیوونه شدم وای ی اخ امید مهناز عکسامو دیده گفتم اره چنتاشو نشون دادم یشب خیلی پکرشد ولی بعدش حسابی داد جات خالی جوون به عشق من کردیش اره جیگر حتی اسمتم اوردم جوون دوس دارم همیشه دوس داشتم با یمرد زندار باشم چرا شیطون مزه میده از سکس بازنش بگه از سکس منم واسه زنش تعریف کنه ولی نتونه کاری کنه فقط تجسمم کنه…

ارایشش تموم شد اومد روپام سیگار کشید فرزانه اس داد نزدیکم گفتم اوکی فرنوشو بوسیدم گفتم جیگر بریم روتخت میخوام چشماتو ببندم گفت چرا گفتم صبر کن ببندم بستم خوابوندمش روتخت گفتم زنمی اینجا دیسکو وسط دیسکو میخوام جلو همو سکس کنیم تجسم کن گفت اوووم اره دوس داذم مهناز باشه فرزانه باشه توباشی سعید باشه احسان داداشمم باشه پریسا شوهرشم باشن جوون اره شروع کن اووم از لباش شروع کردم اومدم زیر گردنش اووف جنده جرت بدم جلو همه بارفرزانه جوون اوووم فرزانه اس داد تو اسانسورم درو باز کن رفتم درو باز کردم گفت امیدم کجا رفتی صدا در اومد گفتم اره جیگر مهمونات دارن میان اووف اره بگو بیان اخ اجی فرزانم بیاد وای ی فرزانه اومد تو ی لب داد استرس داشت بوسش کردم اروم شدلباسشو کند بیشرف انگار پارتی بود همیشه خوش پوش بود ی بوت چرم پاش بود ی شلوار ورنی چرم با ی تاپ نیم تنه نارنجی بدون سوتین گفت برو مشغول شو ارایش کنم گفتم باشه رفتم بقل فرنوش سینشو دراوردم گفت وای ی بخورمنو وای جوون فرزانه دیوونه شده بود جوون اخ اجی ببخش داره میخوره منو امید وای ی اره سعید کوسکش ببین چیو ازدست دادی وای ی ی ی گفتم الی دوس داری فرزانه بخوره سینتو گفت وای ی نگووو ارزومه گفتم باشه دست فرزانرو گرفتم اوردمش روتخت تاپشو کندم شلوارشم کند ی شورت ناز مشکی تنش بود سینه فرنوشو گرفت تودستش منم دهن فرنوشو گرفتم جیغ نزنه گفتم اروم جیگر به ارزوت رسوندمت گفت وای نه خوابم نه نه فرزانه گفت جوونم عشقم اجی اره منم شروع کرد خوردم سینش اوووووم جوووون اوووف اح ح چه ناز پستونت اووووم چشماشو واکردم چشاش مست وای امید مرسی بخور منو اجی مردم دیگه فقط مال توام وای ی ی ی اره بخور منم نشستم تماشا جووون اخ لب بده اووف سینتو بزار دهنم خواهری اوووم اره وای دوست دارم امید مرسی وای ی شیطون من زودتر میگفتی منم میخواستم وای چسبیدن بهم لاو اوووم فرزانه شورتشو کند وای کوس نازو سفیدش زد بیرون گفت بیا بخورش واسم اوووم فرنوش دیوانه وار لیس میزد منم لای کوس فرنوش بودم لیس میزدم اوووم خیس اب بود فرزانه ۶۹ شد روش دوتایی کوس همو میخوردن وای ی اره بخورررررررر وای بلیس جووون امید جوونم مرسی بعد نیم ساعت دوتایی باهم ارضا شدن بیحال تو اغوش هم من کیرم شق بود اومدم پاهای فرنوشو وا کردم به فرزانه گفتم بخور کیرمووو عزیز بکنم توش بببنی گفت وای ی اروم فقط اجیم دردش نیاد گفتم جیگر اون عاشق این درد شروع کرد ساک زدن خدا باورم نمیشد دوتاخواهر زیر کیرم بودن کوسشم لیس زد کیرمو گذاشتم روش فشار دادم رفت تو فرنوش بقلم کرد پاهاشو قفل کرد دور کمرم تکون نخورم وای ی ی جر خوردم کلفته اخ خ اروم عقب جلوکردم واشه پاهاش واشد شروع کردم تلمبه ناله میزد جیغ میزد اخ اجی جرم داد دیوس وای ی فرزانه هم کوسشو میمالید سینه فرنوشو میخورد وای ی شرشر اب کوسش میومذ وای ی اجی زنشو جربدیم دوتاییی باشه اخذخ خ امید داره میاد محکمتر وای ی ی ی جرم بده کهبا ی حیغ ابش اومد اخی اومد اومد کی میخورش گفتم خودم که فرزانه گفت نه عصاره وجود خواهرمه من میخورم شروع کرد لیسیدن اووم اوووم جووون وای ی بخور نوش جونت اجی بخوررررر وای ی کیرم شق شق بود یکم کوس فرزانرو خوردم دمرش کردم فرنوش گفت صبر کن ی پماد دارم بزنم نرم شه کونش سرش کنه کلفته کیرت وای ی کون فرزانو واکرد چربش کرد انگشتشو کرد توش اووووم جووونم اجی الان کیر میره توش کونت گنده میشه اوووو وای یواش کیرمو گذاشتم روسوراخ کونش دستاشو گرفت فرنوش کوسشو واکرد بخور اجی اووم اروم بکنش عشقم دردش میاد سرکیرمو فشاردادم اووف تنگ داغ جشاش اشک افتاد وای توروخدا جرخوردم وای فشار دادم تو نفسش بند اومد وای جرخوردم عوضی درش بیار گفتم نه جاافتاده صبر کن اروم تلمبه زدم درد تشکو گاز میگرفت اووو فرنوش مردم پای اجی صبر کن اووم بکن اوووم فرنوش بلند شد گوشیمو برداشت شروع کرد فیلم گرفتن ی چشمک بهم زد گفتم اوکی بگیر قشنگ جا واکرد کونش شروع کردم تلمبه زدن محکم موهاش تودستم میکردم ناله میزد وای ی بسه وای ی مهناز کحایی جرم داد وای ی چن دقیقه تلمبه زدم ابش اومد منم داشت ابم میومد فرنوش گفت عشقم خالی کن توکونش بزار جون بگیره اووووم فرزانه بیا اومد اووووم کل ابم خالی شد توکونش افتادم روش گفت وای خفه شدم سنگینی پاشوووو وای ی اخ جرخوردم یادم باشه مهنازو جرش بدم خندیدم افتادم بلند شد رفت حموم فرنوش خوابید روسینم وای مرسی ممنون تو فرشته ای اونشب تا صبح سه بار فرنوشو کردم دوبار فرزانرو که اخراش فرزانه میگفت پردمو بزن که گفتم نه اصلا حالا اگه دوس داشتید بعدا ادامه خاطراتمو با فرزانه جوون میگم

نوشته: زیگموند فرید

2 Replies to “نبرد مهناز با کیر من”

  1. سلام
    دوست‌عزیز،داستان‌بسیارزیبایی‌بود
    لطفا‌ادامه‌ماجرا‌روهم‌بنویس،موفق‌باشی
    ازادمین‌عزیزهم‌تشکرمیکنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*