فیش بدم؟

سلام به همه دوستان گل من فربدم 19 سالمه از تهران این ماجرا برای من هفته ی پیش اتفاق افتاد من یه کافی نت دارم تو مرکز شهر که تو کار چاپ عکس و بنر و کارتهای تبلیغاتی و ….. هستیم ولی خودم بچه پایین شهرم. داستان از این جایی شروع شد که یه دختر […]

فیش بدم؟ بیشتر بخوانید »

یه همسایه ی جدید

وقتی همسایه های جدیدمون اسباب کشی میکردن من و همسرم نیلوفر توی ایوون جلوی خونه ی ویلاییمون نشسته بودیم.از قبل میدونستیم که قراره همسایه های جدید بیان، ولی من نمیدونستم همسایه هامون یه زن خوشگل 28 ساله و شوهرش هستن.ما از توی ایوون بلند شدیم و به استقبالشون رفتیم.اسم زنه مژده بود و اسم شوهرش

یه همسایه ی جدید بیشتر بخوانید »

کون دادن من به فروشنده مغازمون

داستانی که براتون تعریف مکنم برمیگرده به9 سال.ما مغازه بوتیک داشتیم.بابام یه فروشنده داشت به اسم حسن که 6 سال از خودم بزرگتر بود.رابطه حسن با خانواه ما خیلی نزدیک بود طوری میشد که بعضی اوقات یک هفته خونه ما تلپ میشد(بخاطر دوری مسیر خونشون).منم اغلب اوقات وقتی که از مدرسه تعطیل میشدم میرفتم مغازه

کون دادن من به فروشنده مغازمون بیشتر بخوانید »

رسيدن به سحر

سلام به همه ي دوستاي خوبم اميدوارم حال همگيتون خوب باشه من بهروزم 24 سالمه و به تازگي ازدواج كردمميخوام خاطره ي اولين سكس با همسرم رو واستون تعريف كنم. اول اجازه ميخوام از آشناييمون با هم بگم و بعد اصل داستانو تعريف كنم.قيافم معمولي هست فدم 175. در حد خودم هستم.خيلي خجالتيم و هر

رسيدن به سحر بیشتر بخوانید »

مستی و راستی

یه زن سی ساله هستم وقتی طلاق گرفتم از ایران اومدم به یکی از کشورای اروپا بعد یکسال دربدری و بلاتکلیفی تازه داشتم خودمو پیدا میکردم حالا یکسال بود که سکس نداشتم جای خودش.توی یکی از دیسکو ایرانی های معروف باهاش آشنا شدم اون شب مست و پاتیل منو رسوند دم خونه و یه مکثی

مستی و راستی بیشتر بخوانید »

داستان سكس من و خواهر زنم

يه روز سرد زمستاني بود.ميدونيد كه هواي تهران تو اين فصل روزهاتقريبانيمه سرد اما عصرهاوشب استخون سوزه ومعمولا بساط پتو ولحاف توي اين فصل رونق زيادي داره واتفاقات زيادي هم زيرا اون رخ ميده .من هم تو خونه نشسته بودم وداشتم يه فيلم نيمه سكس نگاه ميكردم .ساعت 7 عصربود وهمسرم هم خونه نبود ورفته

داستان سكس من و خواهر زنم بیشتر بخوانید »

سکس با دوست شوهرم

سلام صدف هستم 25 ساله . 5 ساله که ازدواج کردم از سکس با شوهرم کاملا راضیم . شوهرم خیلی شهوتیه و تقریبا هر روز منو میکنه جوری که دکتر بهش میگفت مگه سوپرمنی؟ البته بعضی وقتا دیگه کم میارمو هر چی میگه بهش نمیدم.شوهرم خیلی رفیق بازه معمولا دوستاشو خونه هم میاره البته خانوادگی.

سکس با دوست شوهرم بیشتر بخوانید »

فرار از فردا

‎وارد مهمونی شدم ، هنوز شال حریر مشکی و مانتوی مشکی گوشادو بلندم و که از جلو کاملا باز بود و ‎ لباسم معلوم بود در نیا ورده بودم ، مثل همیشه از وقتی رسیدم انقدر سر گرم شیطونی شدم و شروع کرده بودم به چرت گفتن و خندیدن که اصلا یادم رفته بود برم

فرار از فردا بیشتر بخوانید »

چشمه آب حیات

اسمها و مکانها همگی مستعار هستند: من بهنام 35 ساله ,اولین بار وقتی مهشید رو دیدم که تازه دوهفته بود با شاهرخ دوستم نامزد شده بود لعنت به شیطون که از همون نگاه اول کس و کونش اومد جلو چشام.دختر خوشکل جذاب ,لوند ,شیطون,همیشه با لباسای باز و چسبون اوفففففففففففف…شاهرخ دوست قدیمیم بود واسه همین

چشمه آب حیات بیشتر بخوانید »

اولین و آخرین بار

سلا ماسمم سامانه 26 سال دارم اهل کرجم و دان 4 تکواندو هستم برای این از تکواندو گفتم چون به اولین و آخرین سکسم ربط داره . حدود 21 سال داشتم که بعد از چند مقام قهرمانی تو کرج معروف شده بودم دخترای مقام دار رو هم میشناختم بعضی موقعها تو پارک با هم تمرین

اولین و آخرین بار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا