حرمسرای خانه ما

سلام اسم من علی و الان 26 سال سن دارم. ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم حدود 4 سال پیش اتفاق افتاد و تقریبا تا پارسال ادامه داشت. به خاطر بحث آبرو این کس و شعرها اسم ها رو کاملا عوض کردم .ما یک خونه قدیمی ساز سه طبقه داریم که خودمون برای اجاره […]

حرمسرای خانه ما بیشتر بخوانید »

اگر این داداشو نداشتم…

وقتی برادرمو میدیدم که چجوری با دوست دخترهاش میره بیرون و تا دیر وقت که بر می گردن.حسابی فکرمو مشغول می کرد. من اصلا” با دوست پسرم زیاد بیرون نمیرفتم. چون اونو کم میدیدم. من حسام رو از Chat پیدا کرده بودم و فقط 2-3 بار با هم رفتیم ببیرون و بعدش دیگه تلفنی با

اگر این داداشو نداشتم… بیشتر بخوانید »

مهسا و مریم

یادم میاد که 18 سالم تموم شده بود و من هنوز هیچ دوس پسری نداشتم. با اینکه از لحاط زیبایی کم نداشتم ولی نمی دونم چه علتی داشت که کمتر توجه پسرا به سمت من بود . شاید هم به قول دوستام اونقدر خر خون بودم که اگه هم کسی به من نظری داشت من

مهسا و مریم بیشتر بخوانید »

مهناز زن همسایه

با سلاممن 30 سالمه و این داستان واسه 4سال پیشه…داستان رو از اونجایی شروع می کنم که پدرو مادرم تصمیم گرفتن طبقه پایین رو بدن دست مستاجر.آخه من دیگه خونه نبودم و اونا تنها بودن…اینم بگم من واسه کارم مجبور بودم برم یه شهر دیگه وگر نه تا قبلش خودم پایین بودم…. خلاصه یه 2ماهی

مهناز زن همسایه بیشتر بخوانید »

خسته

داشت بارون میومد. زیر آلاچیق توی پارک نشسته بودم و اعصابم از همه چیز خراب بود، تازه زنم رو طلاق داده بودم، سر همون قضیه با مامان و بابام هم شدید دعوا کرده بودم که چرا دختر عموی به اون خانمیت رو طلاق دادی. همیشه اینطور بودن فقط به عشق و حال خودشون میرسیدن و

خسته بیشتر بخوانید »

بازم به هم رسیدیم

من و شوهرم پس از چندماه ازدواج حس کردیم که یه خورده سکس واسه ما یکنواخت شده واون شور و حال سابقو نداریم . شاید علتش این بود که زیاد با هم عشقباز ی نمی کردیم و زیاد هم تو خط مقدمه چینی و این بر نامه ها نبودیم . به اصطلاح سکس ما یک

بازم به هم رسیدیم بیشتر بخوانید »

یک لحظه

نمیدونم چرا . نمیدونم چرا دست به همچه کاری زدم . نمیدونم چرا همچه عکس العملی نشون دادم . نمیدونم من که شوهر و دو تا پسرامو خیلی دوست داشتم . عاشقشون بودم . چرا آخه ؟/؟شوهرم 40 سالشه و منم 33 سال دو تا پسر 13 و 10 ساله دارم .با مامان همونی که

یک لحظه بیشتر بخوانید »

کلفتی کیرش

سلام من آرمین هستم ۱۸ سال دارم یه پسر قد بلند کونم کوچیکه اما قلنبس میخوام اولین کونی که دادمو باعث شد یه کونیه حرفه ایی بشمو واستون تعریف کنم من یه دوست داشتم اسمش صادق بود قدش کوتاه بود من با صادق خیلی خوب بودم رفتو برگشت مدرسه باهم بودیم خونه هم دیگه میرفتیم

کلفتی کیرش بیشتر بخوانید »

تجاوز در محل کار

من آنیاهستم و26سالمه سال 83ازدواج کردم وچون همسرم معتادبودیه سال بعدازش جداشدم.این خاطره مربوط میشه به 5سال پیش که من دانشجوی کارشناسی بودم وتویه شهردیگه درس میخوندم.یادمه چون کلاسهام تو3روزاول هفته برگزارمیشد بقیه روزهاروبیکاربودم وچون راه دوربودزیادبه خونمون رفت وآمدنداشتم واسه همین تصمیم گرفتم تایه جابه صورت پاره وقت مشغول به کارشم اماهرچی تلاش کردم

تجاوز در محل کار بیشتر بخوانید »

خواهر کیر پرست من

داستاني كه مي خام براتون بگم ماله 2 سال پيشه يعني زماني كه من 20 ساله بودم . اون موقع خواهرم مهسا 18 سالش بود . . . مامانم و بابام هر دو سر كار مي رفتند . ساعت 7 صبح ميرفتند تا 5 بعد از ظهر . . يه روز كه قرار بود خواهرم

خواهر کیر پرست من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا