کول دیسک سمیرا
یه روز رفتم خونه عموم تازه همگی رفته بودن بیرون بجز سمیرا و امید کسی خونه نبود زنگ زدم سمیرا امد درو باز کرد یه چادر سفید با گلهای آبی رنگ سرش بود گفتم مگه کسی خونه نیست گفت چرا امید هستش بقیه رفتن فروشگاه.رفتم داخل توی اتاق نشیمن سریال نگاه میکرد امید هم لباس […]
کول دیسک سمیرا بیشتر بخوانید »
